• انتشار: 24 اکتبر 2019
  • ساعت: 10:58
  • سرویس: مصاحبه و گزارش
  • کدخبر: 38967
پرینت

داروی چینی برای جنگ امریکا در افغانستان!

کاملا واضح است که هم امریکا به عنوان فرمانده اصلی جنگ علیه طالبان، هم طالبان و پاکستان و سایر قدرت های حامی یا همسو با آن گروه و هم دولت افغانستان به این نتیجه رسیده اند که جنگ افغانستان، راه حل نظامی ندارد و باید راهی برای صلح و پایان جنگ پیدا شود.

راساس گزارش‌ها قرار است گفتگوهای صلح افغانستان با حضور نمایندگان دولت افغانستان، طالبان و جامعه جهانی در چین برگزار شود.

سهیل شاهین؛ سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر درباره نشست چین گفت این نشست هفته آینده در پکن برگزار می‌شود و طالبان نیز هیأتی را به سرپرستی ملا عبدالغنی برادر خواهد فرستاد.

آقای شاهین گفت که این گروه به توافقاتی که در جریان ۹ دور گفتگو با آمریکا رسیده بود، پایبند است.
او در ادامه گفت که علاوه بر تلاش های چین، روسیه و کشورهای دیگر “از طرف امریکا هم تماس‌هایی با ما گرفته شده است.”

نمایندگان شماری از کشورهای عضو ناتو و زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان نیز با نشر یک اعلامیه مشترک بعد از دیدار در بروکسل، نوشتند که وضعیت افغانستان را بررسی و تایید می‌کنند که راه رسیدن به صلح تنها از طریق مذاکرات ممکن است.

به این ترتیب، کاملا واضح است که هم امریکا به عنوان فرمانده اصلی جنگ علیه طالبان، هم طالبان و پاکستان و سایر قدرت های حامی یا همسو با آن گروه و هم دولت افغانستان به این نتیجه رسیده اند که جنگ افغانستان، راه حل نظامی ندارد و باید راهی برای صلح و پایان جنگ پیدا شود.

در همین راستا همه کشورها و قدرت های مؤثر منطقه و جهان، تلاش می کنند با میزبانی از نشست های صلح یا طرح ابتکارهای تازه و کمابیش مشابه در این روند، نقش و سهم خود را در آینده سیاسی افغانستان، تثبیت کنند. چین هم از این قاعده مستثنی نیست.

بنابراین، نشست قریب الوقوع پکن، در قدم نخست، کارزار چینی ها برای تأثیرگذاری روی تحولات جاری و آینده افغانستان می باشد تا تقلایی واقعی برای کمک به استقرار صلح و پایان جنگ در افغانستان.

چین از جهات بسیاری در روندهای مربوط به صلح و سیاست افغانستان، یک طرف تأثیرگذار محسوب می شود. درست است که این کشور، از دید ایالات متحده به عنوان یک رقیب جدی و چه بسا دشمن، نگاه می شود؛ اما حتی امریکا هم مجبور است قدرت و اثرگذاری چین روی تحولات منطقه از جمله روند صلح افغانستان را به رسمیت بشناسد و این نشانگر، اهمیت و کارکرد راهبردی سیاست های پکن در این زمینه است.

چین متحد نزدیک و استراتژیک اسلام آباد است و از همین رهگذر به سادگی می تواند با طالبان ارتباط برقرار کند و روی رویکردهای آن گروه در خصوص صلح و جنگ، تأثیر بگذارد.

همزمان پکن در طول ۱۸ سال گذشته، روابط نسبتا باثبات و پایداری نیز با دولت مورد حمایت غرب در کابل داشته است.

نقش کلیدی این کشور در سازمان منطقه ای شانگهای از دیگر اهرم هایی است که قدرت نفوذ و اثرگذاری چین در معادلات امنیتی و راهبردی منطقه را چندین برابر افزایش می دهد.

از جانب دیگر، اقتصاد نیرومند چین که در تار و پود حیات اقتصادی منطقه، ریشه دوانده و نفوذ کرده است، امکان نادیده گرفتن آن از سوی کشورها را دشوار می سازد و حتی امریکای به رهبری ترامپ نیز که مذبوحانه در پی مهار چین و لگام زدن به اقتصاد توانمند آن است، مجبور است برای حفظ منافع و جایگاه خود، با چین وارد معامله شود.

در کنار همه اینها، چین عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل است و از حق وتو برخوردار می باشد؛ بنابراین، در کنار دیگر قدرت های عضو این شورا به خود حق می دهد در خصوص مسایل مهم امنیت و ثبات جهان، موضع بگیرد و فعال باشد.

با اینهمه نمی توان نادیده گرفت که آنچه در افغانستان، جریان دارد نتیجه جنگی است که امریکا به راه انداخته است. حتی اگر امکان پذیر باشد، امریکا اجازه نخواهد داد که الگوی صلح مورد نظر چین، در نهایت به جنگ امریکایی افغانستان، پایان دهد.

بنابراین، نشست پکن، برای طرف های شرکت کننده در آن، یک اهمیت نمادین دارد و پیش بینی نمی شود از دل این نشست، توافق یا دست کم تعامل ارزشمندی بیرون بیاید.

با این وجود، این نشست، به پکن در تعمیق و تحکیم نفوذ و جایگاه استراتژیک خود در معادلات مهم منطقه و افغانستان، کمک قابل اعتنایی خواهد کرد و از این حیث، برگزاری آن برای سران پکن، اهمیت حیاتی دارد.

علی موسوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.