• انتشار: 24 نوامبر 2020
  • ساعت: 12:09
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 51146
پرینت

متن کامل سخنرانی رئیس‌ جمهور محمد اشرف غنی در نشست همکاری‎های منطقوی در حاشیه کنفرانس جینوا برای افغانستان

رئیس جمهور غنی در حاشیه کنفرانس جنوا در نشست همکاری های منطقه ای به صورت آن لاین سخنرانی کرد و گفت افغانستان باید به مرکز اتصال منتطقه ای تبدیل شود.

معاون نخست ریاست جمهوری، معاون دوم ریاست جمهوری، جلالتمآبان، جناب اتمر، جناب ارغندیوال، خانم دیبورا لاینز، خانم‌ها و آقایان، همکاران گرامی؛

جای افتخار است که در نشست انلاین امروزی حضور دارم.

آسیا در حال تحول از یک منطقه استوار بر مفکوره به یک منطقه عملگرا/فنکشنال می‌باشد. آسیا به علت فعالیت‌ها و کارهای بی‌شمارش در عرصه‌های علمی به عنوان یک منطقه مفکوره‌ای مشهور بوده است. ظهور آسیا به عنوان یک منطقه عملگرا و تحول آن از یک مفکوره به براعظم اقتصادی، نتیجه سرمایه‌گذاری فراوان بر زیربناهای حیاتی این قاره می‌باشد که رابطه مستقیم با انقلاب‌های صنعتی اول، دوم، سوم و چهارم دارد.

اتصال در مبدل شدن این منطقه به یک منطقه عملگرا حایز اهمیت می‌باشد. زیرا تعاملاتی که به واسطه موجودیت زیربناهای حیاتی در این منطقه میسر گردیده، می‌تواند مشخص سازد که اتصال تا چه اندازه در آن تحقق یافته است. تمرکز روی مناطقی که نقاط تقاطع هستند زمینه را برای تشخیص موانع و فرصت‌ها فراهم می‌سازد.

روندهای ذیل میزان تغییر در قاره آسیا را قبل از ظهور و شیوع ویروس کرونا نشان می‌‎دهد:

۱- پنجاه درصد سرمایه‌گذاری در عرصه‌های مختلف از جمله برق، سرک‌سازی، مخابرات، خط آهن، آب، بنادر و میدان‎های هوایی بین سال ۲۰۰۷ الی ۲۰۱۵، از سوی هفده کشور آسیایی صورت گرفته است. این سرمایه‌گذاری از ۱.۸ تریلیون دالر در سال ۲۰۰۷ به ۲.۳ تریلیون دالر در سال ۲۰۱۵ افزایش یافت که رشد سالانه ۲.۹ درصد را نشان می‌دهد.

۲- براساس تخمین مرکز اقتصادی آکسفورد، امکان دارد چین که به ‌تنهایی پنجاه درصد سرمایه‌گذاری‌های مذکور را تشکیل می‌داد، ۲۶ تریلیون دالر و شانزده کشور آسیایی دیگر، ۲۲.۴ تریلیون دالر را بین سال‌های ۲۰۱۶ الی ۲۰۴۰ سرمایه‌گذاری کنند.

۳- آسیا در آماده ساختن منابع بین سرمایه‌گذاری موجود و سرمایه‌گذاری موردنیاز برای آینده کمترین خلأ را داشت.

۴- در حالی که مطالعه همه‎جانبه در مورد اندازه تغییرات به میان آمده در زنجیره‌های ارزش، زنجیره‌های عرضه، سیستم‌ها و پروسه‌ها، افزایش در تجارت میان کشورهای آسیا و تجارت میان آسیا با مناطق دیگر جهان، برخاسته از اتصال است که اکنون وجود دارد. این تغییر و تحولات در حقیقت عالی‌ترین تحولات طی چهارصد سال اخیر بوده است.

واضح است که شیوع مرض کرونا، زندگی ما را مختل ساخته و تأثیرات مخرب بر وضعیت معیشتی ما گذاشته است. هر چند موارد ذیل در حال ظهور هستند.

۱- احتمال دارد سرمایه‌گذاری روی زیربنا، یک جزء اساسی و مهم برنامه‌ تشویقی کشورهای آسیایی در دوره پسا-کرونا باشد.

۲- تا زمان ایجاد موافقت‌نامه حکومتداری جهانی، با در نظرداشت این که آسیا به مرکز ثقل اقتصاد جهان مبدل گشته، احتمال دارد تمایل به منطقه‌گرایی تقویت گردد.

۳- با گسترش و توسعه میزان سرمایه‌گذاری روی زیربناها و شامل ساختن سرمایه‌گذاری‌های کشورهای آسیایی، احتمال مبدل شدن آسیا به یک بازیگر جهانی غالب در سرمایه گذاری روی زیربناها در دهه‌ی آینده وجود دارد.

۴- شناسایی مناطقی که در نقاط تقاطع (مانند چهارراه) قرار دارند و قبلاَ توجهی به آنها صورت نگرفته و سرمایه‌گذاری روی آن می‌تواند بر مؤثریت و بازدهی زنجیره‌های عرضه و ارزش، تأثیر چندبرابر بگذارد.

زیربناهای حیاتی بیشتر به عنوان سکتورها تعریف شده‌اند که سرمایه‎ها، سیستم‌ها و شبکه‌های آنان – فیزیکی یا مجازی – برای امنیت یک ملت یا یک منطقه، امنیت اقتصادی، مصؤونیت یا صحت عامه و غیره مهم و حیاتی ‌میباشد.

فهرست سکتورهایی که ایالات متحده امریکا ترتیب کرده، قرار ذیل است:

مواد کیمیاوی، تسهیلات تجاری، ارتباطات، تولیدات حساس، بندهای آب، اساسات صنعتی دفاعی، خدمات عاجل، انرژی، غذا و زراعت، تسهیلات دولتی، خدمات صحی و صحت عامه، تکنالوژی معلوماتی، رکتورهای اتمی، مواد، مواد فاضله، سیستم‌های ترانسپورتی، سیستم‌های آب و فاضلاب.

اگر یک تعریف جامع‌تر ارائه کنیم، حضور هر چهار انقلاب صنعتی که هر کدام با پیدایش زیربناها و تکنالوژی‌های جدید رابطه دارد، محسوس می‌باشد. حقیقت غم‎انگیز این است که صدها میلیون تن – حتی میلیاردها تن – از مردم، به شمول آسیا، هنوز به انواع مختلف زیربناها که مرتبط با سه انقلاب صنعتی نخست باشد، اگر در مورد انقلاب صنعتی چهارم صحبت نکنیم، دسترسی ندارند.

افغانستان یکی از آن نقاط تقاطع یا چهارراه می‌باشد، زیرا جاده‌های تجاری تاریخی مانند گرند ترانک، راه لاجورد و جاده ابریشم از آن عبور کرده‌اند. نام‌هایی که به افغانستان اطلاق می‎شود، اهمیت موقعیت ما را به بهترین شکل نشان می‌دهد؛ قلب آسیا؛ دروازه هند؛ پل زمینی؛ چهارراه که در آن کالا، مفکوره‌ها و مردم آزادانه در رفت و آمد باشند، جریان پیدا کنند و تعامل داشته با شند؛ و سویس آسیا.

در حقیقت، کشوری که چهارراه آسیا باشد می‌تواند دیدگاه، دورنمای استراتیژیک و پلان عمل خود را ترسیم کند. خرسند هستیم که در جریان پنج سال تعاملات فشرده با رهبران و مدیران کشورهایی که با حضورشان امروز به ما افتخار بخشیدند، افغانستان به عنوان یک دورنمای مملو از فرصت دیده می‌شود، نه خطر.

با در نظرداشت شرایط کنونی، من اکنون به چهار سؤالی که پنل باید بدان پاسخ دهد، می‌پردازم:

اجماع منطقه‌یی قوی برای تأمین صلح پایدار ضروری می‌باشد. با اشاره به صحبت‌های وزیر صاحب اتمر و خانم لاینز، نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان، چطور می‌توان یک دورنمای سیاسی منطقه‌یی ایجاد گردد؟

با درک مشترک شرایط کنونی که در آن نیروهای ملی امنیتی و دفاعی افغانستان یک نقش غالب را در امنیت کشور خود و محافظت از همه کشورهای همسایه و همکاران ما در مقابل تروریزم ایفا کند. علاوه بر آن ما باید از تروریزم را به مثابه یک ایکوسیستم در حال تغییر، نه سازمان‌های منزوی، درک کنیم.

۱- با موافقت روی یک هدف مطلوب به خاطر دستیابی به یک توافق سیاسی در افغانستان که همانا یک افغانستان مستقل، متحد و دموکراتیک در صلح با خود، منطقه و جهان که توانایی حراست و توسعه دستاوردهای دو دهه گذشته را دارد، می‌باشد. این هدف مطلوب مورد تأیید شورای امنیت ملل متحد قرار گرفته که به خاطر آن از این شورا ابراز امتنان می‌کنیم. با حکومت افغانستان به خاطر یک روند فراگیر منطقه‌یی برای ترتیب نقشه راه به منظور تحقق این هدف مطلوب کار کنید.

۲- از موضع چند جانبه افغانستان به منظور تقویت روابط و همکاری‌ها در منطقه، جلوگیری از مبدل شدن به جوانب منازعه و اختلاف با دوستان‌مان، و اطمینان از این که از خاک ما علیه همکاران منطقه‌یی و جهانی ما یا جمهوری اسلامی افغانستان استفاده صورت نگیرد؛ حمایت نمایید.

۳- با ما در راستای انکشاف یک چارچوب منطقه‌یی برای تضمین صلح و ثبات سیاسی، و مهار و محو تهدیدهای شبکه‌های تروریستی، سازمان های جرمی و دیگر تهدیدها، همکاری کنید.

۴- با ما در راستای ترتیب یک استراتیژی میان مدت یا دراز مدت همکاری که استوار بر منافع متقابل، احترام متقابل و اعتماد متقابل باشد، همکاری کنید تا افغانستان را به عنوان عرصه‌ای برای همکاری و حل مشکلات منطقه به تصویر بکشیم.

ابتکارات ذیل در تقویت اتصال منطقه‌یی و بالا بردن میزان تجارت بین همکاران منطقه‌یی و افغانستان مؤثر واقع خواهد شد:

۱- حمایت به خاطر تسریع پروژه‌های منطقه‌یی اعم از کاسا-یکهزار، لین انتقالی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان، پایپ لاین تاپی، لین‌های انتقال انرژی، تجارت، ترانزیت، قواعد بازی همکاری‌ها در زمینه سرمایه‌گذاری که به ما مجال جریان کالاها را می‌دهد. این اقدامات به خاطر نشان دادن مزایای همکاری و سرمایه گذاری روی زیربناها، سیستم ها و پروسه‌های لوژستیکی به خاطر این که ما را قادر سازد که سیستم‌های ترانزیت، تجارت و ترانسپورت را که روی آنها موافقه صورت گرفته، تا حد امکان و مطابق با معیارات شاخص جهانی لوژستیک تطبیق و اجرا نماییم.

۲- توافق از طریق اتخاذ معیارات جهانی یا ایجاد معیارات منطقه‌‎یی در خصوص تجارت، ترانزیت و ترانسپورت؛ صحت، معیارات حفظ‌الصحه و سرمایه‌گذاری روی بهبود و تقویت زنجیره های عرضه و زنجیره های ارزش که به نفع همه جوانب ذیدخل می‌‎باشد. سیاست‌های کوچک در تجارت، ترانزیت و ترانسپورت جا ندارد و قابلیت پیش بینی و اعتماد ما را خدشه دار می سازد.

۳- بررسی خالیگاه‌ها در زیربناهای حیاتی در افغانستان و کمک به ما در راستای دیزاین یک چارچوب میان مدت سرمایه‌گذاری به منظور فائق آمدن بر این خلأها. مبدل ساختن زیربناهای نظامی از قبیل میدان‌های هوایی میتواند به عنوان اجزای مهم این رویکرد شمرده شود.

۴- با توجه به ظرفیت گسترده ما در عرصه انرژی قابل تجدید و منابع وافر منرالی و فلزات، به ما کمک کنید که افغانستان به یک محور صنعت و انرژی سبز مبدل گردد. ما تفاهم نامه با کمپنی فورتسکیو استقبال می‌کنیم که زمینه تولید بیست هزار میگاوات برق از منابع آبی و سرمایه گذاری در عرصه صنعت سبز به ویژه فولاد و سکتورهای مربوط به آن را فراهم می‌سازد.

۵- با ما در راستای تحول دیجیتلی خصوصا در زمینه انکشاف سرمایه های بشری—در عرصه معارف و صحت—از طریق سیستم های انلاین همکاری نمایید. ۷۴ درصد از نفوس کشور ما زیر سن سی سال و ۴۷.۵ درصد زیر سن پانزده سال می‌باشند و یکی از جوانترین نفوس جهان است که نیاز به امیدبخشی و سرمایه گذاری دارند. این تلاش ها می‌تواند از طریق سیستم‌های و اجتماعات انلاین حمایت شود، چیزی که در گذشته امکان پذیر نبود.

موانع در عرصه‌های مفکوره، عملیاتی و مدیریتی بوده است. یک استراتیژی که افغانستان را در یک چارچوب منطقه‌یی پیرامون اتصال قرار دهد، طی پنج سال گذشته تحقق یافته است. از جناب صالح معاون اول و استاد دانش معاون دوم ریاست جمهوری و دیگر همکاران که در راستای پیشبرد این اجندا کمک کردند، تشکر می‌کنم. پروژه‌ها به عنوان ابزار غالب برای انکشاف زیربنا بوده‌اند که منجر به اتکا بر قراردادی‌های اول که قراردادها را تا پنج قراردادی دیگر دست به دست می‌کردند و در اخیر از مسؤولیت پروژه شانه‌خالی می نمودند، گردیده بود. ضیاع فراوان منابع و تخصیص نادرست منابع درعرصه زیربناها وجود داشته است. ضعف‌ها در رهبری و مدیریت زیربنا و عدم اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌توانست تأثیرات چندبرابری بر زندگی و وضعیت معیشتی ما بگذارد، منجر به تخصیص غیرمؤثر و نادرست منابع گردید.

نادیده گرفتن اتصال منطقه‌یی پرهزینه بوده می‌تواند و به هر قیمت باید از آن اجتناب شود. اگر به صورت ساده بیان کنیم، افغان‌ها در راستای استفاده از مزایایی که با تحولات عصر ما رونما گردیده، بی اعتنایی کرده ‌اند. از سوی دیگر، کشورهای منطقه به ما به عنوان یک منبع تهدید می‌دیدند.

خوشبختانه، اکنون اساس تقویت اتصال و همکاری منطقه‌یی گذاشته شده است. اقدامات ذیل ما را قادر خواهد ساخت که تلاش‌‎های مشترک‌مان را تسریع ساخته و بیش از پیش گسترش دهیم.

۱- با استفاده از مزایای اجماع میان رهبران منطقه در خصوص اهمیت اتصال و همکاری منطقه‌یی، یک پروسه و یک استراتیژی برای ایجاد اجماع سیاسی به منطور حمایت و همکاری در راستای صلح و رفاه در افغانستان و یک برنامه سرمایه‌گذاری برای ارتقاء اتصال منطقه‌یی را انکشاف دهید.

۲- مدیریت سرمایه‌های منطقه‌یی و بین‌المللی و ایجاد ایکوسیستم برای بلند بردن ارزش سرمایه‌ها به منظور تطبیق برنامه اتصال منطقه‌یی و استفاده از مهارت‌ها و توانایی‌های مراکز خزانه‌داری برای جستجوی راه‌حل‌های لازم جهت مدیریت خطراتی که برنامه‌های بزرگ اتصال منطقه‎یی را تهدید می‎کند و سرمایه‌گذاری شرکت‌های ملی، منطقه‌یی و بین‌المللی را میسر می‌سازد، حایز اهمیت است.

۳- از تجارب و مهارت‎های منطقه در زمینه دیزاین، تطبیق و تداوم پروژه ها در چارچوب برنامه‌های تعریف‌شده در خصوص اتصال استفاده شود.

۴- استفاده از مجمع‌های کنونی در راستای ایجاد اجماع برای محیط زیست قابل پیش‌بینی به منظور همکاری منطقه‌یی در مورد تجارت، ترانزیت و سرمایه‌گذاری که از آن طریق مردم افغانستان با استفاده از زنجیر‌ه‌های ارزش و زنجیره‌های عرضه قابل اعتبار و کارا ارتقا کنند. ما خیرات نمی‌خواهیم، بلکه خواهان اتصال هستیم.

۵- با درک درد و رنج مردم افغانستان در جریان چهل سال گذشته، به ما در دستیابی به هدف ما یعنی مبدل شدن به چهارراه آسیا کمک کنید. یک افغانستان مستقل، متحد، دیموکراتیک به مثابه یک سرمایه برای منطقه و جهان و مرکز رونق و پیشرفت و فرهنگ و تمدن اسلامی تحمل‌پذیر مبدل شویم.

در فرجام، اجازه دهید از همکاران افغانم ابراز امتنان کنم. من این بیانیه را زیر حملات راکتی و حملات قبلی به جان معاون اول ریاست جمهوری نوشته‌ام. دلیل این کار آینده نگری و توقعات مردم ما از رهبران شان که در حقیقت خدمتگزار آنان هستند، می‌باشد. خشونتی که مردم ما از آن متأثر شده اند، قابل تحمل نیست. فرصتی که بوجود آمده محدود است، لطفاً کمک کنید که از این فرصت استفاده شود. خرسند هستم که از بانک انکشافی آسیا، اتحادیه اروپا، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان‌ها و همکاران دیگر ما که در جریان سال ها به ما کمک کردند و نقش حیاتی در کنفرانس کنونی ایفا می‌کنند، ابراز امتنان کنم.

تمایل دارم از آذربایجان، ترکمنستان، ترکیه و گرجستان به خاطر توافق روی دهلیز لاجورد که اهمیت دارد، تشکر کنم. تمایل دارم از هند و ایران به خاطر بندر چابهار و دهلیز هوایی تشکر نمایم. از اوزبیکستان، قزاقستان و روسیه به خاطر حمایت شان و از چین به خاطر حمایت از دهلیز گندم و دهلیزهای دیگر که زمینه انتقال کالاها را به زودی فراهم خواهد ساخت، ابراز سپاس می‌کنم.

همچنین از آلمان، جاپان، جمهوری کوریای جنوبی، ناروی، عربستان سعودی، بریتانیا، ایالات متحده امریکا و امارات متحده عربی و قطر به خاطر حمایت های شان، تشکر می‌کنم.

ما از سرمایه گذاری امارات متحده عربی در میدان هوایی و ظرفیت‌های هوایی کشور استقبال می‌کنیم. همه شما که اطراف این میز حضور دارید در این موفقیت و توانایی نقش ایفا کرده اید و به ما کمک نمودید که روی دیدگاه خود مبنی بر مبدل شدن به چهارراه آسیا فکر کنیم که این دیدگاه دیگر نه یک رویا، بلکه یک هدف قابل تحقق است.

از شما به خاطر توجه وهمکاری تان تشکر می‌کنم. ما منتظر همکاری های بیشتر شما هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.