• انتشار: ۲۴ عقرب ۱۴۰۰
  • ساعت: ۲۰:۲۶
  • سرویس: دیدگاه ها
  • کدخبر: 68152
پرینت

داعش در افغانستان؛ همکاری غنی با داعش و فریبکاری آمریکا طالبان را قوی تر ساخت

همکاری دولت پیشین با داعش حداقل در سطح اطلاعات استخباراتی و سیاست دوگانه امریکا سبب شد شاخه های مختلف طالبان در داشتن یک دشمن مشترک اختلافات را کنار بگذارند و قوی تر شوند؛ اشتراک بالای شبکه حقانی در دولت کنونی امارت اسلامی شاید مزد مبارزات شدید این گروه با داعش باشد.

چالش حال حاضر طالبان ریشه کن کردن داعش شاخه خراسان بدون کاشت تخم یک جنگ طولانی دیگر می باشد.

کشته شدن حمدالله مخلص، فرمانده ارشد سراج الدین حقانی سرپرست وزیر امارت اسلامی در وزارت داخله در حمله هفته گذشته به شفاخانه چهارصد بستری سردار محمد داوود خان در کابل نشان داد امارت اسلامی برای نابودی داعش شاخه خراسان با چالش روبرو شده است.

داعش شاخه خراسان از سال ۲۰۱۰ میلادی همواره تلاش کرده مناطق تحت تسلط و البته جنگجویان طالبان را از چنگ این گروه خارج سازد و البته در این راه موفقیت های در حد انتظار خود را نداشته است. این تلاش داعش برای طالبان اما توام با ریسک و فرصت بوده است.

داعش در نفوذ به شبکه حقانی، زیرشاخه طالبان که بعدا نقش کلیدی در مبارزه با داعش ایفا نمود، موفقیت های کوچکی داشته و تنها دو فرمانده ارشد این شبکه به نام های «عزیزالله حقانی و عبدالرئوف ذاکر» را توانستند برای برنامه ریزی حملات انتحاری جذب کنند. برعکس تحریک طالبان پاکستان، فرماندهان طالبان افغانستان در رده های مختلف به ندرت به داعش پیوسته اند.

در کنار جنگجویانی که از پاکستان به داعش در افغانستان پیوستند، این گروه با تبلیغات منفی علیه طالبان توانستند در افغانستان نیز نیروهایی چون «عبدالرحیم مسلمیار»، گزارشگر و زندانی سابق امریکا را جذب کند؛ عبدالرحیم مسلمیار دوران کوتاهی رهبر سیاسی داعش شاخه خراسان بود اما به دلیل خشونت داعش این گروه را رها کرد.

ناراضی های طالبان و رشد داعش

عبدالرئوف خادم، فرمانده پیشین طالبان در کابل در دوره اول امارت اسلامی و زندانی سابق ایالات متحده امریکا، را باید سرشناس ترین چهره ای دانست که از طالبان جدا و به داعش پیوست. عبدالرئوف از سیاست های طالبان ناراضی بود و در هلمند، سنگر اصلی طالبان، یک جبهه تشکیل داد و با همرزمان سابقش جنگید و سرانجام در حمله هواپیمای بدون سرنشین امریکا در ماه فبروری سال ۲۰۱۵ میلادی کشته شد. چهره دیگر طالبان که روی برخی سیاست ها به ویژه مساله جانشینی طالبان در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ میلادی با همرزمان سابقش به اختلاف خورد قاری سیف الله بود. وی با استفاده از افراد قبیله کاکر در جنوب افغانستان دوران کوتاهی با طالبان جنگید.  

«قاری حکمت الله و نعمت الله قویم» که هر دو توسط طالبان اخراج شده بودند در جوزجان علیه طالبان جبهه تشکیل دادند. قویم قبل از پیوستن به داعش به عبدالرشید دوستم که در ادامه معاون اول رئیس جمهور غنی شد، ملحق گردید. قاری عبدالسلام حنفی، معاون کنونی نخست وزیر طالبان تلاش کرد این فرماندهان ناراضی طالبان را به بازگشت تشویق کند. در ادامه، این جبهه مخالف در تابستان سال ۲۰۱۸ میلادی توسط سید عبدالرحمان، فرمانده منطقه ای طالبان، سرنگون شد. بیشتر اعضای این جبهه به ساحات تحت سیطره مارشال دوستم گریختند و گفته می شود رهبران این جبهه یعنی قویم و حبیب الرحمان رهبر از سوی حکومت غنی وعده حمایت دریافت کرده بودند تا علیه طالبان بجنگند.

جنگجویان داعش که علیه طالبان می جنگیدند در صورت شکست به دولت افغانستان پناه می بردند و این اتفاق حتی در آخرین جنگ طالبان در شرق بین سال های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نیز مشاهده شد. حکومت افغانستان همچنین فرماندهان و والیان فراری داعش را زندانی کرد: اسلم عبدالله، کهنه سرباز پاکستانی و ابو عمر ضیاء الحق از جمله این افراد بودند. ابوعمر ضیاء الحق توسط جنگجویان طالبان که در ادامه و در سال ۲۰۲۱ کابل را تصرف کردند، در زندان کشته شد.

طالبان در اواخر سال ۲۰۱۰ میلادی ادعا کردند بین ایالات متحده امریکا، استخبارات حکومت افغانستان و داعش ارتباط وجود دارد. براساس دلایل عقلی می توان گفت ارتباط امریکا با داعش پذیرفتنی نیست چراکه امریکا در حملات هوایی خود سه فرمانده-والی داعش به نام های «سعید خان، عبدالحسیب حسیب الله و عبدالرحمان غالب» را کشت و تاز زمان امضای توافق صلح با طالبان در فبروری سال ۲۰۲۰ به حملات هوایی خود علیه داعش ادامه داد.

این مثلث دشمنی متقابل می تواند در ترور عبدالسلام بریالی، فرمانده سرشناس طالبان برای ولایت قندوز، در اوایل سال ۲۰۱۷ میلادی خلاصه شود: وی یک هفته قبل از اینکه در حملات هوایی امریکا کشته شود در یک حمله انتحاری داعش زخمی شده بود. عبدالسلام حنفی، جانشین وی نیز به روشی مشابه در سال ۲۰۱۹ و در حمله ای در شرق افغانستان کشته شد.

ارتباط حکومت افغانستان با داعش اما قابل ملاحظه تر است: تعجبی ندارد اگر بگوییم حکومت افغانستان و داعش هر دو طالبان را ماموران پاکستان می دانستند و دولت کابل با شبه نظامیان پاکستانی که در ادامه به داعش پیوستند حداقل در سطح سکتورهای استخباراتی همکاری داشت.

از سویی هم مواردی از همکاری برخی والیان دولت غنی مانند عبدالستار میرزاکوال، والی ولایت کنر، در سال ۲۰۱۹ با طالبان مشاهده شد. دشمنی مشترک سبب شد طالبان خصومت با رقبای پیشین خود را کنار بگذارند و اختلافات داخلی را حل نمایند.

دشمن مشترک و کنار گذاشتن اختلافات

بیشتر نیروهای طالبان در شرق به شمول حقانی ها بازماندگان جبهه مجاهدین دهه ۱۹۸۰ میلادی که توسط یونس خالص تاسیس شد، می باشند. انورالحق مجاهد، پسر یونس خالص، جبهه طالبان را تاسیس کرد و محمد عبدالکبیر، دستیار انورالحق، در دوران اول امارت اسلامی طالبان یکی از رهبران ارشد طالبان شد. جلال الدین حقانی، دوست انورالحق، در دوران اول امارت اسلامی نیز یکی از رهبران ارشد طالبان بود. دین محمد ارسلا، نفر دوم یونس خالص، و خانواده اش علیه طالبان مقاومت کرد و عبدالظاهر، پسر برادر دین محمد، در عملیات دستگیری اسامه بن لادن مشارکت نمود.  

دین محمد اما در سال ۲۰۱۰ میلادی مذاکره با طالبان را رهبری می کرد و به کمک عبدالظاهر علیه داعش جنگید. دشمن مشترک به طالبان این امکان را داد با یک سری عوامل مستقل در محیط افغانستان متحد شوند. طالبان در شرق نیز علیه داعش متحد شدند: حقانی ها که جنگجویان چیره دستی بودند با رهبری عبدالله بلال در مبارزه با داعش نقش محکمی ایفا کردند.

حداقل سه فرمانده میدانی به نام های «اسامه ترابی در کنر، احمد علی جان در لوگر و نیدا نادم در ننگرهار» پس از تسلط دوباره طالبان به عنوان والی گماشته شده اند. چندین چهره دیگر به شمول «نیک محمد رهبر، عبدالهادی مالک و عبدالصمد تور» در اوایل سال ۲۰۲۱ میلادی در اولین حملات داعش ترور شدند. ترور مخلص در حمله به شفاخانه سردار محمد داودخان کابل نیز توسط داعش انجام شد.

نگاه به آینده

برخلاف حدس و گمان های رایج، به نظر می رسد طالبان بیش از حکومت پیشین بر مبارزه با داعش تمرکز دارند: ارشدترین فرماندهان طالبان یعنی «سراج الدین حقانی، وزیر داخله کنونی امارت اسلامی، عبدالقیوم ذاکر، وزیر دفاع کنونی امارت اسلامی و عبدالله شیرین، چهره ارشد استخباراتی طالبان، در سال ۲۰۱۰ میلادی علیه داعش جنگیده اند. داوود موزمل آخرین فرمانده طالبان هست که برای نابودی داعش شاخه خراسان جنگیده است.  

بنابراین می توان گفت چالش کلان طالبان نابودی داعش است، داعشی که تقریبا از قلمرو خراسان خود دور شده است. طالبان اما بدون ایجاد دشمنی و تضاد بیشتر که ممکن است یک جنگ طولانی دیگر را سبب شود، می خواهند این کار را انجام دهند.

منبع: TRT World

مترجم: حفیظ الله رجبی

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.