• انتشار: ۲۵ میزان ۱۴۰۰
  • ساعت: ۱۸:۱۱
  • سرویس: دیدگاه ها
  • کدخبر: 65905
پرینت

همسایگان پرقدرت افغانستان مانند ایران، چین و پاکستان با طالبان تعامل خواهند کرد؟

چین، پاکستان و جمهوری اسلامی ایران هر سه همسایگانی پر قدرت برای افغانستان محسوب می شوند که هنوز دولت موقت طالبان را به رسمیت نشناخته اند، اما هر سه منافع زیادی در کشور دارند.

خروج نظامی آمریکا و ناتو از افغانستان یک خلا سیاسی اجتناب ناپذیری در جنوب و مرکز آسیا بوجود آورد. سوال اینجاست که چه کسی قدم پیش خواهد گذاشت تا این خلا را پر کند. همسایگان افغانستان هر یک پاکستان، ایران و چین منافعی ویژه در افغانستان دارند که به احتمال زیاد با قدرت جدید در افغانستان بخواهند وارد تعامل گردند.

قطعا هیچ یک از این سه کشور تمایل ندارند آن نقش پر رنگی را که آمریکا تلاش کرد برای ترسیم آینده افغانستان ایفا کند به خود بگیرند، اما از آنجایی که منافع امنیتی خودشان نیز ایجاب می کند به دنبال ثبات و تامین امنیت سرتاسری در افغانستان هستند.

از یکسوی دیگر طالبان نیز به دنبال ایجاد تعامل مثبت با همسایگان خود است تا بتواند مشروعیت جهانی خود را کسب کند و تلاشی برای جذب سرمایه گذاری های خارجی برای توسعه اقتصادی در کشور کرده باشد.

در زیر به منافع هر سه کشور برای تعامل با طالبان اشاره می گردد:

پاکستان:

پاکستان ۲۶۷۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و از ناآرامی های چهار دهه گذشته در افغانستان در امان نبوده است. زمانی پاکستان پایگاهی برای واشنگتن و متحدانش برای حمایت از جهاد افغانستان علیه تهاجم ارتش سرخ شوروی بود. حملات یازده سپتامبر و ورود آمریکا به افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم نیز وضعیت امنیتی را برای پاکستان دشوارتر کرد.

بی ثباتی در امتداد خط مرزی میان افغانستان و پاکستان جایگاه خوبی برای گروه های شورشی بود تا خود را سازماندهی و رشد دهند. تحریک طالبان پاکستان و شورشیان بلوچ طی سال ها از این وضعیت استفاده کرده و تاکنون حملات فراوانی علیه پاکستان راه اندازی کرده اند که منجر به کشته شدن دست کم ۸۳ هزار نفر و تحمیل میلیارد ها دالر خسارت طی این سال ها بر پاکستان شده است.  

اسلام آباد گاها ادعا کرده که این حملات از داخل خاک افغانستان با همکاری سازمان استخبارات هند طراحی و اجرا می شود. در همین حال اما، خود پاکستان نیز همواره به طور گسترده متهم بوده که از گروه های شورشی مانند طالبان و شبکه حقانی حمایت می کند.

اما تسلط دوباره طالبان بر قدرت در افغانستان و خروج نظامیان آمریکایی و ناتو از نظر حلقات امنیتی و سیاسی در اسلام آباد به عنوان یک اتفاق مثبت در نظر گرفته می شود. دیدگاه آنها این است که «ما خوشحالیم که طالبان بر قدرت آمده است زیرا این گونه مرزهای غربی مان از بازی های خصمانه هند در امان خواهد بود.»

این دیدگاه خوشبینانه از سوی حلقات پاکستانی همچنین سبب شده تا نیروهای طالبان به فکر انتقام جویی از پاکستان نیفتند؛ زیرا پاکستان اولین کشوری بود که خاک خود را در اختیار آمریکا و متحدینش قرار داد تا علیه طالبان اقدام نظامی کنند و دولت آنها را در سال ۲۰۰۱ سقوط دادند. همچنین پاکستان تاکنون شماری از اعضای طالبان را دستگیر و به مقامات غربی تحویل داده است.

برخی ها از نقش برجسته ای که پاکستان به دنبال آنست در افغانستان بازی کند سخن می گویند، به ویژه پس از سفر جنرال فیض حمید رئیس پیشین استخبارات پاکستان به کابل آنهم تنها چند روز پس از سقوط دولت پیشین.

در سطح جامعه جهانی نیز پاکستان فعالانه برای طالبان کمپاین کرده است. عمران خان نخست وزیر این کشور در یک سخنرانی مجازی با سران دیگر کشورها در سازمان ملل متحد خواهان تعامل کشورها با طالبان و ارسال کمک های بشردوستانه به مردم افغانستان شد.  

نکته حائز اهمیت اما این است که به باور برخی ها پاکستان، قدرت مطلق و بدون رقیب طالبان در افغانستان را نیز نمی تواند بپذیرد. براساس برخی گزارش ها، طی جلسه ای که ماه گذشته در تاریخ ۱۶ اگست در شورای امنیت ملی این کشور برگزار گردید، فرماندهان نظامی به اعضای پارلمان پاکستان گفتند که طالبان پر قدرت ممکن است دیگر مانند گذشته، گوش به حرف اسلام آباد نباشد. شاید این یکی از دلایل اصلی پاکستان است که با وجود آنکه کمپاین های فعالی برای تعامل با طالبان در سطح جهان می کند اما خود با احتیاط در تعامل با آنها قدم بر می دارد و هنوز آنها را به رسمیت نشناخته است؛ در حالیکه این کشور در دوران حاکمیت قبلی طالبان از جمله معدود کشورهایی بود که آنها را به رسمیت شناخت.

اما گرچه هنوز آنها را به رسمیت نشناخته، اما امیدوارهای زیادی دارد که بتواند با طالبان در بخش های اقتصادی تعامل مثبتی داشته باشد.

دولت پیشین افغانستان با جایگزین کردن بنادر ایرانی برای ورود کالا به افغانستان، سطح واردات از بنادر پاکستان به افغانستان را با کاهشی ۸۰ درصدی مواجه کرده بود. تبادلات تجاری میان پاکستان و افغانستان از رقم ۲٫۸ میلیارد دالر در سال ۲۰۱۱ با یک میلیارد دالر کاهش به ۱٫۸ میلیارد دالر در سال رسیده بود.  

پاکستان همچنین امیدوار است که با ثبات امنیتی در افغانستان می تواند دستش را به بازار آسیای میانه نیز باز کند.

این کشور همچنین منتظر تکمیل شدن پروژه خط گاز «تاپی» (ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، هند) است که در دولت پیشین افغانستان به دلیل عدم تامین امنیت کار ساخت آن متوقف شده بود.

بنابراین، پاکستان اگر بتواند اعتماد و احترام متقابل را از جانب افغانستان کسب کند می تواند به داشتن همسایه ای خوب امیدوار باشد.  

چین:

زمانی که آمریکا اعلام کرد نظامیان خود را از افغانستان خارج می کند، به نگرانی های چین که ۹۲ کیلومتر مرز مشترک در کوریدور واخان با افغانستان دارد افزوده شد، اما در عین حال سبب شد تا این کشور قدم های اولیه اش برای تعامل و رابطه با طالبان را بردارد.

پکن از افغانستانی نا آرام که می تواند دامنه ناامنی ها را به ولایت «شین سیانگ» این کشور گسترش دهد هراس دارد و آن را تهدیدی برای طرح استراتژیک اقتصادی اش در منطقه با نام «ابتکار جاده و کمربند» می داند. با این وجود، حضور مجدد طالبان بر افغانستان فرصت هایی را برای چین فراهم کرده که توام با ریسک نیز است.

در دیداری که وزیر خارجه چین در تاریخ ۲۸ جولای سال جاری (۶ اسد) با هیاتی از طالبان به رهبری ملا عبدالغنی برادر در ولایت «تیان جین» داشت، طالبان به سران چین وعده داد که از خاک افغانستان علیه چین استفاده نمی گردد و در عوض چین به حمایت های اقتصادی و سرمایه گذاری برای بازسازی زیرساخت های افغانستان بپردازد.

این ملاقات نقطه عطفی برای طالبان بود، زیرا ملا عبدالغنی برادر توانست حمایت یک ابرقدرت منطقه ای را با خود داشته باشد که می تواند نقش بارزی در بازسازی افغانستان ایفا کند. بلافاصله به دنبال سقوط دولت پیشین و روی کار آمدن طالبان، سخنگوی وزارت خارجه چین در پیامی اعلام کرد که کشورش آماده گسترش روابط با افغانستان است.   

و روی حرفش نیز ماند. در حالیکه دیگر قدرت ها از دولت اعلام شده طالبان دوری می کردند، چین به درخواست افغانستان برای کمک های بشردوستانه پاسخ مثبت داد و به ارزش ۳۱ میلیون دالر بسته های حمایتی ارسال کرد.

وزیرخارجه این کشور نیز در جریان مجمع عمومی سازمان ملل متحد از آمریکا بخاطر مسدودسازی دارایی های نقدی افغانستان به روی طالبان انتقاد کرد. یک هفته پس از این سخنرانی، اولین محموله از کمک های بشردوستانه چین وارد کابل شد.

گفته می شود که چین به ذخایر طبیعی افغانستان که چیزی در حدود ۱ الی ۳ تریلیون دالر تخمین زده شده چشم دوخته است. افغانستان علاوه بر دارا بودن عناصر طبیعی کم یاب، دارای ذخایر بسیار غنی از طلا، پلاتنیوم، نقره، مس، آهن، کرومیت، لیتیوم، اورانیوم و آلومنیوم نیز است. به نظر می رسد که طالبان تمایل به واگذاری این معادن دارند تا از منبع درامد این منابع حکمرانی شان را مستحکم کنند.

از طرفی اما به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان باعث نگرانی چین نیز است. اگر طالبان قادر به کنترل جنبش اسلامی ترکستان شرقی و یا دیگر گروه های شورشی نباشد، این می تواند خواب راحت را از چین نیز بگیرد. همچنین حضور گروه های شورشی و فعالیت آنان در منطقه می تواند به پروژه اقتصادی طرح کمربند و جاده نیز آسیب وارد کند.

البته تنها چین نیست که به منابع غنی افغانستان چشم دوخته است و دیگر بازیگران منطقه ای نیز به دنبال کسب منفعت از ذخایر بکر افغانستان هستند؛ که شاید آنها را بر آن دارد تا بخواهند از گروه های شورشی محلی و یا جنگ سالاران منطقه ای برای تامین منافع شان بهره ببرند. این موضوع نیز به ضرر منافع اقتصادی چین در افغانستان و منطقه است.

بنابراین چین نیز با احتیاط به دنبال تعامل با طالبان است و برای سرمایه گذاری در افغانستان عجله به خرج نمی دهد.  

ایران:

ایران ۹۲۱ کیلومتر با افغانستان مرز مشترک دارد و از ناآرامی های چهار دهه گذشته در افغانستان نیز در امان نبوده است. تهران در دوران حاکمیت قبلی طالبان بر افغانستان ضمن آنکه آنها را به رسمیت نشناخته بود از جبهه ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود حمایت کرد.

پس از حملات یازده سپتامبر و لشکر کشی آمریکا به افغانستان، تهران که حضور گسترده نظامیان آمریکایی را در منطقه بر نمی تابید، گفته می شود اقدام به برقراری برخی روابط پنهانی با طالبان کرد تا مانع دسترسی آمریکا به منافعش در افغانستان گردد.  

در کل، ایرانی ها از خروج نظامی آمریکا از افغانستان خوشحال هستند و سران این کشور مانند ابراهیم رئیسی آن را یک شکست مفتضحانه برای آمریکا عنوان کرده است. اما از طرفی دولت ایران بشدت نگران بی ثباتی و گسترش ناامنی پس از سقوط دولت پیشین در افغانستان است.

ماه گذشته وزارت خارجه ایران در اقدام بسیار تند، علیه طالبان تاخت و حمله آنها را بر جبهه مقاومت پنجشیر محکوم کرد.

تهران همچنین از طالبان به خاطر تشکیل ندادن دولت همه شمول انتقاد کرده است. شاید یکی از نگرانی های تهران تامین امنیت جامعه شیعه های هزاره افغانستان است که در دوران حاکمیت قبلی طالبان مورد آزار و اذیت فراوان قرار گرفتند.  

سوای منافع سیاسی، ایران همچنین به دنبال فرصت های اقتصادی در افغانستان نیز است. تحریم های آمریکا علیه ایران، تجارت جهانی این کشور را به شدت آسیب زده است؛ اما افغانستان تحت حاکمیت طالبان قطعا بخاطر خوشحالی آمریکا از تعامل اقتصادی با ایران دوری نمی جوید.

ایران تلاش خود را خواهد کرد تا به بازارهای افغانستان دسترسی داشته باشد، همانطور که کالاهای ایرانی طی سال های گذشته در تمام بازارهای افغانستان دیده می شود. در سال ۲۰۱۸، ایران به بزرگترین شریک تجاری افغانستان بدل شد که ارزش کالاهای صادراتی این کشور به افغانستان به حدود ۲ میلیارد دالر رسید؛ این علاوه بر حجم زیادی از کالاهایی است که از طریق بنادر ایران وارد خاک افغانستان شده اند.

از طرفی ایران سعی دارد تا با حفظ حجم بالای تجاری با افغانستان، از سرازیر شدن مواد مخدر از مرزهای طولانی اش با افغانستان نیز جلوگیری کند. ایران یکی از بازارهای اصلی مواد مخدر افغانستان و کوریدور اصلی این مواد برای رسیدن به کشورهای اروپایی و حاشیه خلیح فارس محسوب می شود. طالبان همواره متهم شده اند که از تجارت مواد مخدر سود می برند. از این رو، برقراری مکانیزمی مشخص با طالبان در راستای مقابله با مواد مخدر، یکی از چالش های بزرگ برای ایران است.

یکی دیگر از موضوعات مورد منازعه میان تهران و کابل بحث بر سر تهدیداتی است که حضور گروه های شورشی متوجه امنیت ایران می کند. مناطق مرزی ایران در ولایات خراسان و سیستان و بلوچستان طی سال های اخیر شاهد حملات تروریستی­ای بوده که گفته می شود سرچشمه از مناطق مرزی ایران با افغانستان و یا ایران با پاکستان دارند.

طالبان گرچه به جانب ایرانی اطمینان داده است که اجازه نخواهد داد از خاک افغانستان علیه امنیت دیگر کشورها به شمول ایران فعالیتی صورت بگیرد، اما ایران چیزی بیشتر از یک حرف از طالبان می خواهد.

همچنین، حضور بیش از دو میلیون مهاجر افغان در ایران نیز به نگرانی های تهران علاوه می کند و با توجه به اقتصاد متزلزل خودش که تحت تحریم های آمریکا شکننده تر نیز شده است، توان استقبال از مهاجران تازه وارد را از این کشور گرفته است. این شاید دلیل ایران برای دیدن ثبات افغانستان باشد تا بتواند مهاجران را به کشور بازگرداند.

از این رو می توان گفت که همسایگان افغانستان از جمله ایران، پاکستان و چین هر سه به دنبال ایجاد ثبات در این کشور هستند تا ضمن تامین امنیت مرزهای شان، فعالیت های اقتصادی شان را نیز بتوانند پیش ببرند. احتمالا این سه کشور بخواهند با همدیگر در این راستا همکاری نیز داشته باشند و حتی از روسیه نیز کمک بگیرند.

بدین ترتیب دولت طالبان به ناخود آگاه تحت تاثیر یک محور ضد آمریکایی نو ظهور قرار می گیرد که به دنبال قطع نفوذ آمریکا از منطقه هستند.

الجزیره – ظاهر شیرازی سردبیر نوای پاکستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.