- خبرگزاری رها - https://rahapress.af -

عبور از میراث سیاسی ترامپ در خاورمیانه/آیا بایدن به دنبال ترتیبات جدید امنیتی در غرب اسیا است؟

در کنار پیشرفت در مذاکرات ایران و قدرت های جهانی در وین و بالا گرفتن احتمال احیای برجام، خبر مذاکرات سری ایران و عربستان در بغداد، بیش از پیش نشان دهنده عبور از آمریکای ترامپ و میراث سیاسی آن در خاورمیانه است. در صورت تایید نهایی این خبر باید گفت اذعان بایدن به شکست فشار حداکثری علیه ایران و قطع حمایتش از عربستان در جنگ یمن، ریاض را به تجدید نظر در سیاست تهاجمی قبلی خود در قبال ایران وادار کرده است.

در کنار این تحولات نمی توان از یک تحول مهم تر گذشت. صحه نهادن بایدن بر توافق ترامپ و طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان ظرف پنج ماه آینده و دست بالا گرفتن طالبان در آینده این کشور.

از هر منظر این سومین تحول در مقیاس ژئوپولتیک به سود ایران است و احتمالا مقدمه خروج نهایی نیروهای آمریکایی از عراق هم باشد.

عقب نشینی آمریکا از افغانستان به منزله اذعان به شکست پروژه های نومحافظه کارانه دهه اول سده جاری و بخصوص دستور کار “رژیم چنج” است.

با هر نگاهی ایالات متحده در دهه گذشته مانند دوران گرفتاری در ویتنام، گرفتار چرخه دیگری از عقب نشینی شده و تمایل فزاینده ای برای غیرنطامی شدن سیاست خارجی آن بوجود آمده است. این تحول در دوره ترامپ به صورت عروج انزواگرایی و عدول از استثناگرایی معهود خود را نشان داد.

مجموع رویکردهای سیاست خارجی بایدن در سه ماه گذشته و بویژه موضع گیری آن در قبال پرونده های مهمی چون چین، روسیه و خاورمیانه، حاکی از تمایل به اصلاح واقع گرایی تنگ نظرانه ترامپ به سود قسمی ویلسونیسم واقع گرایانه است. مطابق این دیدگاه سیاست داخلی کشورها از حیث تاثیرگذاری بر سیاست و امنیت بین الملل به عنوان متغیری جدی، مهم تلقی می شود، در پناه آن توجه به سازمان های بین المللی و همکاری های چند جانبه برای نیل به اهداف ایده ئالیستی دوباره مطمح نظر واقع می شود.

از این زاویه دولت جرج بوش و برنامه جنگ پیشگیرانه و رژیم چنج آن، از نوعی تناظر با رویکرد جراحی در مواجهه با مسائل بین الملل برخوردار بود.

این رویکرد با شکست در عراق و افغانستان سلب اعتبار شد و سردرگمی و تردید در سوریه، یکی از نخستین پیامدهای آن بود.

اما نو ویلسونیسم بایدن مشابه پزشکی داخلی است که با حوصله به ارزیابی علائم بالینی، یافته های پاراکلنیکی و شواهد دیگر می پردازد و اولویت آن دارودرمانی و دیگر روش های کمتر تهاجمی است. هرچند در براورد نهایی، جراحی را هم به عنوان گزینه آخر، کنار نمی نهد.

روشن است که با این ساده سازی ها، نمی توان تمام وجوه و متغیرهای دخیل در سیاست خارجی آمریکا را توضیح داد. اما حداقل می توان گفت که فرصتی مهم برای ایران فراهم شده و رقبای منطقه ای آن نظیر اسرائیل و عربستان قبل از همه آن را فهمیده اند و هریک هم با روش خود به آن پاسخ داده اند.

دولت جدید آمریکا چاره ای جز اذعان به بازتعریف ترتیبات جدید امنیتی در خاورمیانه و یک رژیم جدید توازن قوا در آن ندارد. کشش سیاست اسرائیلی ترامپ تمام شده و با قدرت گیری چین و روسیه دیگر آمریکا فعال مایشاء نیست.

داکتر عبداللطیف نظری