اجتماعی

نامه یک متعلم صنف دهم مکتب به جامعه جهانی پس از حضور طالبان

نگیتا ظفریان یک متعلم صنف دهم مکتب در غرب شهر کابل با نوشتن نامه ای و ارسال آن به خبرگزاری رها از جامعه جهانی خواسته تا به وضعیت ادامه تحصیل زنان و دختران زیر سایه حکومت طالبان توجه کنند.

در آرزوی دیروز

با بازگشت «تحریک اسلامی طالبان» و تسلط این گروه بر افغانستان و رفتار نامناسب آنها با دختران جوان و زنان، ادامه تحصیل و ادامه کار جایش را به یأس و ناامیدی عوض کرده است؛ به ویژه آن عده از زنان و دختران که در تلاش برای خلق آینده ا‌ی بهتر برای هم نسل های خود بودند با ورود گروه افراطی طالبان در خانه‌ ها محبوس شدند.

خانه نشینی برای من و امثال من که همیشه در تلاش برای ساختن یک جامعه ایده آل بودیم حکم اعدام را دارد. در طول چند ماهی که طالبان کنترول افغانستان را به دست گرفته است بجز انجام کارهای روزانه‌ خانه، کار دیگری انجام نداده ‌ام. لباس مکتب خود را برای زمانی که دوباره نیاز داشته باشم همیشه آماده نگاه میکنم. از دیدن کتاب‌ها، بیگ، کفش، و لباس‌های مکتب ام که دست‌ نخورده و در گوشه‌ اطاق افتاده ‌اند، غصه می‌ خورم. بعید می ‌دانم که طالبان به ما اجازه ادامه تحصیل بدهند و اگر اجازه بدهند امکان کار کردن و حضور زنان در اجتماع هنوز جای سؤال است.

هر روز صبح که از خواب بیدار می‌ شوم به یاد می ‌آورم که چطور با همصنفی هایم در حیاط مکتب جمع می‌ شدیم و سرود ملی می‌ خواندیم. هر بار که به یاد آن روزها می‌ افتم ناامید تر می ‌شوم. کاش دست هایم آنقدر بزرگ می ‌بود‍‍‍‍ که می توانستم چرخ فلک را به کام مردم رنجدیده و بیچاره کشورم بچرخانم! مردم ما مردمانی قدردان هستند و هرگز کسی که به آنها کمک کرده‌ است را فراموش نمی کنند، بخصوص زمانی که در اوضاع سخت و دشوار قرار گرفته باشند.

با کمک کردن به دیگران، این جهان را جای بهتری سازید. فلسفه‌ ی خدمت به دیگران این است که به افرادی که برای گذران زندگی و رسیدن به اهداف شان نیاز به حمایت دارند، کمک گردد.

همه امید ما دختران، امید به فردای روشن تر است؛ چشم به ‌راه قلب مهربان و دست نوازشگرتان هستیم که روزنه های نور را در دل تاریک ما نقش دهید.

ما دختران منتظر، قلب های پر مهر و دست های سخاوتمند تان را به نظاره نشسته‌ ایم تا گره از کار فروبسته مان بگشائید؛ پس دستان ‌تان را باز و ما را دریابید. به تازگی اطلاع نامه نمره اولی ام را از مکتب ام دریافت کرده ام؛ لحظه ای مرا خوشحال ساخت. اما یک لحظه، دوباره ذهن خود را به وضعیت موجود در جامعه ‌ام بازگرداندم و ابر ناامیدی بر سرم سایه افکند.

خواست ما از جامعه جهانی و امریکا این است که من و امثال من را از زندان اجتماعی نجات دهند. انسان موجودی است اجتماعی و کاوشگر؛ زندگی بدون درس و تحصیل برای ما معنی ندارد. لطفا گروه طالبان را وادار بسازید تا مانع رشد استعدادهای نهفته در این سرزمین نشوند. خیلی سخت است برای من که درشرایط کنونی زیرسایه طالبان که صدایم را بلند کنم قطعا از طرف گروه طالبان سرکوب می‌شوم، معقول خواهد بود که صدای مان را از طریق  نوشتاری بلند نمایم تا مرهمی باشد برای صداهای ناشنیده سرزمینم.

نگیتا ظفریان

متعلم صنف دهم یکی از مکتب های خصوصی غرب کابل

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا