• انتشار: 17 می 2021
  • ساعت: 12:24
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 58197
پرینت

عبدالمنان نیازی باید به دار آویخته می شد نه اینکه اینگونه باشکوه تشییع می شد

اگر جنایتکاری مانند ملا نیازی و… به پنجه قانون سپرده شود، پس از محاکمه و تعیین مجازات درخور و مناسب، آنگاه باید از اجرای قانون و مرگ یک جنایتکار شادمان بود. حکومت با محاکمه چنین جنایتکارانی از یکسو حساب خویش را از آنها جدا کرده و نشان می داد که در جرم آنها شریک نبوده و حامی آنان نیست و از سوی دیگرخانواده های داغدار شهداء و مردم افغانستان شاهد اجرای عدالت می بودند.

جسد عبدالمنان نیازی روز گذشته به طرز باشکوهی توسط جمعی کثیری از هواداران تروریستش در هرات دفن شد.

در مراسم تشییع رهبر شاخه جدا شده طالبان جانشین او نیز معرفی شد.

خالد پسر عبدالمنان نیازی طی سخنانی رجز گونه از ادامه راه و مسیر پدرش آن هم با قوت بیشتر خبر داد.

این رویداد با واکنش های مختلفی از سوی شهروندان به ویژه در فضای مجازی روبرو شده است.

سید رضا سجادی، یکی از کاربران فیس بوک، می نویسد:«تروریستان نمی میرند بلکه بازتولید می شوند.»

مولوی عبدالمنان نیازی مرد. مرگ او واکنشهای بسیاری را در پی داشت. اندکی او را شهید خواندند. بسیاری در مرگ وی اظهار شادمانی کردند. او به طرز ذلت باری کشته شد. ولی مرگش شادمانی ندارد او باید به دار مجازات آویخته می شد.

او نه تنها جنایت می کرد بلکه اصرار بر جنایت و خلق فاجعه داشت. عبدالمنان نیازی باید مانند جنایت کاران جنگی محاکمه می شد. اگر جنایتکاری مانند ملا نیازی و… به پنجه قانون سپرده شود، پس از محاکمه و تعیین مجازات درخور و مناسب، آنگاه باید از اجرای قانون و مرگ یک جنایتکار شادمان بود. حکومت با محاکمه چنین جنایتکارانی از یکسو حساب خویش را از آنها جدا کرده و نشان می داد که در جرم آنها شریک نبوده و حامی آنان نیست و از سوی دیگرخانواده های داغدار شهداء و مردم افغانستان شاهد اجرای عدالت می بودند.

هرچند عبدالمنان نیازی مثل یک جنایتکار کشته نشد ولی خوشبختانه در سنگر جنگ هم نمرد تا از او قدیس و قهرمانی دیگری بسازند و بتراشند. شاید روی اختلاف در تقسیم دالرهای آمریکایی، یا چوروچپاول اموال مسافران غریب، یا سرکدام بچه بازی، بد مغز دیگری مغز خشک و متعصب او را نشانه رفت و خاطر ملتِ مظلوم را برای ابد«دستکم» از شرِ این شومِ شریر راحت ساخت. چه مرگ فجیع و ذلت باری.

اما؛ پرسش بنیادی این است که مرگ او، چه تأثیر بر حیات و زندگی انسان افغانی دارد؟ باتأسف باید گفت که هیج. در خاک تروریست پرور و تفکری که هر آن احتمال می رود مولوی دیگری مانند مجیب الرحمان فتوای قتل صادر کند، مرگ یک تروریست هیج تاثیری بر حیات دیگران ندارد. از این جهت می توان گفت که در این خاک، تروریست ها و جنایت کاران هیجگاه نمی میرند. در اندیشه طالب خیز و نیازی پرور هر روز تروریستها بازتولید می شوند.

تا زمانیکه همه روزه صدای ناله کابلستان بلند است، تا روزی که هرگوشه از این خاک شاهد شهادت دخترکان معصوم، اسیران بی گناه و مسافران غربت به دست تحجر و وحشت است، تا هنگامی که دولت فاسد و فاشیست قبیلوی بر اریکه قدرت حکم براند و تا نابودی تفکر تکفیری، تروریست ها زنده اند و عبدالمنان نیازی های بسیاری نفس می کشند و آدم می کشند.

در دامن همین خاک و از متن همین تفکر عبدالمنان نیازی ها، شاپور حسین زوی ها و مجیب الرحمن ها رشد و آزادانه و با کمال وقاحت اقوام دیگر را تهدید به نسل کشی می کنند؛ و با تاسف هیجگاه از سوی مراجع قضایی و حکومتی تحت تعقیب قانونی قرار نمی گیرند. در عوض جوان مظلومی به جرم مقاله نانوشته و سیاهه انتشار نیافته هفت سال تمام در گوشه زندان استخوان خورد می کند. تا این چنین است، تروریست ها بروز و باز تولید می شوند نمی میرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.