• انتشار: 20 دسامبر 2020
  • ساعت: 11:19
  • سرویس: اجتماعی
  • کدخبر: 52224
پرینت

دغدغه های یک دانشجوی دختر افغانستانی در ایران (۱)

صدای گریه یتیمان وطنم و صدای گریه و آه مادران و پدران فرزندان وطنم را هیچ گاه از یاد نمیبرم و با خودشان برای نجات خودشان تا زنده ام تلاش میکنم و به امید خدا شاهد دستاوردهای بی نظیر و خانه ای آرام با تکنولوژهای پیشرفته برای سهولت زندگی و آرامشی وافر از عشق خدا باشیم .

جنگ های پیاپی داخلی و تجاوزهای خارجی سبب شد شهروندان افغانستانی نزدیک به چهار دهه پیش خانه و کاشانه خود را رها کرده به کشورهای همسایه عمدتا ایران و پاکستان و همچنین اروپا فرار کنند. کسانیکه آتش جنگ و نفرت و خونریزی را در افغانستان شعله ور کردند هنوز هم این خاک و مردم زحمت کش و مظلومش را رها نکرده اند.

قدرت طلبان خارجی و مزدوران داخلی اش حتی از خرابه های این کشور در زمان جنگ داخلی نگذشتند و بر مردگان و زخمی ها و قربانیان روانی جنگ حکمرانی کردند تا عطش قدرت طلبی شان فروکش کند.

مهاجرین افغانستانی بعد از نزدیک به چهل سال زندگی در ایران و پاکستان اکنون شاهد نسل چهارم خود در این کشورها می باشند. نسل چهارم همان دختران و پسرانی هستند که اکنون تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع لیسانس و ماستری به پایان رسانده اند و با هدف خدمت به وطن و یافتن شغل رهسپار افغانستان می شوند.

این فارغین چون هرگز به افغانستان نرفته اند اطلاعات چندانی از اوضاع کشور نداشته اغلب بدون یک نقشه راه عازم کشور شده در ادامه با چالش های مختلفی روبرو می شوند.

در زیر دغدغه های یک دانشجوی دختر افغانستانی که به تازگی تحصیلات خود در مقطع ماستری را در ایران به پایان رسانده از زبان خودش می خوانیم:

به نام او که همواره با من است

با عرض سلام خدمت تمای بزرگوارانی که این متن رو می خوانند.

انشاالله که قدرت قلمم، افکارم را یاری کند!

حدود سه ماه دیگه با توکل بر خدا عازم کشور عزیزم افغانستان هستم جایی که خیلی دوستش دارم. من ایران به دنیا اومدم، ایران درس خوندم، ورزش کردم و هر کدوم را تا جایی رسوندم: درس را تا سطح ماستری اینجنری کامپیوتر گرایش نرم افزار و ورزشم را تا مربی گری و داور رسمی فدراسیون ووشو رسانده ام.

 یک بار سال ۹۰ واسه ویزا تحصیلی تا هرات رفتم ۳ روز بودم برگشتم خیلی شبیه ایران بود به چشم من تفاوتی نداشت فقط گاهی لباس ها واسم تفاوت ایجاد کرده بود، سوای بر اینکه مردم هیجان بیشتری نسبت به ایران داشتند ( من مشهد متولد و رشد یافتم شهر نوه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ) میخوام برم تا بین مردمم باشم و برای رسیدن به اهدافم که مهمترین آن ها انسان بودن هست تلاش کنم برم تا زندگی کنم .

میخوام برم تا زندگی کردن معنا پیدا کنه واسم، آره شاید بخونی با خودت بگی آره معنی جنگ، معنی ناآرامی، معنی فساد اداری، معنی واسطه بازی، معنی طالب، معنی انتحاری، معنی کشتار مردم بی دفاع، معنی بی مسئولیتی و عدم توجه دولت کدوم معنی؟

آره این معنی ها رو کم و بیش میدونم ولی سخت معتقدم و به این عقیده زنده ام که ما اگر خود بخواهیم قادر به اصلاح همه این ها هستیم فقط کافیه بخواهیم و برایش برنامه ریزی کنیم و اقدام کنیم آن گاه نتیجه کار را به خدا واگذار کنیم. صدای گریه یتیمان وطنم و صدای گریه و آه مادران و پدران فرزندان وطنم را هیچ گاه از یاد نمیبرم و با خودشان برای نجات خودشان تا زنده ام تلاش میکنم و به امید خدا شاهد دستاوردهای بی نظیر و خانه ای آرام با تکنولوژهای پیشرفته برای سهولت زندگی و آرامشی وافر از عشق خدا باشیم .

زهرا خاوری، کارشناسی ارشد انجینری کامپیوتر

چهارم قوس ۱۳۹۹

مشهد، ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.