دیدگاه هاِتیتر یک

فرار سرمایه انسانی از افغانستان، پاشنه آشیل طالبان؛ موتر طالبان انجین ندارد!

بحث در مورد حکومت طالبان در افغانستان از آگوست ۲۰۲۱ تاکنون دارای چندین جنبه می باشد. تمرکز عمدتا روی «دموکراسی، حقوق بشر و مشکلات افراد و شهروندان عادی» بوده و توجه اندکی به فرار سرمایه و نیروی انسانی تحصیل کرده و متخصص از افغانستان معطوف شده است در حالیکه خروج از چالش های کنونی به شدت تحت تاثیر این فاکتور پنهان قرار گرفته است.

در آگوست ۲۰۲۱ میلادی، صحنه هایی از ترس و درد را در میدان هوایی کابل مشاهده کردیم: هزاران نفر در میدان هوایی کابل و مرز پاکستان جمع شده بودند تا از افغانستان فرار کنند. ده ها هزار شهروند افغان که با طی بیست سال گذشته با نیروهای امریکایی در افغانستان کار کرده بودند طی پروازهای تخلیه از افغانستان منتقل شدند. نکته قابل تامل مساله این بود که کسانی که افغانستان را ترک کردند نیروی انسانی تحصیل کرده، کارگران متخصص، اساتید دانشگاه و دانشجویان دانشگاه ها بودند.

این مسال سبب نگرانی طالبان شد و امارت اسلامی از امریکا خواست پروازهای تخلیه را متوقف کند. طالبان حتی برای جلوگیری از فرار نیروی انسانی متخصص چک پوینت هایی را ایجاد کردند. طالبان علی رغم اعلام عفو عمومی به ویژه در مورد کارمندان عمومی دولت، هرگز نتوانست جلو فرار مغزها و نیروی انسانی مسلکی از افغانستان را بگیرد.

اگرچه مشکلات بی جا شدگان داخلی، حقوق بشر و مسائل امنیتی در رأس بحران های ناشی از تغییر سیاسی اخیر قرار گرفت اما فرار مغزها و نیروی انسانی متخصص از افغانستان را نیز نباید نادیده گرفت. کمبود نیروی انسانی متخصص امروزه یکی از مشکلات بزرگ برای امارت اسلامی به حساب می آید.

پاشنه آشیل طالبان

طالبان در حالی پس از بیست سال دوباره در افغانستان به قدرت رسید که پیشرفت های تکنولوژیکی دنیای مدرن در افغانستان نیز اتفاق افتاده بود، کارها تخصصی شده بود و جهانی سازی شکل گرفته بود. جنگجویان جوان طالبان پس از ورود به کابل از مشاهده تغییرات تکنولوژیکی و پیشرفت شهری متعجب شده بودند. طالبان از همان روز اول از حل چالش های اقتصاد نوین در افغانستان عاجز ماندند و دست نیاز به سوی جامعه جهانی دراز کردند تا بتوانند برخی خدمات ضروری مانند پروازها در میادین هوایی افغانستان را ارائه کنند: بسیاری از پیلوت های آموزش دیده توسط امریکا از کشور گریخته بودند. ترکیه و قطر کمک های تکنیکی ارائه کرد و پاکستان برای راه اندازی میدان هوایی کابل حمایت های آموزشی خود را روی دست گرفت. حکومت داری، حل بحران اقتصادی و انسانی همه و همه طالبان را وادار ساخت دست کمک به سوی جامعه جهانی به ویژه کشورهای غربی که طی دهه های گذشته با آنها جنگیده بودند، دراز کند.

امریکا با خروج از افغانستان تعداد زیادی از نیروی متخصص این کشور را نیز با خود خارج ساخت و موتری بدون انجین را به طالبان سپرد و طلب کمک از غرب و امریکا به پاشنه آشیل طالبان بدل گشت. کشورهای غربی و امریکا نیز در ازای کمک به طالبان، به رسمیت شناختن این گروه و آزاد سازی دارایی های بلوکه شده افغانستان خواستار احرام به حقوق بشر به ویژه حقوق زنان شد. این شروط نوعی امتحان راستی آزمایی برای طالبان به شمار می رود تا مشخص شود این گروه نسبت به بیست سال پیش تغییر عمده کرده اند.

طالبان برای کسب مشروعیت دست به یک سری اصلاحات از جمله ممنوع کردن ازدواج اجباری زدند. مردم اما این اصلاحات را باور نکرده اند و معتقدند طالبان پس از محکم کردن پایه های حکومت خود و کسب مشروعیت بین المللی به همان رویه سابق خود باز می گردند و شواهد نیز درستی این نگرانی را ثابت می سازد: طالبان بسیاری از اعضای پیشین ارتش و کارمندان دولت قبلی را اعدام کرده اند، تعداد زیادی از کارمندان دولت پیشین و افسران قبلی ارتش مخفی شده اند و ترس در بین فعالین زنان از همه بیشتر دیده می شود. مشاهده صف های طولانی مردم در مقابل سفارت خانه ها و کنسولگری های خارجی در افغانستان و اداره پاسپورت نشان از ترس عمومی در بین مردم افغانستان می باشد.

طالبان از سویی هم زنان را از کار در بیرون از منزل و اداره جات و نهادهای اقتصادی ممنوع کرده اند و این خود سبب عمیق تر شدن بحران نیروی انسانی در افغانستان شده است. با منع حضور زنان در فعالیت های اقتصادی و سکتور خصوصی و تعریف مشاغلی خاص برای زنان طالبان در حقیقت با مرمی به پای خود زده است. نیروی انسانی که از طریق پروازهای تخلیه از افغانستان خارج شد به اضافه خروج اجباری زنان از زندگی اقتصادی در حالی افغانستان با چالش انسانی دست و پنجه نرم می کند بر مشکلات طالبان افزوده است. براساس تخمین تازه سازمان ملل ضرر اقتصادی ناشی از ایجاد محدودیت در فرصت های شغلی برای زنان از سوی طالبان در حدود یک میلیارد یا پنج درصد در درآمد خالص ملی افغانستان می باشد.

جهاد طالبان و جهانی سازی

اینکه طالبان در اداره کشور و تنظیم زندگی اقتصادی مشکل دارند نشان از نگاه مرد سالارانه و سازمان سیاسی مرد سالار می باشد. طالبان یک گروه شبه نظامی بودند که بیشتر در قریه جات و مناطق دور افتاده فعالیت می کردند و اکنون که به حکومت رسیده اند روش حکومت داری را نمی دانند و در فضای مدرن شهری غرق شده اند.

یک حرکت جهادی در دل دنیای مدرن به مشکل خورده است: طالبان از بین اهداف حفاظت از زندگی جمعی که آن را تبلیغ کرده و اقتصاد جهانی نمی داند کدام را انتخاب کند: ادغام شدن در اقتصاد نوین مستلزم رها کردن ایدئولوژی های سخت از سوی طالبان می باشد.

 در جون سال ۲۰۲۱ میلادی، بانک جهانی برای جبران سریع تاثیرات منفی کوید-۱۹  خواستار سرمایه گذاری در بخش نیروی انسانی شد و به دولت ها پیشنهاد داد در تنظیم برنامه های بودجه یی خود سرمایه های انسانی را در اولویت قرار دهند. در شاخص منتشر شده، ارتباط مستقیمی بین توسعه اقتصادی و سرمایه انسانی در هر کشوری دیده می شود. بنابراین طبیعی ست که با فرار نیروی انسانی با تجربه و تحصیل کرده از افغانستان شاهد آسیب اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در این کشور باشیم.  حتی اگر طالبان از همین لحظه سیاست های بنیادگرایانه خود را رها کند و روش های عملی را روی دست گیرد، جبران خسارتی که از ناحیه فرار نیروی انسانی به افغانستان وارد شده یک نسل طول می کشد. نگاهی به اقدامات ماه های اخیر طالبان نشان می دهد این گروه به  عنوان حاکمان تازه افغانستان در انتخاب راه مشکل دارند. اگرچه این سردرگمی در انتخاب راه امیدواری هایی در لیبرال دموکراسی ایجاد کرده و چین به خوبی نشان داده که لیبرال دموکراسی پیش شرط توسعه اقتصادی نیست. بنابراین، منطقی بودن کنونی طالبان لزوما گامی به سوی موفقیت نهایی لیبرال دموکراسی محسوب نمی شود.  

منبع: LSE (دانشگاه علوم اقتصادی لندن)

مترجم: حفیظ الله رجبی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا