• انتشار: 19 جولای 2020
  • ساعت: 13:40
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 45927
پرینت

طالبان تا امریکا را دارند غمی ندارند!

طالبان با حمایت امریکا و موقعیت ممتازشان، با قاطعیت روی مواضع‌شان ایستاده‌اند و مطالبات آنان یکی پی دیگر محقق می‌شود.

در سال ۱۳۸۹، پس از آن‌که گروه طالبان در سیاست ایالات متحده امریکا نسبت به افغانستان، از جای‌گاه تروریست به شورشی تنزل کرد، حکومت حامد کرزی اجازه یافت تا دروازه گفت‌وگو را در برابر این گروه بگشاید. امریکا می‌خواست زیر فشار حملات شدید و ویران‌گر، طالبان را وادار به گفت‌وگو با حکومت افغانستان کند. پاسخ طالبان به سیاست آشتی‌طلبانه کرزی این بود که «امارت اسلامی تنها با جانب امریکا گفت‌وگو می‌کند، نه حکومت دست‌نشانده آن.» امریکای‌ها در آغاز به صورت غیررسمی با نماینده‌گان طالبان نشست‌هایی برگزار کردند، اما هیچ‌گاه گفت‌وگوهای رسمی و مستقیم را با این گروه در دستور کار سیاست خارجی قرار ندادند.

امریکا خواست که تحریک طالبان در نظام مورد حمایت این کشور در افغانستان ادغام شود تا از این راه امریکا به حضور استراتژیک خود در منطقه حایل میان غرب آسیا و آسیای مرکزی ادامه دهد. به هدف تحقق این سیاست، امریکا و متحدان غربی آن کشور، امکانات مالی و اختیارات سیاسی و نظامی را به حکومت کرزی واگذار کردند. این سیاست با توجه به دورنمای منافع امریکا بسیار کم‌هزینه بود و در صورتی که به ثمر می‌رسید، قدرت‌مندترین کشور جهان مجبور نبود با شکست هژمونی در افغانستان مواجه شود.

حکومت کرزی از اختیارات گسترده مالی و سیاسی که برای گفت‌وگو با طالبان داشت، نتوانست استفاده کند. کرزی در برابر طالبان سیاست تضرع و استغاثه پیشه کرد. او با تکیه بر مراودات قبیله‌یی و امکانات وسیع مالی از خزانه دولت افغانستان، فرصت تجدید قوا و انسجام گروه طالبان را فراهم کرد. هم‌چنین زندانیان خطرناک وابسته به گروه طالبان از جمله انتحاری‌های را که پیش از رسیدن به هدف بازداشت شده بوند، آزاد کرد و چوب لای چرخ بزرگ‌ترین برنامه نظامی امریکا گذاشت. حکومت کرزی تقصیر شکست برنامه مصالحه را پیوسته به پاکستان نسبت داد، اما در حقیقت کرزی و حواریونش، با سیاست «برادرخوانده‌گی» روحیه ارتش و نیروهای امنیتی را تضعیف کردند که در پی آن دست پاکستان به امور افغانستان باز شد. در حقیقت، کرزی و یارانش بیش از پاکستان و شورای پشاور در باز احیایی تحریک طالبان نقش بازی کردند. این سیاست کماکان از سوی خلف او پی گرفته شد و طالبان به این نتیجه رسیدند که گرفتن قدرت و تجدید امارت در افغانستان قطعی است.

به نوشته سلام وطن دار، با تغییر سیاست امریکا در افغانستان، طالبان فرصت یافتند که یکی پی دیگر، به مطالبات‌شان دست یازند. حکومت افغانستان را از روند گفت‌وگوهای صلح کنار زدند، جمهوریت کذایی را منزوی و به عنوان یک طرف کم اهمیت در مناسبات داخلی و سیاست خارجی تقلیل دادند. آنان موفق شدند، دست دوستی به امریکا بدهند و از قدرت آن برای تضعیف دولت افغانستان استفاده کنند، عین موقعیت که قبلاً حکومت افغانستان داشت و به نفع تحریک طالبان استفاده کرد. حکومت اشرف غنی دیر متوجه شد که سیاست مرحمت و هم‌دلی، زمینه حذف او و برگشت امارت طالبانی را فراهم کرده است. شاید این استاد پیشین دانشگاه، تاریخ و سرنوشت داکتر نجیب‌الله احمدزی را به دقت نخوانده بود.

به هرحال، حکومت غنی به محض این‌که خود را در مخمصه احساس کرد، با سیاست‌ ناسگالیده، پی در پی در برابر خواست‌های گروه طالبان زیر فشار امریکا، به حقارت تن داد. در برابر توافق طالبان و امریکا، مبنی بر آزادی انس حقانی، حاجی مالی خان و حافظ رشید، مقاومت کرد و آزادی این سه تن را خط سرخ حکومتش خواند، اما در فرجام در برابر اراده مشترک طالب و امریکا کوتاه آمد. طالبان با امضای توافق‌نامه صلح دوحه، به یکی از خواست‌های اساسی‌شان که همانا آغاز خروج نیروهای امریکایی از افغانستان بود، رسیدند و آزادی پنج‌هزار نفری زندانیان‌شان را بر حکومت اشرف غنی تحمیل کردند. با وصف مخالفت حکومت افغانستان، طالبان موفق شدند تاکنون بیش از چهارهزار از فرماندهان برجسته‌شان را از زندان‌های افغانستان بیرون و دوباره به صفوف جنگ بفرستند. با وصف تلاش حکومت افغانستان برای آغاز گفت‌وگوها با این گروه، طالبان مستحکم بر موضع‌شان ایستادند و اعلان کردند تا زمانی که روند آزادی پنج‌هزار زندانی آنان تکمیل نشود، گفت‌وگو نخواهند کرد. طالبان اعلان کردند که حتا آزادی چهار هزار و ۹۹۹ نفر نیز کفایت نمی‌کند.

اخیراً دولت افغانستان اعلان کرد که نزدیک به ۶۰۰ زندانی طالب را به دلیل ارتکاب جرایم سنگین آزاد نخواهد کرد و از طالبان خواست که جای‌گزین این شمار از افرادشان را معرفی کنند تا از زندان آزاد شوند. طالبان نه‌تنها جای‌گزین معرفی نکردند، بل‌که بار دیگر در تبانی با امریکایی‌ها، غنی را زیر فشار قرار دادند تا خواست آن‌ها را بپذیرد. تازه‌‎ترین اظهارات او ]غنی[ نشان می‌دهد که حکومت از موضع قبلی خود در مورد آزادی گروه شش‌صد نفری طالبان عقب نشسته است. غنی در سفرش به ولایت غزنی، برخلاف موضع قبلی شورای امنیت ملی، دلیل تأخیر در آزادی زندانیان طالب را روشن‌نشدن سرنوشت سربازان اسیر در نزد طالبان عنوان کرد. پس از برگشت از غزنی، شام روز جمعه تلفنی از رابرت اوبراین، مشاور امنیت ملی امریکا دریافت کرد که در آن به غنی دستور شد که پنج‌هزار زندانی طالب را به‌گونه کامل آزاد کند. به گمان اغلب، روند آزادی زندانیان طالب در روزهای آینده تکمیل خواهد شد.

در سوی دیگر، طالبان به هیچ از مطالبات دولت افغانستان، تمکین نکرده‌اند. آنان به کاهش خشونت‌ها تن نداده‌اند، آتش‌بس را رد کرده‌اند و سرگرم گسترش قلم‌روشان اند. طالبان با حمایت امریکا و موقعیت ممتازشان، با قاطعیت روی مواضع‌شان ایستاده‌اند و مطالبات آنان یکی پی دیگر محقق می‌شود. به قول معروف، تیم حاکم «حاصل کشته خود را درو می‌کند»، اما در این میان مردم بیش از هر کسی قربانی می‌دهند و خطر برگشت طالبان بیش از پیش آینده و امید مردم افغانستان را تهدید می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.