• انتشار: 30 می 2021
  • ساعت: 11:34
  • سرویس: اجتماعی
  • کدخبر: 58747
پرینت

قرآن و حقوق زن!

مسألهء مهمی دیگر این است که برخی قواعد و مقررات اسلامی برای زنان که ظاهراً سخت گیرانه می نماید بیشتر بخاطر بلند بردن ارزش و احترام زنان است و یا هم جنبهء امنیتی و حفظ شخصیت زنان در آنها منظور شده است و یا هم امنیت و استواری اجتماع مد نظر گرفته شده است که زنان نیز جزء اجتماع انسانی است و از این نظر سلامت اجتماع به نفع آنهاست نه به ضرر شان.

زنان در طول تاریخ محروم ترین و مظلوم ترین طبقهء اجتماعی بوده است و حتی در مقاطعی از تاریخ زنان را انسان نمی شمردند و از ابتدایی ترین حقوق محروم بودند.

زنان در هیچ برهه ای از تاریخ به حقوق باید و شایدشان نرسیده و حتی در عصر حاضر که بلندگوهای حقوق بشر و بوقهای آزادی زن گوش جهان را پرکرده است زنان همچنان محروم، مظلوم، بیچاره و بدبخت اند.

امروز زن در شرق واقعاً اسیر است و در غرب نیز اسیر و بازیچه و عروسک؛ گویا مردان زنان را در نبرد سخت به گروگان گرفته باشند.

در همین عصر نیز کسی هیچ گونه ارزش و احترام و کرامتی برای زن قایل نیست.

همواره از زن به عنوان برده، مزدور و یا وسیله ای پست برای خدمت، سود بازرگانی، بچه آوردن یا ارضای غرایز حیوانی استفاده شده است.

این محرومیتها، این مظلومیتها و این همه ستم که بر زنان در طول تاریخ روا داشته شده است گاه از جانب مردان گاه از جانب خودشان و گاه نیز از طرف طبیعت بوده است.

تنها مردان در این قضیه مسؤول نیستند بلکه بسا که زنان نیز خود بر خود ظلم و ستم روا داشته اند.

ویل دورانت تاریخ نویس مشهور جهان در کتاب تاریخ تمدن گوشه های از محرومیت و بیچاره گی زنان را در تمدن های باستان ذکر می‌کند که انسان آزاد و با وجدان از شنیدن آنها سخت تحت تأثیر قرار می گیرد و خجالت می کشد و افسوس می خورد.

اما چرا باید خجالت کشید؟ امروز نیز هیچگونه تغیری بر وضعیت حقوقی و انسانی زنان نیامده است.

زن امروز محروم تر و مظلوم تر از زن دیروز است.

اگر دیروز زنان شکنجهء بدنی می شدند، امروز شکنجهء روحی می شوند.

زن اگر دیروز اسیر بود امروز بازیچه است.

اگر در عهد باستان با زن به عنوان برده برخورد می‌شد، امروز زن را انسان هم نمی شمرند.

دنیای امروز این ارزش فوق العادهء انسانی را نادیده گرفته است.

جهان امروز بنام «آزادی زن» و صریحتر«آزادی روابط جنسی»، روح جوانان را سخت فاسد کرده است .

زن از کنج خانه بیرون آمده اما به کجا روآورده است! به سینماها، کنار دریاها، حاشیه های خیابانها، مجالس شب نشینی!

تاریخ افغانستان مثل اکثر کشورها، تاریخ مردانه است که در آن نمی توان کمترین که حتی هیچ نقش از زن را سراغ گرفت.

اینکه چرا زن جزء مایملک مرد حساب می شود و چرا زن در فرهنگ افغانی به حیث ناموس (ملک شوهر) احراز موقعیت کرده است بسته به عوامل مختلف می‌باشد. بعضی از محققین به این نظراند که مقولهء «زمین، زر و زن» تنها در بین اقوام پشتون افغانستان مصداق عمل دارد و آنرا جزء احکام عرفی پشتو نوالی می دانند.

یکی دیگری از خصوصیات جامعهء مردسالار افغانستان همانا مبدل شدن زن به حیث متاع قابل تبادله در معاملهء قدرت سیاسی و نیز وسیلهء رسیدن به مصلحتهای قومی و رفع اختلافات بین اقوام و منازعات افراد ستیزه جو و قدرت طلب است.

طبق و صیت نامهء احمد شاه بابا (موسس افغانستان جدید) به پسرش تیمور شاه، زن بیوه را باید ورثه میت نکاح کند و نه بیگانه و علاوتاً زن از حقوق میراث محروم میگردید.

خودسوزی دختران و زنان جوان یک پدیدهء جدید در کشور است که از عمرآن پیش از چند سال نمی گذرد.

لت وکوب زنان و فشارهای ناشی از استبداد خانوادهء شوهر و یا ازدواجهای مکرر شوهر، مبدل شدن زن به کنیز همگانی، انگیزهء دیگریست که بعضأ موجب انتحار زنان می‌گردد.

«اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی برسرداشت به میان مردم میرفت و یا در شارع عام نخ میریشت یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایه گانش می توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.

پس از داریوش مقام زن مخصوصأ در طبقهء ثروتمندان تنزل پیدا کرد. درنقش های که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظرنمی رسد.

عمر(خلیفهء دوم مسلمانان) به قوم خود می گفت: با زنان مشورت کنند و خلاف رأی ایشان رفتار کنند».

وضع زنان در یونان باستان، روم، هند قدیم، چین و خاوردور، اروپای مسیحی مخصوصأ در قرون وسطا و دوران سلطهء کلیسا به مراتب بدتر و فاجعه آفرین تراز آن بود که ذکر گردید .

درجهان معاصر نیز وضع زنان به مراتب فاجعه آمیز تر و تأسف انگیز تراست و گرچه در ظاهر تغیراتی در وضعیت حقوقی و آزادی زن رونما شده ولی در اساس کدام تغیری مثبتی رونما نشده است بلکه بدتر نیز شده است.

وضعیت اساسی همان است که گفتیم، استثمار و محرومیت زن، برده گی و بیچارگی زن، گروگان نگهداشتن زنان و استفاده سوء از آنان، بازیچه قراردادن زنان و نادیده گرفتن کرامت انسانی آنان و فریب دادن آنان، برهنگی و سکس، خوشگذرانی و عیاشی، مود و فیشن و فلم و ماژیک لب و مینی ژوپ و بلاخره ظلم، تعدی و استثمار دوامدار و لایتناهی و معلوم نیست این فاجعهء مداوم تاریخ چه وقت پایان می یابد.

متأسفانه ادبیات ما نیز که مملو از رسوبات فرهنگ قدیم ایرانی و رومی و هندی و ترکی و عربی (نه اسلام) است مملو از تجاوز و توهین و تحقیر به زن است و این لااقل برای ما فارسی زبانان امروز خجالت آور است.

بزرگان شعر و ادب ما وقتی می گویند:

زن و اژدها هر دو در خاک بِه

جهان پاک ازین هر دو ناپاک بِه

زن از پهلوی چپ شد آفریده

کس از چپ راستی هرگز ندیده

اگر نیک بودی سرانجام زن

زنان را مزن نام بودی نه زن

_ زن را با زر بخر با تبر زن؛ اگر مُرد دیگر زن، اگر نمُرد دیگر زن! طرز دید و رفتار سایر مردم ما به زنان معلوم است که به مراتب بدتر است.

و اما اسلام و قرآن به زنان چگونه می نگرد؟ درتمام طول تاریخ تنها دینی که زن را به مقام کرامت انسانی رسانید اسلام بود. اسلام زن را از حیوانیت به انسانیت، از بردگی به آزادی، از مملوکیت به مالکیت، از بازیچه گی به شخصیت، از هرزه گی به احترام، از زندان به زندگی و از انزوا به متن جامعه کشانید.

اسلام به زن مالکیت قایل است، به زن آزادی در انتخاب همسر قایل است. در اسلام زنان می توانند درس بخوانند، به مسجد بروند، انتخاب کنند و انتخاب شوند.

اسلام نقصی در خلقت زنان نمی بیند.

اسلام زنان را ناقص عقل نمی داند.

اسلام به زنان شخصیت، احترام و حقوق بیشتر از مردان قایل است .

اسلام تولد فرزند دختر را رحمت قلمداد می کند، نخستین مؤمن به اسلام بعد از پیامبر اکرم یک زن (خدیجه)و اولین شهید در اسلام یک زن (سُمیه)است.

در اسلام فاطمه مادر اهل بیت و دو سالار جوانان اهل بهشت (امام حسن و امام حسین) است و زینب قهرمان کربلا کسی است که با پیام خویش اسلام را زنده نمود.

پیامبر اسلام دست یک زن (دست فاطمه دخترش را) همواره می‌بوسید و هموست که میفرماید: من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم، نماز، عطرو زن!

نگارنده اگر بگویم در قرآن کریم سورهی مستقلی به نام زنان (سورهء نساء) موجود است و از زنان بزگواری چون بی‌بی حوا، آسیه همسر فرعون و مریم مقدس یاد آوری و تمجید و تحسین صورت گرفته است، همه به آن واقف اند و تکرار مکررات خواهد شد و اگر بگویم قرآن احترام فوق العاده ای به حقوق زن قایل است و در همه زمینه ها و در همه ابعاد به مقام او حرمت می گذارد و به حقوق زن بیشتر از حقوق مرد ارزش قایل است، این نیز اظهر من الشمس است.

من می خواهم به دو نکته‌ی دیگر اشاره کنم؛ نخست اینکه دیدگاه قرآن کریم به زن دیدگاه طبقاتی یا جنسیتی خاص نیست بلکه قرآن به همه انسان ها چه زن و چه مرد دید مشابه دارد.

اساسأ محور خطاب و بحث قرآن انسان است و قرآن زن را انسان میشمارد و همه امتیازها و کرامت ها و فضایل و صفات که به این خلیفه‌ی الله و گل سرسبد آفرینش قایل است شامل زنان و مردان میشود.

خطاب قرآن، من حیث مجموع، «ای انسان» و «ای فرزندان آدم» و «ای کسانیکه ایمان آورده اید»، می‌باشد و اگر در جای جای قرآن کریم گفته شده است «ای زنان» یا «ای زنان مسلمان و مؤمن» یا مورد خاص بوده و یا تأکید بیشتر بر نقش زنان شده است.

دوم اینکه درست است که اسلام حقوق زنان را بیشتر از مردان در نظر داشته است ولی اسلام زن را مرد نمی شمارد.

اینکه می گویم حقوق زن و مرد با هم مساوی است حرف درستی است ولی زن و مرد با هم مساوی نیست.

زنان دارای روحیهء متفاوت از مردان، جسم و اندام متفاوت ازمردان، مشخصات ظاهری متفاوت، زور و قوت متفاوت، غرایز متفاوت و ویژگیهای مختلف است.

اسلام چون دین زندگی ودین واقعیات است این ویژگی ها را در احکام و قوانین خویش در نظر گرفته و دارای قوانین عمومی(برای تمام انسان ها) وقوانین ویژه (برای مردان و برای زنان) می باشد .

اگر یک زن در خانه مصروف امور منزل است و یک مرد در بازار به دوش خود بار حمل می‌کند، این ظلم و زیر پا گذاشتن حقوق زن نیست، بلکه عین عدالت است.

و اگر مردی در ارتش به خدمت سربازی و زنی در بیمارستان به پرستاری مشغول است به هیچکدام ستم نرفته است، بلکه ویژگی های روحی و جسمی آنان چنین اقتضا میکند.

البته در هر مورد استثناآت موجود است.

شاید یک زن بعضاً قوی تر از یک مرد و یا یک مرد دارای احساسات رقیق تر از یک زن باشد، اما این یک استثناء است.

بطور کلی مردان نمی‌تواند فرزند بزایند و به کودکان شیر پستان بدهند و زنان نیز نمی توانند بارهای سنگین حمل کنند یادر خط اول به نبرد با دشمنان بپردازند.

مسألهء مهمی دیگر این است که برخی قواعد و مقررات اسلامی برای زنان که ظاهراً سخت گیرانه می نماید بیشتر بخاطر بلند بردن ارزش و احترام زنان است و یا هم جنبهء امنیتی و حفظ شخصیت زنان در آنها منظور شده است و یا هم امنیت و استواری اجتماع مد نظر گرفته شده است که زنان نیز جزء اجتماع انسانی است و از این نظر سلامت اجتماع به نفع آنهاست نه به ضرر شان.

اینکه گفته شده است که حجاب یک نوع مصونیت است نه محدودیت سخن دقیق است و زن درحجاب اسلامی «نه پرده نشینی مطلق» درست به مرواریدی می ماند که در صدف تعبیه شده باشد و باز به نکته‌ء دیگر می رسیم و آن اینکه پوشش دراصل خود مذموم نیست بلکه پسندیده است و برای تمام انسانها اعم از زن و مرد لازم است.

لباس از نعمت های الهی است برای انسان و مانند غذا از مسلم ترین ضروریات بشر به شمار می رود.

انسان بدون پوشش به حیوان تمام عیار می ماند.

پوشش حاکی از پیشرفت و ترقی و تمدن انسان هاست نه نشان عقب ماندگی و محرومیت.

انسان های بدوی معمولاً برهنه بوده اند و انسانهای متمدن همیشه پوشیده، ولی افراط در هرچیزی از جمله در خوراک و پوشاک مناسب نیست و اسلام دین معتدل است.

امام خمینی گفته بود که اگر تمدن و پیشرفت در بی حجابی است، حیوانات از همه متمدن تراند.

و دانشمند بزرگواری چون استاد شهید مرتضی مطهری می نویسد: “بدون شک پدیدهء برهنگی بیماری عصر ماست. دیر یا زود این پدیده به عنوان یک بیماری شناخته خواهد شد.”

و در جای دیگری می نویسد: “در اسلام می گوید: نه حبس و نه اختلاط بلکه حریم. سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی شده اند ولی همواره اصل «حریم»رعایت شده است.

در مساجد و مجامع حتی در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.”

درمسألهء اقتصادی نیز سهم زنان از مردان بیشتر است اول اینکه زن در اسلام حق مالکیت خصوصی دارد.

دوم اینکه از والدین و شوهر و فرزندان به مقدار معینی از مال و سرمایه ارث می برد.

سوم اینکه در هنگام ازدواج شوهر باید به زن مهریه بپردازد.

و چهارم خرج و هزینه ی زندگی خانم به دوش شوهر می باشد و شوهران حتی باید بخاطر شیر دادن کودک به زن اُجرت بپردازند! ازین گونه امتیاز های اقتصادی فراوانی در اسلام مال خانم هاست.

باقی می ماند یک ایراد دیگر که زنان چرا نمی توانند در اسلام حاکم شرع یا قاضی شوند و این هم بر می گردد به روحیات زنان و لطافت روحی و احساس رقیق آنها و در این جا نیز مصلحتی در کار است و قبلا گفتیم که اسلام دین زند گی و واقعیات است نه دین خیال پردازی و تازه بعضی فقهای اسلامی به اجازه قضاوت زن فتوا داده اند. و در آخر برای اینکه سخن به درازا نکشد به برخی از آیات قرآن کریم و ترجمه‌ء شان اشاره می شود و از تفصیل بیشتر خود داری می کنیم.

قرآن کریم، سوره نساء، آیت ۳۲:

وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِهِ بَعَضَکُم عَلیٰ بعضٍ لِلرِّجالِ نصیبٌ مِمّا اکْسَبُوا وَ لِلنساءِ نصیبٌ ممّا اکْسَبَنَ و اَسْئلوا اللهَ مِنْ فَضلهِ اِنَّ الله کانَ بَکُلِّ شیءٍ عَلیماً.

ترجمه: برتری های را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو و نکنید (این تفاوت های طبیعی وحقوقی برای حفظ نظام زندگی شما و بر طبق عدالت است، ولی بااین حال) مردان نصیبی از آن چه به دست می آورند دارند و زنان نیز نصیبی (و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد) و از فضل خداوند طلب کنید و خداوند برهر چیز داناست.

ایضاً سوره‌ی نساء آیت ۱۲۴:

وَ مَن یَعمَلْ مِنَ الصّالحاتِ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنثیٰ وَ هوَ مُؤمنٌ فَأولئکَ یَدخُلونَ الجَنَّهَ وَ لا یُظلَمونَ نَقیراً.

ترجمه: و کسی که چیزی از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد یا زن اما مؤمن باشد، چنان کسانی داخل بهشت میشوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.

سوره روم، آیت ۲۱:

وَ مِنْ آیاتهِ آنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ انفُسِکُم ازواجً لِتَسکنوُ اَلیْهاَ و جَعَلَ بینَکُم مَوَدَهً وُ رَحْمَهً اِنَّ فی ذالکَ لآ یاتٍ لِقومِ یتَفَکُّرونَ.

ترجمه: و از نشانه های او این که همسرانی از جنس خود شما برای شما آفریده تا در کنار آنها آرامش یابید و در میان تان مودت و رحمت قرارداد، در این نشانه های است برای گروهی که تفکر می‌کنند.

داکتر سید علی موسوی چکاوک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.