• انتشار: 1 جولای 2021
  • ساعت: 17:00
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 60093
پرینت

پایان طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان/آیا ارزشش را داشت؟

برای شروع، جنگ موفقیت‌آمیز بود. طی چند هفته، ‏القاعده به درک واصل شد. رویاهای دموکراسی پس از ‏نابودی طالبان توسط نیروهای ایالات متحده و اتحاد ‏شمالی برانگیخته شد. هرچند اسامه بن لادن یک دهه‌ی ‏دیگر هم زنده ماند تا این که آخرسر ایالات متحده ‏انتقام خود را از او در مخفی‌گاه پاکستان گرفت و ‏حملات هراس‌افگنانه‌ی گسترده‌ای که ترس رهبران ایالات ‏متحده را بر انگیخت، هرگز عملی نشد.‏

«جنگ ابدی» امریکا در افغانستان از آغازش در اول ‏این قرن تا حال، با مرگ سه فرمانده رو به پایان است. این ‏هفته اما؛ جو بایدن، قرار است رییس‌جمهوری باشد که ‏نقش ایالات متحده در این درگیری خونین و غیر قابل ‏گشایش را به پایان می‌رساند.‏

بیست سال پس از حمله‌های یازده‌ی سپتمبر -که توسط ‏القاعده از خاک افغانستان نقشه کشیده شده بود و ‏ایالات متحده را به گورستانی از امپراتوری‌های شکست‌خورده کشاند- چندین منبع نظامی، به سی‌ان‌ان، گفتند ‏که خروج امریکا طی چند روز به پایان خواهد رسید. حدود ‏‏۱۰۰۰ سرباز، می‌توانند برای محافظت از سفارت امریکا ‏در کابل و  فرودگاه، باقی بمانند. این نقطه‌ی عطفی‌ست برای حکومت شکننده و نیروهای مسلحش که بر آنند ‏تا جنگ دایمی -که قبل از ورود امریکا آغاز شد و بعد ‏از خروجش هم ادامه خواهد داشت- را پیش ببرند.‏

عملیات امریکایی اما که توسط رییس‌جمهور جورج ‏دبلیو بوش هنگام ویران‌شدن برج‌های دوگانه‌ی نیویورک ‏و پنتاگون آغاز شد، عملا به پایان رسیده است.‏

از دید فراخ‌تر استراتژیک، خروج نیروها بیان‌‏کننده‌ی کم‌رنگ‌شدن پدیده‌ی جنگ در برابر تروریزم به عنوان ‏یک اولویت غالب است که به باور ایالات متحده و ‏رهبران متحدش، قرار بود اصل سازمان‌دهنده‌ی روابط بین‌‏الملل در دهه‌های آینده باشد. سال‌ها جنگ در خارج از ‏کشور، سلطه‌ی امریکا را کاهش داد و به شعله‌ورشدن ‏اختلافات داخلی دامن زد که باعث شد جای پای ‏جهانی ایالات متحده به لرزه بیفتد. دوره‌ی جدیدی که از رقابت ‏قدرت‌های بزرگ، با ظهور چین و خصومت روسیه قابل ‏تشخیص است، اکنون بیش‌تر از همه چیز واشنگتن را نگران ‏می‌کند.‏

همه‌گیری کوید-۱۹، صدها هزار امریکایی را بیش‌تر ‏از تروریزم کشته است.‏

پس از سال‌ها در تنگناقراردادن کامل هراس‌افگنان، ‏نبردهای تلخ زمینی، اعمار ملت، بی‌توجهی ایالات متحده و ‏سپس عزم راسخش، حملات ضدشورشی، مذاکره با طالبان و ‏سهل‌گرفتن [مذاکرات]، ایالات متحده بیرون خواهد شد ‏و بسیاری از شهرواندان، تعجب می‌کنند که چرا ‏امریکایی‌ها هنوز در افغانستان بوده ‌اند.‏

تا زمانی که اوضاع در کابل واقعا بدتر نشود، هیچ ‏صحنه‌ای شبیه به آن چه در سایگون پس از جنگ ویتنام ‏-که چرخ‌بال‌هایی از سقف سفارت امریکا بلند شدند-، دیده ‏نخواهد شد. این درگیری به حدی ادامه یافت که ‏تعدادی از سربازان امریکایی، فرزندان خود را به ‏همان میدان نبردی اعزام کردند که خودشان رفته ‏بودند. از دید بیش‌تر شهروندان امریکا، این جنگ عمدتا پایان ‏می‌یابد؛ اما درست مثل جنگ درازمدت قبلی، هیچ ‏رژه‌ی پیروزی دیده نمی‌شود، فقط فرسودگی است، ‏مجموعه‌ای از تهاجم‌ها و برنامه‌های شکست‌خورده‌ی ایالات ‏متحده و میلی شدید سیاسی برای تسلیم‌شدن. ‏

بوش در اکتبر ۲۰۰۱ گفت: «این مأموریت خواست ما ‏نبود؛ اما ما آن را به سر خواهیم رساند.»‏

بعد از دو دهه، بسیاری با این پرسش رو‌به‌رو اند ‏که؛ آیا ایالات متحده به قولش عمل کرد؟ این که پاسخ‌دادن به این پرسش چرا این اندازه دشوار است، نشان می‌دهد ‏که جنگ برای آن‌ها که می‌جنگیدند و جنگ را رهبری ‏می‌کردند تا چه میزان تجربه‌ی دلهره‌آوری بوده.‏

این عزیمت بدون سروصدا، فاقد آن نمایش مهیجی‌ است که ‏بوش را به حمله علیه طالبان و القاعده واداشت. با ‏این وجود اما، اکنون لحظه‌ی مهمی در تاریخ امریکا ‏است. بیش‌تر از ۳۵۰۰ کشته از جنگ امریکا و متحدانش، ‏بسیاری دیگر که از نظر جسمی و روحی معلول اند و ‏ده‌ها هزار نیروی امنیتی افغانستان و غیرنظامی که از ‏بین رفتند، مستحق پس‌گرفتن حساب ‌اند‎.‎

فصل جدید ایالات متحده

خروج امریکا پس از حملات ۱۱ سپتمبر، آخرین پیوندها ‏با سال‌های پرفرازونشیب جنگ‌های امریکا در خارج ‏از کشور را قطع خواهد کرد؛ دوره‌ای که احساس امنیت ‏کشور در قاره‌ی خود را فروپاشاند، اعتبار جهانی آن ‏را متزلزل کرده و قانون اساسی را به چالش کشید‎.‎

بایدن به عنوان رییس‌جمهوری که «طولانی‌ترین جنگ» ‏امریکا را پایان می‌دهد، برای این پاسخ‌ها و ‏اتفاقات بعدی مسؤول خواهد بود. جنگ افغانستان به ‏حدی از اذهان عمومی محو شده است که تقاضاهای زیادی ‏برای ترک وجود ندارد؛ اما پایان جنگ‌های خارجی از ‏اعتقاداتی بوده است که ترقی‌خواهان و رأی‌دهندگان ‏دونالد ترامپ را، به هم پیوند داده است.‏

رییس‌جمهوری که به این‌ها پایان خواهد داد، سزاوار ‏ستایش خواهد بود. این امتیاز اما این پرسش را با ‏خود به هم‌راه می‌آورد که بایدن با اهداف سیاسی پیش ‏خواهد رفت، یا اهداف استراتژیک. سپس این پرسش نیز سبز می‌شود که؛ آیا ایالات ‏متحده در قبال میلیون‌ها افغانستانی تحت حمایت که در ‏آرمان دموکراسی خود پروراند و اکنون در آستانه‌ی ‏روبه‌روشدن با دوره‌ی تاریکی تازه‌ای زیر سلطه‌ی طالبان ‏فیودال روبه‌رو استند، مسئولیت دارد؛ طالبانی که در ‏میان مصیب‌های دیگر، دختران را از رفتن به مکتب باز می‌‏دارند. در واقع، حالا واشنگتن در تلاش شتاب‌زده‌ای ‏برای خروج مترجم‌ها و افغانستانی‌های دیگری که به نیروهای ‏امریکایی کمک کردنده اند، قرار دارد. ‏

‏ در داخل افغانستان، طالبان در حال پیش‌روی و به‌دست‌گرفتن مناطق در سراسر کشور استند. ترس محسوسی ‏از شکست دولت وجود دارد که می‌تواند ضربه‌ی مهلکی به ‏حیثیت امریکا بزند. در حالی که انتظار می‌رود ‏نیروهای امریکایی عملیات ضدهراس‌افگنانه‌ی خود را از ‏پایگاه‌های خارج از کشور، ادامه بدهند، برخی از ‏کارشناسان نظامی، نگران استند که چنین حملاتی به ‏اندازه‌ی حضور در میدان، مؤثر نباشد. عملیات ‏استخبارتی ایالات متحده نیاز به بازسازی خواهد ‏داشت.‏

با این وجود، همه جنگ‌های خارجی، به رضایت افراد در ‏داخل کشور بستگی دارد. برداشت منطقی از دخالت ‏ایالات متحده –در اصطلاح معروف دوران بوش «مبارزه با ‏تروریست‌ها در آن سو به ‌جای این سو»- برای نسل جدید ‏سخت است‎.‎

بایدن، که در مقام معاون رییس‌جمهور یکی از ‏مبارزان کم‌اشتیاق در جنگ علیه تروریزم در خارج از ‏کشور بود، او این قطع ارتباط را هنگام اعلام خروج ‏نیروهای امریکا در اپریل مجراسازی کرد. ‏

بایدن، در اتاق معاهده‌ی کاخ سفید، جایی که بوش ۲۰ سال ‏قبل عملیات جنگی را از همان نقطه آغاز کرد، به ملت ‏گفت: «ما به دلیل حمله‌ی وحشت‌ناکی که ۲۰ سال پیش رخ ‏داده بود، به افغانستان رفتیم. این اما نمی‌تواند ‏توضیحی برای باقی‌ماندن در سال ۲۰۲۱ داشته باشد.»‏

آیا ارزشش را داشت؟

‏ ‏این پرسش که آیا جنگ ارزشش را داشت، از نمای بخش ‏شصتم قبرستان ملی آرلینگتون -که صفوف کشته‌شدگان ‏جنگ‌های پس از یازدهم سپتامبر را در سینه خود جا ‏داده-، با آن چه در اتاق فکر بال غربی -ویست وینگ- ‏یا واشنگتن استریال تفاوت دارد.‏

آن امریکایی‌های شجاعی که در اوایل جنگ از بین ‏رفتند، بیهوده نمردند.‏

برای شروع، جنگ موفقیت‌آمیز بود. طی چند هفته، ‏القاعده به درک واصل شد. رویاهای دموکراسی پس از ‏نابودی طالبان توسط نیروهای ایالات متحده و اتحاد ‏شمالی برانگیخته شد. هرچند اسامه بن لادن یک دهه‌ی ‏دیگر هم زنده ماند تا این که آخرسر ایالات متحده ‏انتقام خود را از او در مخفی‌گاه پاکستان گرفت و ‏حملات هراس‌افگنانه‌ی گسترده‌ای که ترس رهبران ایالات ‏متحده را بر انگیخت، هرگز عملی نشد.‏

اما هنگامی که دولت بوش توجه خود را به عراق متمرکز کرد، مبارزه کم‌رنگ شد و طالبان دوباره مجال تشکیل ‏گروه را یافتند. از آن به بعد، حملات و برنامه‌های ‏جدید امریکا برای ساختن نیروهای افغانستانی آشکار شد که ‏هیچ‌کدام موفقیت چشم‌گیری به دست نیاورد.‏

اسناد محرمانه‌ی منتشرشده توسط واشنگتن‌پست در سال ،‏‏۲۰۱۹ نشان می‌دهد که مقامات ارشد امریکایی، ‏نتوانسته ‌اند در مورد جنگ با خود امریکایی‌ها واضح ‏باشند. آن‌ها دست به ارزیابی‌های خوش‌بینانه‌ای می‌زدند که ‏خود می‌دانستند نادرست است.‏

به گزارش این روزنامه: «مقامات امریکایی تصدیق ‏کردند که استراتژی‌های جنگی آن‌ها بسیار ناقص است و ‏واشنگتن مبالغ هنگفتی روی تلاش برای بازسازی ‏افغانستان به یک کشور مدرن هدر داد.”»

برای سال‌ها، افغانستان جنگی بود که ایالات متحده ‏توانایی پرداخت مالی آن را نداشت؛ اما آن چه فکر می ‌کرد این بود که توانایی مالی ترک آن را ندارد. ‏بایدن اما تصمیم برگشت‌ناپذیر خود برای پیش‌برد ‏مسؤولیت ترک‌کردن کشور که ترامپ آغازش کرده بود را ‏ادامه داد.‏

بایدن در اپریل پرسیده بود: «زمان مناسب ترک‌کردن ‏کی خواهد؟ یک سال بعد؟ دو سال بعد؟ ده سال بعد؟ ده، ‏بیست، سی میلیارد دالر بیش‌تر بر میلیاردها دالری ‏که تا همین حالا مصرف شده، بیفزاییم؟”»

بیشترین تردید‌هایی که رییس‌جمهورها با آن روبه‌رو ‏می‌شوند، تصامیم بد استند.‏

اگر دولت کابل سقوط کند و مردم سلاخی شوند، این‌ها ‏همه زیر انظار بایدن خواهد بود. اگر دیپلمات‌های ‏ایالات متحده در یک قتل سیاسی که پلیس‌های تضعیف‌شده ‏مقصر آن دانسته می‌شوند، بمیرند، او با فاجعه‌ای ‏انسانی و سیاسی روبه‌رو خواهد شد.‏

خطر لانه‌کرده در افغانستان پساایالات متحده، خطر ‏جدی‌ای است. جنرال آستین میلر، فرمانده ارشد امریکا ‏در افغانستان، روز سه‌شنبه به نیویورک‌تایمز، گفت ‏که جنگ داخلی می‌تواند [محتمل] باشد و این «باید ‏برای جهانیان نگران‌ننده باشد.» ‏

پس از دهه‌ی ۱۹۸۰، هنگامی که ایالات متحده به ‏افغانستان پشت کرد و پس از مسلح‌کردن نیروهای ‏مجاهدین برای شکست‌دادن نیروهای شوروی، زمینه‌ی ظهور ‏پناه‌گاه هراس‌افگنانه‌ی هرج‌ومرج طلب را فراهم کرد، ‏کارشناسان خطر غافل‌شدن از کشور را هشدار می‌دهند. ‏نیروهای شاهین –هاوک- امنیت ملی به عقب‌نشینی بارک ‏اوباما از عراق و متعاقبا ظهور داعش به عنوان یکی ‏از داستان‌های هشداردهنده، اشاره می‌کند.‏

جنرال متقاعد، دیوید پتریوس، رییس سابق سی‌آی‌ای ‏که فرماندهی نیروهای امریکایی در افغانستان و عراق ‏را به عهده داشت، گفت که او اکنون تهدیدی برای وطن ‏نمی‌بیند. هرچند، او در روز دوشنبه در به واشنگتن‌پست گفت که این گروه «هیچ نشانه‌ای از قطع رابطه با ‏القاعده» را بروز نداده ‌است.‏

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه‌ی امریکا، روز سه‌شنبه در ‏مصاحبه‌ای با ‏RAI TG1‎‏ گفت: «القاعده در افغانستان ‏در حال حاضر تهدیدی واقعی برای ایالات متحده، ‏ایتالیا، یا هیچ کشوری دیگری حساب نمی‌شود.»‏

این استدلال که ایالات متحده برای جلوگیری از ظهور  ‏یک پناه‌گاه تروریستی جدید باید در کشور بماند، این ‏واقعیت را زیر سایه‌ی خود قرار می‌دهد که افراط‌گرایان از بسیاری از کشورهای شکست‌خورده در سراسر ‏جهان فعالیت می کنند و بدون پادگان‌های عظیم نظامی ‏از ایالات متحده هدف قرار می‌گیرند.‏

چنین منطقی به بایدن کمک کرد تا در سخن‌رانی اپریل ‏خود، نتیجه بگیرد که پامریکا از زمان مرگ بن لادن و ‏انحطاط القاعده، به اهداف مشخص خود رسیده است، قبل ‏از این که اضافه کند: «حالا زمان پایان‌دادن به جنگ ‏ابدی است.»‏

سی ان ان

ترجمه: صبح کابل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.