• انتشار: 8 دسامبر 2019
  • ساعت: 11:01
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 39826
پرینت

عبدالله همیشه آراء هزاره ها را تاراج کرده است/عبدالله وقتی در قدرت بود چرا از جنبش روشنایی یادی نکرد؟

آقای عبدالله در حالی که سال ها در قدرت بود، هیچگاه نسبت به جنبش روشنایی، آرمان ها، اهداف و مطالبات مشروع مردم شیعه و هزاره، در حد یک موضع گیری ظاهری هم ابراز همدلی نکرد؛ این در حالی است که به تعبیر یکی از فعالان جنبش روشنایی، او در طول روندهای انتخاباتی گذشته، همواره آرای هزاره ها «تاراج» کرده است.

عبدالله عبدالله اخیرا با شماری از رهبران تیم انتخاباتی اش به تپه شهدای جنبش روشنایی در غرب کابل رفتند.

عبدالله عبدالله در جریان این بازدید گفت: «به یادبود شهدای جنبش روشنایی گردهم آمدیم و حمایت خود را از جنبش روشنایی و جنبش های عدالت خواهی اعلام می کنیم.»

در همین حال ذوالفقار امید، از رهبران جنبش روشنایی نیز در این دیدار گفت، تیم ثبات و همگرایی دو مساله عمده یکی عبور خط انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت از مسیر اصلی آن و دوم، لغو سهمیه بندی ظالمانه کانکور را به صورت صریح پذیرفته است.

در همین حال، داوود ناجی؛ از رهبران جنبش روشنایی در توییترش نوشت: «آمدن آقایان عبدالله، محقق و سعادتی به ‌گلزار شهدای روشنایی حداقل یک ‌اعتراف ‌است به برحق بودن جنبش‌ روشنایی؛ ولی کافی‌نیست. با محقق و سعادتی سخنی فعلا نیست؛ اما به عبدالله عبدالله باید گفت، این شهدا داعیه ا‌ی داشتند که هنوز پابرجاست. هم برق می خواهیم و هم سویچ برق. بله.»

جنبش روشنایی سال هاست که در مرحله حیات نباتی به سر می برد و امکان احیای دوباره آن دست کم آنگونه که در ابتدا ظهور کرد، وجود ندارد. بیش از ۸۰ شهید و ده ها خانواده ای که از فاجعه هولناک دوم اسد، متأثر شدند،  ضربه ای نیست که با معاملات سیاسی و انتخاباتی کوتاه مدت، بتوان آن را جبران کرد.

سران جنبش روشنایی درگیر یک جنگ فشرده قدرت در درون بر سر سیاست و مدیریت و پول و منابع کلان مالی هستند که از بیرون برای این جنبش سرازیر شد. انتخابات اخیر بار دیگر پراکندگی و از هم پاشیدگی کانون رهبری این جنبش را آشکار کرد؛ انتخاباتی که در آن، جنبش روشنایی حتی در قامت یک جریان سیاسی- اجتماعی واحد و متشکل ظاهر نشد و وضعیت آن، بدتر از حزب جمعیت بود.

حضور عبدالله در آٰرامستان شهدای جنبش روشنایی در غرب کابل هم به دلیل زد و بند سیاسی- انتخاباتی او با ذوالفقار امید؛ از رهبران این جنبش است که این روزها در کنار عبدالله، عکس می گیرد. این در حالی است که واکنش داوود ناجی؛ از دیگر بازیگران این جنبش، نشان می دهد که او با رویکرد ذوالفقار امید، همسو نیست و به این ترتیب، نه آقای امید، از صلاحیت تام و کافی برای نمایندگی از این جنبش برخوردار است و نه آقای ناجی. جعفر مهدوی و بهزاد و عارف رحمانی و… هم اوضاع کمابیش یکسانی دارند.

با این حال، برای عبدالله این مهم است که بار دیگر از مدنیت و مسالمت جویی متمدنانه هزاره ها و شیعیان بهره برداری کند و برای رسیدن به پست و پول و مقام، آنها را به منظور پررنگ کردن اعتراض های سیاسی خود به خیابان ها بکشاند. جنبش روشنایی یکی از همان ابزارهایی است که از نظر عبدالله و مشاوران او، می تواند به مثابه اهرمی اثرگذار و عوامفریبانه برای تهییج هزاره ها به حمایت از مواضع عبدالله در قبال انتخابات، عمل کند؛ این چیزی است که سایر رهبران سنتی و قومی هزاره هم برای برانگیختن احساسات توده در حمایت از عبدالله به آن نیاز دارند. بربنیاد همین دلایل، عبدالله و محقق و… برای نخستین بار پس از سال ها، در آرامستان شهدای جنبش روشنایی، حاضر شدند، سنگ‌نوشته قرار دادند، گل گذاشتند و عکس گرفتند.

با اینهمه، توده مردم هزاره و جامعه شیعه افغانستان می دانند که این حرکت ها صرفا مصرف سیاسی و انتخاباتی کوتاه مدت دارد و پس از آنکه آقای عبدالله به قدرت برسد، وعده های رنگین و دروغین او مثل گذشته، فراموش خواهد شد و هزاره ها با رنج ها و محرومیت ها و تبعیض های سیستماتیک توانفرسا علیه آنها تنها خواهند ماند.

از سوی دیگر، مردم همچنین از خود جنبش روشنایی به عنوان یک جریان سیاسی- اجتماعی هم قطع امید کرده اند. آنها می دانند که موج سواری رهبران جوان و آرمانگرایان جویای نام در رأس این جنبش، نه برای برق بود و نه برای سویچ برق. آنها صرفا می خواستند در یک فرصت بادآورده، یک روزه به اشتهار و اعتبار برسند و بر شریان های سودآور قدرت و ثروت مسلط شوند و رهبران سنتی را به حاشیه برانند. فاجعه دوم اسد، این رویای دیرینه را در مقیاسی چندین برابر، تسریع و تسهیل کرد. به همین دلیل، آنها پس از فاجعه، به جای آنکه شعارها و آرمان های اولیه شان را پیگیری کنند، درگیر تنش ها و رقابت های درونی برای مالکیت ثروت و مدیریت قدرت این جنبش شدند و به شهدا و خانواده های شهدا پشت کردند.

حضور عبدالله در گورستان شهدای جنبش روشنایی هم تفاوت زیادی با آنچه جوانان جویای نام در رأس آن جنبش با آن کردند، نبود و نیست. آقای عبدالله در حالی که سال ها در قدرت بود، هیچگاه نسبت به جنبش روشنایی، آرمان ها، اهداف و مطالبات مشروع مردم شیعه و هزاره، در حد یک موضع گیری ظاهری هم ابراز همدلی نکرد؛ این در حالی بود که به تعبیر یکی از فعالان جنبش روشنایی، او در طول روندهای انتخاباتی گذشته، همواره آرای هزاره ها «تاراج» کرده است.

حرکت عوامفریبانه او در روزهای آخر نیز پیش از آنکه نشانگر نیاز جنبش روشنایی و بازماندگان شهدای آن به عبدالله و وعده های او باشد، بیانگر نیاز عبدالله به نام و نشان این جنبش برای رسیدن به مطامع خودخواهانه سیاسی خود است.


جمهور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.