• انتشار: ۱۹ میزان ۱۴۰۰
  • ساعت: ۱۲:۵۲
  • سرویس: دیدگاه ها
  • کدخبر: 65243
پرینت

شیعیان افغانستان قربانی جنگ های ایدئولوژیک

اکنون که طالبان تنها حاکم بر این سرزمین اند مسئولیت دارند تا از جان و مال عموم شهروندان این سرزمین به خصوص قشر مذهبی اهل تشییع که نه در حکومت سهیم اند و در جبهه‌ی مقابل شان قرار دارند محافظت نمایند.

حمله بر مسجد جامع شیعیان افغانستان در منطقه سید آباد ولایت قندوز، منجر به شهادت بیش از صد تن و مجروحیت حدود صد و پنجاه نمازگزار گردید. این حمله‌ی مرگبار، مصداق واقعی جنایت نسل کشی است که از زمان های دور تا کنون بر یک قشر مذهبی و قومی خاص صورت می‌گیرد، واکنش به این جنایات ضد انسانی و ضد اسلامی از جانب تمام نهادها و چهره های ملی و بین المللی صرفا در حد صدور اعلامیه و اخم های فاقد ضمانت اجرا بوده است.

شفقنا افغانستان طی مطلبی در این مورد می نویسد در حکومت قبلی نیز شیعیان افغانستان به کرات قربانی چنین حملات کور می گردیدند، از حملات خونبار بر مسجد جامع امام الزمان شهر کابل گرفته تا کورس های آموزشی، اماکن ورزشی، مکاتب و دانشگاهها، همه و همه حملات کاملا برنامه‌ریزی شده و هدفمند بر علیه قشر مذهبی اهل تشییع بوده است، هنوز التهاب حمله بر مکتب سیدالشهدا در غرب کابل که صدها دختر دانش آموز را شهید و زخمی نمود، از قلب ها زدوده نشده است که در حاکمیت تحت سیطره طالبان نیز جنایت عظیمی با همان ابعاد و انگیزه لئامت و پستی که بر مکتب سیدالشهدا صورت گرفت مجددا بر مردم اهل تشییع افغانستان تحمیل گردید.

حالا جای سئوال است که چرا در هر تغییرات سیاسی و انگیزه های قدرت طلبی، مردم اهل تشییع بیش از هر کتله‌ی اتنیکی و مذهبی سلاخی می‌گردد؟ دو دهه قبل که طالبان در برابر دولت دموکراسی می جنگیدند، بیشترین قربانی این گروه از مردم اهل تشییع گرفته می شد، شاهراه‌های منتهی به مناطق مرکزی افغانستان که گذرگاه شیعیان افغانستان به سمت خانه و کاشانه شان بود، به اماکن قتل و قتال افراد ملکی این قشر مذهبی مبدل شده بود، طالبان به هدف ایجاد رعب و وحشت در افغانستان، شیعیان را در شاهراهها به رگبار گلوله می بست، این وضعیت بلا استثنا از کسبه کاران، کارگران، دانش جویان و دانش آموزان و معلمین مردم اهل تشییع به صورت متواتر قربانی می‌گرفت.

در آن زمان نیز محکومیت ها در سطوح ملی و بین المللی پیرامون چنین اعمال جنایت پیشه گسترده بود؛ اما با گذشت زمان معلوم شد که محکومیت های فاقد ضمانت اجرا هیچ راهی به جایی نمیبرد؛ بلکه طالبان از پس این اعمال و کردار شان موفق به تصرف قدرت در افغانستان شدند و هیچ نهاد ملی و بین المللی موجود نیست که از آنان در قبال اینگونه عملکردهای شان مواخذه نمایند، با این حال اکنون که حاکمیت طالبان در افغانستان پهنه گسترانیده است، این گروه در اولین روز کنفرانس رسانه‌ی شان از پایان جنگ و قطع کشتار و خونریزی در افغانستان خبر دادند؛ اما تا کنون دو ماه از حاکمیت آنان نگذشته است که مجددا شاهد سیل خون در محراب عبادت مردم اهل تشییع هستیم.

فرض بر اینکه کماکان تنور جنگ بر سر تصاحب قدرت اینبار میان داعش و طالبان داغ شده است، چرا شیعیان افغانستان که طرف منازعه با هیچ یکی از این دو جریان قدرت طلب نیستند قربانی تمایلات نفسانی آنان قرار گیرد. بنا بر این اکنون که طالبان تنها حاکم بر این سرزمین اند مسئولیت دارند تا از جان و مال عموم شهروندان این سرزمین به خصوص قشر مذهبی اهل تشییع که نه در حکومت سهیم اند و در جبهه‌ی مقابل شان قرار دارند محافظت نمایند. بنا بر عقاید و آموزه های اسلامی که طالبان بیشترین استنادات حکومتی شان را به آن ارجاع میدهند، حفظ جان، مال و ناموس هر کتله‌ی قومی – مذهبی بر عهده حکومتی است که در یک جامعه تحت حاکمیت آن زندگی می کنند.

با این حال، طالبان هم اکنون در معرض امتحان و سئوالات جدی شهروندان افغانستان به خصوص جامعه اهل تشییع قرار دارند تا بیش از این، این قشر قومی – مذهبی قربانی مطامع سیاسی و ایدئولوژیکی افراطی ها قرار نگیرند؛ ورنه دفاع شخصی که یک امر مشروع دینی است از کمترین اقدامات اهل تشییع خواهد بود که هر گونه پیامدهای چنین رویدادها مستقیما به عهده طالبان بر میگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.