دیدگاه هاِتیتر یک

کارشناس سیاسی: احمد مسعود از جایگاه ضعیف با طالبان گفت و گو نمود

سفر امیرخان متقی، وزیر امور خارجه امارت اسلامی، و هیات همراهش به ایران و به دنبال آن گزارشات ضد و نقیض در مورد دیدار احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی، با رهبری طالبان که گفته می شود با میانجیگری ایران صورت گرفت از جمله حوادث مهم هفته جاری افغانستان می تواند به شمار آید.

سخنگوی جبهه مقاومت ملی اما هرگونه دیدار احمد مسعود با امیرخان متقی را رد می کند و برخی گزارشات تایید نشده دیگر تنها به مکالمه تلفنی احمد مسعود با امیرخان متقی اشاره می کند.

از سوی دیگر اما سخنگوی طالبان و مقامات وزارت خارجه ایران، دیدار رهبر جبهه مقاومت ملی و امیر اسماعیل خان، والی پیشین ولایت هرات، را تایید می کنند.

به گفته سخنگوی طالبان، امیر خان متقی در این دیدار به اسماعیل خان و احمد مسعود اطمینان داده می توانند بدون احساس خطر به افغانستان باز گردند.

 به هر صورت این دیدار چه اتفاق افتاده باشد و چه در حد یک مکالمه تلفنی باشد با واکنش های متعددی روبرو شده است.

سید میثم احسانی فعال مدنی و کارشناس امور سیاسی در این مورد معتقد است که احمد مسعود از جایگاه ضعیف با رهبری طالبان گفتگو کرده است.

وی در فیس بوک خود نوشت: «احمد مسعود به خود و داعیه اش توهین کرد. او به عنوان تنها رهبر جبهه ای که حداقل در جغرافیای افغانستان حضور دارد، در گام اول باید مشکل جغرافیایی جبهه مقاومت را حل می کرد، بخشی از مناطق را در اختیار خود می گرفت و بعد با طالب وارد مذاکره می شد که نشد. او با پشتوانه و جایگاه بسیار ضعیف وارد گفت و گو شد و طالبان هم بر جایگاه و داعیه او اهانت کردند.»

آقای احسانی می نویسد: «وقتی وزیر خارجه طالبان به احمد مسعود می گوید می تواند به وطن بیایید و برایش مشکلی پیش نخواهد آمد، بدین معناست که برادر! به جنگ و جبهه ات کاری نداریم و چندان محاسبه یی هم رویش نداریم، ولی اگر می خواهی بیایی وطن و مثل بقیه زندگی کنی، مانعی ندارد. »

این کارشناس مسائل سیاسی می افزاید: «به نظر من این نهایت اهانت به جبهه و داعیه احمد مسعود بود که به خواست خودش برای تن دادن به مذاکره صورت گرفت. عزیز برادر! اول چند ولسوالی را تصرف می کردی، خطوط دفاعی ات را محکم می کردی، تشکل جبهه را وسیع تر می ساختی، روابط خود با کشور ها را تقویت می کردی که شاید کرده باشی، بهار از راه می رسید، می توانستی دست باز تر پیدا کنی و در نهایت به عنوان یک تهدید علیه طالب به گونه جدی تر عمل می کردی؛ در آن صورت با سرو و گردن بالا می رفتی برای مذاکره. اما چنین نشد و خود زمینه ساز اهانت شدی!»  

طالبان حکومت همه شمول  تشکیل ندهند، راهی جز جنگ باقی نمی ماند

سید میثم احسانی در ادامه به موضوع تشکیل دولت همه شمول از سوی امارت اسلامی اشاره می کند و می نویسد: «بیایید واقعیت ها و حقیقت ها را قبول کنیم. افغانستان سرزمین همه ساکنان آن است. ملکیت قوم، جناح و جریان خاصی نیست. در عین حال مبحث قومی واقعیت تلخ افغانستان است. امروز هم خیلی ها طالبان را نماینده یک روایت قومی می دانند. از این ها که بگذریم، می خواهم بگویم آیا واقعا جنگ راه حل افغانستان است؟ هم بله هم خیر. چرا بله؟ اگر من و امثال من نوعی و هزاران انسان این سرزمین نادیده گرفته شوند، انکار شوند، از حق شهروندی و انسانی اش برخوردار نشوند، برابری نباشد، عدالت نباشد، درجه بندی باشد و هیج جناحی هم کوتاه نیاید، راه حل شما جز جنگ چیست؟»

اما اگر طالبان که امروز خود را حاکمان بلامنازع افغانستان می دانند از موضع قومی کوتاه بیایند، رویکرد تند مذهبی را کنار بگذارند، به انتخابات باور داشته باشند، همه را به یک دید ببینند، قدرت و منابع را به صورت عادلانه توزیع کنند، کدام انسان عاقل به دنبال جنگ می رود که بخواهد با میل تفنگ حرف بزند!

وی می افزاید در صورت قبول حکومت همه شمول به معنای واقعی از سوی طالبان در جنگ راه حل نیست و چه خوب است که مشکلات با گفت وگو حل شود. حتی همین گفت وگوی احمد مسعود و طالبان در ذات خود اقدام خیر و نیک است ولی مشروط بر اینکه چنین گفتگو هایی از هر سمت و جناحی منتج به تغییر اساسی در سطوح مختلف در کشور شود نه گرفتن چند چوکی.

این کارشناس سیاسی در بخش پایانی مطلب خود تاکید می کند: «دادخواهی ها و اعتراضاتی که صورت می گیرد اگر بر مبنای دشمنی های قومی نباشد، نباید سرکوب شود؛ این حق ماست که بگوییم زن و دختر نباید در قرن ۲۱ زندانی باشند و محروم از درس، تحصیل و کار شوند. آیا این خواسته ها و نظیر این خواسته ها دشمنی و جنگ طلبی است؟»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا