• انتشار: 6 آوریل 2021
  • ساعت: 15:47
  • سرویس: مصاحبه و گزارش
  • کدخبر: 56372
پرینت

رئیس جمهور غنی با وزرای کابینه اش چگونه برخورد می کند؟

به باور کارشناسان مسائل سیاسی برخوردهای تند غنی با وزرا می‌تواند تابع دو عامل باشد: “یکی این‌که آقای غنی شخصیت اقتدارگرا دارد، در برابر فرادست وقتی زیر فشار قرار گیرد، به راحتی امتیاز می‌دهد، اما وقتی فشاری در کار نباشد، شدیداً فردمحور عمل می‌کند. عامل دوم این است که او معتقد است در کابینه‌اش به آقای عبدالله و سران جهادی و قومی باج داده و بخشی از اختیارات قانونی‌اش را واگذار کرده است.

۲۹ حوت سال ۱۳۹۳ ساعت ۹ صبح، یکی از وزیران حکومت وحدت ملی که هنوز وزیر نشده بود، در یکی از حوض‌های (استخر) آب‌بازی شهر کابل مشغول شنا بود که دوستش گفت: “دیشب تصمیم گرفته شده است که تو به عنوان نامزد وزیر معرفی شوی.”

چند روز بعد، او در ارگ ریاست‌جمهوری روبه‌روی محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان نشسته بود و به سئوال‌هایش پاسخ می‌داد. رئیس جمهوری در پایان مصاحبه‌ای ۴۵ دقیقه‌ای گفت: “از امشب تضمین گرفتن رأی وکلا/ اعضای مجلس نمایندگان را شروع کن و برای گرفتن رأی اعتماد آمادگی بگیر.”

حکومت وحدت ملی پس از جنجال انتخاباتی محمد اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله در سال ۱۳۹۳ شکل گرفت و هر کدام از آن‌ها در تعیین اعضای کابینه سهم داشتند.

این وزیر یکی از ۲۵ وزیر حکومت وحدت ملی بود که بر اساس یک سیستم سهمیه‌ای وارد کابینه شده بودند. به گفته او :”در اوایل رفتار آقای غنی با وزرا به‌گونه‌ای بود که می‌شود به‌عنوان “هانی‌مون/ ماه عسل” از آن یاد کرد؛ کم‌کم اما مخالفت‌ها شروع شد و کار به جایی رسید که آقای غنی برای حذف برخی از وزرایی که به مذاقش خوش نمی‌آمد، دوسیه‌سازی/ پرونده‌سازی می‌کرد.”

بار دیگر وزرای سرپرست

چندی پیش محمد اشرف‌غنی، رئیس جمهوری افغانستان مسعود اندرآبی، وزیر داخله را برکنار کرد. حالا تعداد وزارت‌هایی که توسط سرپرست‌ها اداره می‌شوند، به هفت وزارت رسیده است؛ موضوعی که بارها مورد انتقاد مجلس نمایندگان قرار گرفته است. چندی پیش مجلس نمایندگان بار دیگر تاکید کرد که حکومت آقای غنی باید هرچه زودتر نامزد وزرای جدیدی را برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی کند. در حال حاضر هفت وزارت، دادستانی کل و ریاست بانک مرکزی با سرپرست اداره می‌شوند که به گفته مجلس نمایندگان خلاف قانون اساسی است.

کابینه فعلی همانند کابینه قبلی دولت وحدت ملی در پی جنجال‌های انتخاباتی بین آقای غنی و آقای عبدالله سهمیه‌ای است و مثل دوره قبل، این دوره نیز تعداد وزرای سرپرست کم نیست.

فارغ از جنجال‌های بین مجلس نمایندگان و حکومت آقای غنی، اعضای کابینه فعلی با چه نوع رئیس جمهوری کار می‌کنند؟ مشخصات مدیریتی و رفتاری او در برخورد با وزرا چگونه است؟

در مدت چند ماه گذشته من با یازده عضو کابینه حکومت وحدت ملی صحبت کردم و از تجربه‌شان در کار با آقای غنی پرسیدم و سئوال کردم که اعضای کابینه فعلی با چه نوع شخصیتی روبه‌رو هستند؟ شماری از آن‌ها خواستند که نامشان در این گزارش ذکر نشود. نظر برخی از مقام‌ها از جمله سخنگویان ریاست جمهوری را نیز پرسیدم، اما پاسخی دریافت نکردم.

طرح مهم است یا صاحب طرح؟

در کابینه نوپای حکومت وحدت ملی، بویژه برای آقای غنی یکی از موضوعات اصلی، طرح‌های وزیران در زمینه بهبود وضعیت و حل چالش‌های متعدد بود.

از سئوال‌های اصلی‌ام در مصاحبه با یازده وزیر، سرپرست‌وزیر و عضو کابینه حکومت وحدت ملی این بود که برخورد رئیس جمهوری با طرح‌های‌شان چگونه بود؟

یکی از آن‌ها که سال‌ها با آقای غنی همکار بود پاسخ داد:” مشکل کلان او این است که از خودِ طرح، بیشتر آورنده‌ طرح برایش مهم است. از خود پیام، پیام‌آور برایش مهم است. اگر وزیر مربوط به سهمیه آقای عبدالله آورنده طرح بود، نهایت سعی خود را به خرج می‌داد که طرح را کم بزند و رد کند.”

سیدانور سادات سال‌ها در حکومت محمد اشرف‌غنی والی و وزیر بود. از دید او اما “طرح معقول” در کابینه با اکثریت آراء تصویب می‌شد. بعضی از طرح‌ها به دلایل فنی رد می‌شد. ملاحظات رئیس جمهوری منطقی و راهنمایی‌هایش مؤثر بود.

وزیر دیگری که از سهمیه آقای عبدالله عضو کابینه بود، اما گفت :” آقای غنی از طرح‌ها و برنامه‌ها حمایت نمی‌کرد. باربار/ بارها رد می‌کرد. مواردی بود که یک طرح مهم، دو سال منتظر امضای آقای غنی مانده بود؛ چرا که نمی‌خواست فلان نفر آن کار را انجام دهد و دستاوردی برایش محسوب شود. در کابینه فهمیده می‌شد که نمی‌خواهد طرح، عملی شود و تعلل می‌ورزد. شاید خودش فکر می‌کرد که دیگران نمی‌فهمند، اما برای همه واضح بود. ولی طرحی که مورد نظرش بود، حتی اگر پر از ایراد هم می‌بود، می‌پذیرفت و می‌گفت خیر است، مشکلات است و …”

یکی دیگر از وزرا گفت: “اگر از طرحی خوشش نمی‌آمد، وزیر را باد باد می‌کرد/ به‌شدت انتقاد می‌کرد. روزی یکی از وزرا طرحی را ارائه کرد که طولانی بود. آقای غنی از زیادخواندن خوشش نمی‌آید. از وزیر بسیار انتقاد کرد. برخوردش طوری بود که احتمالاً وزیر از ارائه طرحش پیشمان شده بود.”

اما لعل‌الدین آریوبی، وزیر پیشین دولت در امور شهدا و معلولین و از نزدیکان اشرف غنی می‌گوید که جنبه تطبیقی و کاربردی طرح برای آقای غنی بسیار مهم است. به گفته آقای آریوبی، اشرف غنی روی نتیجه طرح‌ها بحث می‌کند و اگر طرحی نیاز به اصلاح داشته باشد، نظر خود را مطرح می‌کند.

برخلاف آقای آریوبی اما یکی از اعضای کلیدی کابینه گفت: “آقای غنی از طرح‌های وزیران به‌طور کامل استفاده نمی‌کند. با توجه به حس باسوادبودنی که دارد، احساس می‌کند که اگر کامل از طرح‌ها استفاده کند، به او توهین می‌شود.”

“اشرف غنی می‌خواهد مثل عاِلم به او احترام گذاشته شود و مثل پادشاه رفتار کند”

سئوال دیگری که از یازده عضو کابینه آقای غنی پرسیدم، این بود که تا چه اندازه انتقاد از دیدگاه‌ها و نظریات رئیس جمهوری در نشست‌های کابینه ممکن بود؟

عبدالرزاق وحیدی در حکومت وحدت ملی وزیر مخابرات بود. او به اتهام حیف‌ومیل میلیون‌ها افغانی برای استخدام ۳۷ کارمند پاره‌وقت پس از سه جلسه حضور در دادگاه ویژه وزیران بی‌گناه شناخته شد و برائت گرفت. آقای وحیدی می‌گوید: “بعضی از وزرا به پیشانی آقای غنی نگاه می‌کردند و بر اساس وضعیت پیشانی او صحبت می‌کردند. واکنش خلاف نظر آقای غنی با تندی مواجه می‌شد. گاهی در هنگام ابراز نظر، از سوی رئیس جمهوری با تندی متوقف می‌شدیم و می‌گفت که دیگر بس است. ‘ابَر وزیر’ داشتیم. در کابینه وزیرهایی داشتیم که برای ارائه دیدگاه وقت زیادی داشتند. در جلسات کابینه انتقاده شنیده نمی‌شد. آقای غنی در واقع می‌خواست که مثل یک عالِم به او احترام گذاشته شود، اما رفتارش مانند پادشاه بود. اصرار داشت که زاویه‌ دیدش نسبت به دیگران متفاوت است.”

به گفته یکی از وزرا: “در نشست‌های کابینه از بس فضا تلخ بود، هیچ کسی انتقاد نمی‌کرد. آقای غنی رویت هجوم می‌آورد، به همین خاطر، دیگر اعضای کابینه (پیش وزیر منتقد) عذر می‌کردند که فضای نشست‌ها را تلخ نکن. اما حضور داکتر عبدالله در نشست‌ها این خوبی را داشت که نقطه بالانس/ تعادل بود. صاحب رأی هم بود.”

وزیر دیگری هم گفت: “هیچ کس از آقای غنی نقد نمی‌کند؛ همین نبود نقد سبب شده است که او خود را عالم بداند. بیشتر وزرا همیشه از رئیس جمهوری در حضورش تعریف می‌کنند.”

یکی از وزرای نزدیک به آقای عبدالله گفت: “آقای غنی مطلق‌نگر است. حتی وقتی که مسئله‌ای خلاف نظرش مطرح و گفته می‌شد که قانون این‌گونه می‌گوید، با خشم می‌گفت: من کی هستم؟ یعنی هر گپی که من می‌گویم همان قانون است.”

“مشکل از وزراست”

شاه‌حسین مرتضوی، مشاور فرهنگی رئیس جمهوری و از سخنگویان سابق ریاست جمهوری یکی از مشهورترین چهره‌هایی است که از عملکرد آقای غنی همواره دفاع کرده است. او مدت‌ها در نشست‌های کابینه حضور داشته است. از دید آقای مرتضوی مشکل از وزراست، نه از محمد اشرف‌غنی. او می‌گوید:”رئیس جمهوری اجازه نمی‌دهد که جلسه خارج از موضوع تعیین‌شده پیش برود. در بعضی از نشست‌ها شانزده، هفده وزیر نظر داده‌اند. رئیس جمهوری فقط جمع‌بندی می‌کند. گاهی یک وزیر نظری می‌دهد که به موضوع جلسه هیچ ربطی ندارد. در این‌صورت آقای غنی تذکر می‌دهد.”

آقای مرتضوی می‌گوید: “نسبت به دوره آقای کرزی در نظم جلسات کابینه از زمین تا آسمان تفاوت آمده است. مثلا در زمان حامد کرزی، در یکی از نشست‌های کابینه درباره سریال هندی تولسی بحث شده است. شما می‌توانید این موضوع را از آقای مخدوم رهین (وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ) سئوال کنید. در یکی از جلسات کابینه یکی از اعضای کابینه آقای کرزی، سریال تولسی را قصه می‌کند و برای دقایق بسیار طولانی هر کس در این باره نظر می‌دهد. آقای غنی اما اولین کارش، رعایت نظم در جلسات است. سر ساعت شروع و سر ساعت ختم می‌شود.”

به گفته آقای مرتضوی در مواردی یک موضوع با اتفاق آراء تصویب شده است، اما پس از آن، یک وزیر موضوعی به ذهنش خطور کرده و آن‌را مطرح می‌کند که در مقابل، آقای غنی گفته است که زود می‌گفتی، حالا تصمیم گرفته شده است. یا برخی از وزرا که در جلسه اول و دوم نبوده‌اند و به جای آن‌ها معاونان‌شان آمده بودند و موضوعات را با وزیر شریک نساخته‌اند، در جلسه سوم، وزیر موضوعی را مطرح می‌کند که در جلسات قبل به آن پرداخته شده است، در این‌صورت رئیس جمهوری می‌گوید که نماینده وزارت‌تان بوده، این‌که معاون با تو مشکل دارد و موضوع را در میان نگذاشته است، مشکل خودتان است.”

آقای مرتضوی به این نظر است که در مواردی وزیر، معاون خود را در جریان امور قرار نمی‌دهد و در مواردی هم برعکس. کار تیمی وجود ندارد. مشکلی که آقای غنی آن‌را تا حدودی حل کرده است.

با توجه به سهمیه‌ای بودن حکومت وحدت ملی، به احتمال زیاد، آقای غنی ناگزیری‌های جدی‌ای داشته است.

به گفته آقای مرتضوی “در پنج سال گذشته ۱۱۰ وزیر تبدیل شده‌اند. نبود ثبات در ادارات یک مشکل است. وزرایی داشتیم که چهل روز وزیر (سرپرست‌وزیر) بودند. برخی سه ماه، و شماری هم کمتر از این مدت وزیر بودند. تا وزیری می‌آمد کاری را شروع کند، برکنار می‌شد و نفر دیگری به جایش می‌آمد و نقطه سرخط.؛ مشکل کجاست؟ وقتی (معرفی) وزرا سهم افراد باشد، حکومت (به علت توافقی که با آن‌ها دارد) ناگزیر است که انتخاب آن‌ها را قبول کند. اما آن فرد واقعاً توانایی دارد؟ ندارد. در نتیجه پارلمان (مجلس نمایندگان) یا حکومت درباره‌اش تصمیم می‌گیرند. در همین تعداد ۱۱۰ وزیر، شماری از وزرای آقای غنی هم بوده‌اند که برکنار شده‌اند. تنها از آقای عبدالله نبوده است.”

یکی از وزرا گفت:” از شروع حکومت وحدت ملی تا امروز حکومت آقای غنی مثل “یک ملی‌بس/ اتوبوس” بوده است که از ایستگاه اول حرکت کرده و رسیده به ایستگاه فعلی و در این میان کم‌کم افراد از ملی‌بس پایین شدند؛ تعدادی از نیمه راه و برخی هم در ایستگاه‌های متفاوت. اما شماری از اول تاکنون در چوکی و جای خوبی نشسته‌اند.” این همان “حلقه کوچک” آقای غنی است و به تعبیر یکی از اعضای کابینه: “بله‌گویان‌های آقای غنی”.

فردین هاشمی، رئیس مرکز مطالعات توسعه افغانستان و استاد دانشگاه کابل بدین باور است که عناصر متعدد در رفتار آقای غنی با اعضای کابینه‌اش دخیل است.

او می‌گوید: “به باور من وقتی در مورد عملکرد آقای غنی در ارتباط به اعضای کابینه صحبت می‌شود، سه عنصر دخیل است. یکی نگاه تیمی که آقای غنی داشته، یکی نگاهی که می‌شود گفت ریشه‌های قومی مثل هر فردی که در افغانستان زندگی می‌کند، بخشی از رفتار سیاسی آقای غنی را تشکیل می‌دهد و در کنار آن عنصر دیگری که به نظرم مهم است، دیدگاهی است که آقای غنی برای توسعه در افغانستان داشته که تا حدودی با خیلی از نخبه‌های دیگر متفاوت بوده است. بنا می‌شود گفت که یک نوع تناقض در این رفتار وجود دارد و در بعضی از مواقع خود را به شکل برخورد با اعضای کابینه نشان می‌دهد. در عین زمان برداشتی که آقای غنی از اعضای کابینه داشت، به باور من در خیلی از موارد بحثی بود که در خصوص توسعه افغانستان شاید وزرا آن خواسته‌های آقای غنی را نمی‌توانستند برآورده بسازند.”

آقای هاشمی می‌افزاید: “بنا از سه منظر باید به این رفتار توجه شود، یکی رفتاری که تیم سیاسی آقای غنی نسبت به آقای عبدالله داشته، عناصر قومی که طبیعتا هر افغان متناسب با شرایطی که در زندگی خود داشته، از عناصر قومی در رفتار و تفکر سیاسی‌اش متاثر است که آقای غنی هم از این امر مستثنی نیست و در عین زمان نگاهی که آقای غنی به عنوان یک تحصیل‌کرده و چهره اکادمیک در بحث توسعه در افغانستان داشته، فکر می‌کنم بعضی از وزرا آن خواسته‌ها و نیازهای کلانی را که آقای غنی مطرح می‌ساخته در این شرایط افغانستان، نمی‌توانستند برآورده کنند. به نظرم مجموع اینها رفتار آقای غنی را در کابینه شکل داده و مهم است.”

به باور شجاع‌حسین محسنی، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه این روایت‌ها واقعیت دارد؛ چنین رفتارهایی می‌تواند تابع دو عامل باشد: “یکی این‌که آقای غنی شخصیت اقتدارگرا دارد، در برابر فرادست وقتی زیر فشار قرار گیرد، به راحتی امتیاز می‌دهد، اما وقتی فشاری در کار نباشد، شدیداً فردمحور عمل می‌کند. عامل دوم این است که او معتقد است در کابینه‌اش به آقای عبدالله و سران جهادی و قومی باج داده و بخشی از اختیارات قانونی‌اش را واگذار کرده است. از این جهت با این رفتارها از رقبای باج‌گیر خود انتقام نسبی می‌گیرد.”

“یکی از وزرا را در جلسه ویدیویی فحش داد؛ وزیر هم استعفا داد.”

سئوال بعدی من این بود که رفتار اخلاقی آقای غنی با وزرا چگونه بوده است؟ چرا که می‌تواند بر روابط وزیر با رئیس جمهوری آن‌هم با ویژگی‌ حکومت وحدت ملی تأثیر مستقیمی بگذارد.

عبدالرزاق وحیدی، وزیر مخابرات حکومت وحدت ملی تعریف کرد: “یک روز طرح بسیار خوبی را در نشست تدارکات ملی ارائه کردم. درباره‌اش بحث شد و طرح با استقبال اعضای کابینه مواجه شد. دفعتاً آقای غنی کار عجیبی کرد؛ دست برد داخل جیبش و کاغذی را بیرون کرد و گفت وزیر! متوجه باش که اسناد فساد اداری‌ات در جیب من است. این جمله را با حالت تهدید و خشم گفت. در صورتی‌ که من توقع داشتم تشویق شوم نه تهدید. من خود را نباختم و گفتم که اسناد را در جیب‌تان نگه دارید و به نهادهای قضایی بدهید، جلسه امروز در رابطه با این موضوع نیست.”

آقای وحیدی علاوه بر این‌که از اتهام‌ حیف‌ومیل میلیون‌ها افغانی زمانی که وزیر مخابرات بود، تبرئه شد، بلکه در رابطه با اتهام سوءاستفاده از صلاحیت وظیفه‌ای در زمانی که معین وزارت مالیه بود نیز بی‌گناه شناخته شد.

در گفت‌وگو با یازده عضو کابینه آقای غنی بیشتر آن‌ها داستان‌هایی از “رفتار دور از شأن با یک وزیر” قصه کردند.

از جمله یکی از آنها گفت:” در جلسه‌ای، شماری از شاکی‌های بخش خصوصی یک سکتور حضور داشتند. آقای غنی با دقت به صحبت‌های آن‌ها گوش کرد و وقتی گپ‌های‌شان تمام شد، نوبت به وزیر مربوطه رسید تا صحبت کند. قبل از آن‌که وزیر حرف بزند، آقای غنی با صدای بلند گفت: “وزیر صاحب! مراقب باشی که دروغ نگویی، وگرنه از جلسه بیرون می‌شوی.”

به گفته راوی داستان بالا که از مجلس نمایندگان با رای زیاد وزیر شده بود، آقای غنی از وزرایی که “خوش نبود”، در صدد آن بود که در جلسات کابینه فرصتی به دست بیاورد تا علیه آن‌ها انتقاد و برکنارش کند. او از وزیری که خوش نبود، دستور می‌داد: “هر چقدر اسناد که دارید از این وزیر برایم بیاورید.”

این وزیر گفت: “شاهد بودم که یکی از وزرا را در جلسه ویدیویی فحش داد. وزیر هم استعفا داد.”

به گفته او:”برخورد آقای غنی، سرکوب‌گرایانه بود. حتی اگر شما درباره ویروس کرونا هم چیزی بدانید، نمی‌توانید بگویید که از رئیس جمهوری بیشتر می‌دانید، ولو اگر داکتر متخصص و وزیر صحت باشید.”

داستان دیگری را که یکی از این یازده عضو کابینه برای من تعریف کرد، این‌گونه بود: “در یک جلسه که سفرا و رئیس یوناما/ نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان حضور داشتند و گوشی ترجمه هم‌زمان هم در گوش مهمان‌ها بود، آقای غنی درباره موضوعی بر سر یک معین/معاون وزارت عصبانی شد و گفت: “خودت همین حالا برطرف هستی و دیگر معین نیستی.” آن معین از شروع جلسه تا آخر جلسه محترمانه نشست و جلسه را ترک نکرد. حدود چهل نفر در جلسه حضور داشتند. مدتی بعد به جایش، فرد دیگری معرفی شد.”

برخی از برخوردهای رئیس جمهوری افغانستان با وزرایش آن‌طور که اعضای کابینه‌اش تعریف کردند، عجیب به نظر می‌رسد. مثلا یکی از آن‌ها گفت: “در یک مورد بر سر وزیری (نام وزیر را گفت) عصبانی شده بود که چرا برنامه وزارتش را نیاورده است؟ این در حالی بود که آن وزیر یک هفته قبل طرح را به دفتر ریاست جمهوری داده بود و آقای غنی خبر نداشت. وزیر پاسخ داده بود که من یک هفته قبل طرح را آوردم. آقای غنی که جا خورده بود، گفته بود: تو . . . خوردی.”

همین عضو کابینه افزود: “از دست یک جنرال/ژنرال عصبانی شده بود، به او گفته بود: اگر آمدم تنبانت ( شلوارت) را می‌کشم. تا به حال همان جنرال بیکار است.”

او می‌گوید: “گاهی هم شده است که از یک وزیر پیش دیگران معذرت خواسته است، اما بعداً به نحوی به حسابش رسیده است. حس خودخواهی هم دارد. یک‌بار رئیس آی‌اس‌آی (بخش استخبارات ارتش پاکستان) به آقای غنی گفته بود که کاش ما هم مثل شما رهبر می‌داشتیم، آقای غنی این گپ را چند بار به دیگران گفته بود که شما قدر من را نمی‌دانید، رئیس آی‌اس‌آی درباره من چنین گفته است.”

یکی از وزرایی که سال‌ها با آقای غنی کار کرده بود، تعریف کرد:” یک روز جلسه‌ای‌ در قصر سپیدار به ریاست آقای عبدالله بود و جلسه دیگری هم در ریاست جمهوری به ریاست آقای غنی. در یکی از وزارت‌‌ها، بین وزیر و معاون موضوع این بوده که کدام یک از آن‌ها به کدام جلسه برود. هیچ‌ یک از آن دو نفر علاقه نداشتند که به ریاست جمهوری بروند، هر کدام‌شان می‌گفتند که به سپیدار من می‌روم. در نهایت وزیر به معاون گفته بود که پنج هزار افغانی می‌دهم، تو به جلسه غنی برو.”

سرپرست یکی از وزارت‌ها گفت: “در جلسات کابینه در مورد برخی موضوعات نیاز بود بیشتر صحبت کنم و همچنین از وزرایی که برنامه‌های‌شان را شرح می‌دادند، سئوال می‌پرسیدم. مدتی بعد یکی از وزرای با سابقه گفت که مراقب باش زیاد گپ می‌زنی و رئیس جمهوری بی‌آبت می‌کند. بعد از آن خیلی محتاط شدم.”

“تمام برخوردها به کار ربط دارد و شخصی نیست”

برخلاف این‌ها لعل‌الدین آریوبی، وزیر دولت در امور شهدا و معلولین در کابینه قبلی می‌گوید: “آقای غنی در نشست‌ها بسیار برخورد صمیمی دارد، اما در مواردی که فساد صورت گرفته باشد، جدیت نشان می‌دهد. تمام برخوردهای رئیس جمهوری به کار ربط دارد. واکنش تند آقای غنی، برخورد کاری است و نه شخصی. او به وزرا احترام می‌گذارد. گاهی فکر می‌کنید که رئیس جمهوری نیست و یک دوست است.”

به نظر شاه‌حسین مرتضوی، مشاور آقای غنی برخورد تند او با وزیران، به خاطر عملکرد نامناسب و ضعیف خود وزیران است. “برخی وزرا وعده‌های آقای غنی به مردم و همچنین رهنمودهای او را پیگیری نمی‌کنند. چون فرهنگ پیگیری و تعقیب وجود ندارد. (گاهی در واکنش به رفتار یک وزیر) رئیس جمهوری با تندی گفته که اگر این کار نشود، دیگر تو در وزارت نیستی. حتی با شوخی در حضور وزرا گفته که کابینه ما مثل موتر/ماشینی است که در گل بند مانده است، کمی من باید آن‌را بکشم و کمی هم شما (وزیران) هل بدهید. رئیس جمهوری به برخی از وزرا گفته که من سکرتر/ منشی شما نیستم که همه کارها را شخصاً پیگیری کنم.”

آقای مرتضوی تعریف می‌کند:” هند یا قزاقستان به افغانستان گندم کمک کرده بود. چند وزیر بسیار با ادعا رفته بودند و گندم را رد کرده بودند. در حالی‌که کیفیت گندم خوب بود. حتما توطئه‌ای بود که شاید آن گندم رایگان را نگیرند و گندم خریداری شود تا فایده‌ای برای‌شان داشته باشد. رئیس جمهوری در شورای عالی اقتصاد از آن‌ها پرسید که چرا گندم کمک‌شده را رد کردید؟ (مقام‌های) کشور کمک‌کننده واقعاً ناراحت شدند. یکی از آن وزیران پاسخ داده بود، چون گندم بی‌کیفیت بود و سیاه‌دانه داشت و فلان داشت، آن را رد کردیم. آقای غنی گفت تو گندم را به لابراتوار/ آزمایشگاه بردی؟ گفت: نه صاحب. رئیس جمهوری در واکنش گفته بود پس با کدام سند گفتی که گندم بی‌کیفیت بوده؟ وزیر پاسخ داده بود: “رئیس صاحب، گندم را در کف دستم مالیدم و فهمیدم که بی‌کیفیت است. آقای غنی هم گفته بود در همین شرائط، مالیدن گندم در کف دست می‌تواند ملاک تعیین کیفیت گندم باشد؟”

از دید شاه‌حسین مرتضوی رفتارهای این‌چنینی برخی از وزرا، واکنش تند رئیس جمهور را در پی داشته است، اما او “هیچ‌گاه به وزیری توهین نکرده است.”

آن‌چه واضح است این است که سهمیه‌ای‌بودن کابینه قبلی بخشی از منشأ مشکلات آن بوده است؛ مشخصه‌ای که در کابینه فعلی نیز دیده می‌شود.

بی بی سی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.