• انتشار: 20 جولای 2021
  • ساعت: 14:18
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 60755
پرینت

طالبان در سیاست خارجی ایران

هر دولتی در تلاش برای بیشینه کردن منافع ملی خود در هر زمان و در هر جغرافیایی است، حال سوال اینجاست که طالبان چگونه می تواند منافع ملی ایران را تامین نماید. با این وصف که بعنوان یک گروه تروریستی هم در نزد افکار عمومی داخلی ایران و هم در محافل بین المللی شناخته شده است.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مقاطع و ادوارمختلف، متفاوت و دگرگون بوده است، که این امر گاها سیاست خارجی متناقضی را نمایان ساخته است و از سوی دیگر دیده شده که کنش های سیاسی دولت با بخش های پارلمانی و امنیتی و فرهنگی و رسانه ای نیزهمسویی و همخوانی نداشته است. می توان گفت در هر برحه ای یک یا چند عامل یا مولفه تاثیر گذاری بیشتری بر رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال مسائل مختلف داشته است.

بر این مبنا در تحلیل سیاست خارجی ایران در قبال طالبان چندین متغیر و مولفه می تواند نقش داشته باشد؛

  1. متغیر منافع ملی، که بر این مبنا هر دولتی در تلاش برای بیشینه کردن منافع ملی خود در هر زمان و در هر جغرافیایی است، حال سوال اینجاست که طالبان چگونه می تواند منافع ملی ایران را تامین نماید. با این وصف که بعنوان یک گروه تروریستی هم در نزد افکار عمومی داخلی ایران و هم در محافل بین المللی شناخته شده است.
  2. مولفه اسلام؛ از زمان تاسیس و شکل گیری طالبان این گروه بعنوان یک گروه تندرو و افراطی نمایان شده است و اقدامات اخیر آنان در این ۲۰ سال نشان می دهد که هیچ تغیر رویه و رویکردی در کنش های دینی و ایدئولوژیک بوجود نیامده است و حمایت از این گروه (دولت در صورت تشکیل) هیچ نفعی برای حفظ و صیانت از اسلام و مسلمین نخواهد داشت و حتی در تقابل با سیاست صدور انقلاب اسلامی می باشد و همچنین در نزد افکار عمومی داخلی ایران نیز این تعریف از دین و اسلام قابل پذیرش نیست، پس این متغیر نیز نمی تواند توجیه کننده رفتار سیاست خارجی ایران باشد.
  3. ۳٫    عامل مذهب (شیعه گرایی)، جمهوری اسلامی ایران همواره بعنوان ام القرای شیعی مطرح بوده و فعالیت های بسیاری را در کشورهای چون عراق و لبنان و سوریه انجام داده است که این رویکرد در جغرافیای داخلی افغانستان کمتر دیده شده و بازتاب مثبتی نیز نداشته است و چه بسا برخی اقدامات سیاسی، فرهنگی و رسانه ای چون اقدام اخیر تخریب این قشر را به همراه داشته است. و در صورت سیاست نزدیکی با طالبان این عامل نیز نمی تواند بعنوان یک فاکتور مد نظر قرار گیرد.
  4. مولفه امنیت؛ امنیت محوری ترین عنصر بعد از منافع ملی می تواند باشد . آیا تکیه بر گروهی که خود محور هراس افکنی و آنتی امنیتی منطقی به نظر می رسد. آیا در صورت به قدرت رسیدن طالبان امنیت اقتصادی و سیاسی تامین می شود؟ آیا افغانستان بازاری امن برای اقتصاد و محصولات ایران خواهد بود؟ آیا امنیت اقلیمی و جغرافیای طبیعی و آبی ایران که با افغانستان گره خورده است با خطر و تهدید نمی شود؟ این مسائل پرسش هایی است که بعنوان یک متغیر تاثیر گذار باید پاسخ داده شود.

در این بین مولفه های دیگری نیز مطرح است.

حال با این تحلیل جزئی و مختصر سیاست خارجی ایران می بایست در تقابل با طالبان باشد یا کمک به قدرت گیری طالبان بعنوان یک نیروی موثر برای اهداف خود و یا یک سیاست بی طرفی را اتخاذ نماید.

داکتر محسن حکمت خاوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.