• انتشار: 5 ژوئن 2021
  • ساعت: 00:46
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 58983
پرینت
به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

جایگاه سیاست خارجی در اندیشه امام خمینی (ره)

دیدگاه حضرت امام خمینی (ره ) در زمینه سیاست خارجی برگرفته از تفکری فراگیر و همه جانبه است که محوریت آن را تأمین منافع اسلام و ایران بر اساس عزت جهانی، اتحاد جهان اسلام و مقابله با سیاست های تفرقه افکنانه دشمنان اسلام بویژه در زمینه فلسطین و در نهایت حمایت از ملت های مظلوم در برابر ظالمان و زور مداران جهان تشکیل می داد.

در یک تاملی کوتاه می توان یکی از ویژگی های متمایز امام خمینی (ره) با سایر رهبران انقلابی را به غیر از “پارسایی سیاسی” در توجه به سیاست خارجی و اصول و مؤلفه ها و اهمیت آن، حتی قبل از تشکیل حکومت اسلامی دانست.

از این رو برای درک واقع گرایانه مفهوم سیاست خارجی از منظر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران باید تأکید داشت، در نگاه امام اخلاق و سیاست، پیوندی ناگسستنی با هم دارند.

با همین رویکرد بود که ایشان سیاست اخلاقی و دینی را که اصول الهی و توحید عصاره وجودی آن را تشکیل می دهد، به عنوان یک گفتمان اصیل، جایگزین اخلاق سیاسی کردند. در حقیقت رویکرد امام در حوزه سیاست خارجی در زمانی که اخلاق زدایی و سلطه طلبی منشاء کسب قدرت در روابط بین الملل گردیده و نظام بین الملل از اخلاق تهی شده بود، ظهور و بروز کرد.

امام خمینی (ره) با نظام سلطه جهانی که بر سرنوشت کشورهای اسلامی (دارالاسلام) حاکم شده بود، به شدت مخالف بودند و آن را با اصول نفی سبیل و حفظ دارالاسلام در تضاد می دیدند .

از نظر امام خمینی، اسلام به مبانی و اصولی ثابتی در روابط خارجی قائل است که امام خمینی(ره) این مبانی و اصول را قوام بخش اندیشه سیاسی خویش ساخته بود. مبانی سیاست خارجی از منظر امام (ره) را می توان اخلاق محوری در روابط بین الملل دانست.

در مورد اخلاق محوری در روابط بین الملل، بی تردید امام یک آرمان گرای بزرگ است و هرگز اخلاق را در مصالحه با قدرت، قربانی نمی کند و به دنبال اخلاقی کردن سیاست در داخل و روابط میان ملت ها است.

البته این بدین معنا نیست که امام تماما از عنصر قدرت غافل و به آن بی توجه است، بلکه ایشان به شدت به روابط قدرت در عرصه بین المللی حساس بودند. علاوه بر این بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی امام، قدرت فی نفسه شر نیست، بلکه جلوه جمال و پرتو جلال الهی است.

با این حال ایشان در عرصه سیاست، اعم از داخلی و خارجی به دنبال پیوند اخلاق و سیاست بودند و بی گمان در این زمینه پیشرو آرمان گرایان هستند. هم چنین در مورد تکلیف گرایی و نتیجه گرایی در روابط بین الملل نیز دیدگاه امام، نکته های مهم به همراه دارد.

تکلیف گرایی از دیدگاه امام نیز با توجه به بنیان های فکری ایشان قابل درک است. یکی از اصول مهمی که امام خمینی در سیاست داخلی و خارجی بر آن تاکید می کرد، تکلیف گرایی فارغ از نتیجه بود که شاید در نگاه اول غیر قابل درک باشد، ولی عملکرد امام و تحلیل آن می تواند تا حد زیادی این موضوع را تبیین کند.

سؤال این است که آیا در هر شرایط و در هر زمینه ای، تکلیف فارغ از سود و زیان آن مورد توجه است. به نظر می رسد که براساس عملکرد امام، نمی توان به این سؤال پاسخ مثبتی داد. امام در زمینه حفظ اسلام و جلوگیری از هرگونه تعرض به ارزش های آن، به تکلیف اسلامی فارغ از هر نتیجه و سود و زیانی عمل می کرد، ولی در کلیه زمینه های سیاست خارجی این گونه نبودند .

مورد سلمان رشدی و فتوای امام بر قتل ایشان، بیانگر همین مسئله است. این اقدام با اینکه در اواخر عمر ایشان صورت گرفت و از لحاظ زمانی متاخر بر اقداماتی بود که به نظر می رسید در آنها به اصل نتیجه و سود و زیان توجه شده، ولی فارغ از تمام جهت گیری ها و قطب بندی های بین المللی و با علم به آثار جهانی مترتب بر آن، فتوای مذکور را صادر کرد که می توان گفت صرفا عملی بر حسب تکلیف بود.

این فتوا نشان داد که در جایی که هویت و کیان اسلام در معرض تهدید است و ارزش های اساسی آن مورد تحقیر واقع شده، محل تامل در باب سود و زیان یک فعل نیست.

در واقع عملکرد خود حضرت امام نشان می دهد که این کلام در مقامی مصداق دارد که عمل واقعا از جنس تکلیف، آن هم یک تکلیف بزرگ و حیاتی است و کیان و موجودیت کل مسلمانان به آن بستگی دارد.

هم چنین با نگاهی به سیره عملی امام خمینی (ره) می توان تلفیقی از آرمان گرایی و واقع بینی را در رویکرد امام به سیاست مشاهده کرد .

بر این اساس، آنچه از تدبر در اقوال و اعمال امام برمی آید، آن است که ایشان آرمان گرایی واقع بین بود و حتی در مواردی که به ظاهر حاکی از آرمان گرایی یا واقع گرایی ایشان است، صبغه هایی از هر دو رویکرد ملاحظه می شود،بنابراین می توان گفت که حضرت امام در اندیشه های سیاسی خود، آرمان گرا باقی ماند.

رهیافت واقع گرا در اندیشه امام به نوع و سطح مناسبات امام در صحنه خارجی بر اساس تجربه تاریخی و مطالعه وضع مسلمانان و مستضعفان جهان و درکی عمیق از سیاست و رفتار بازیگران این عرصه، به ویژه زیاده خواهی قدرتهای بزرگ بود.

بنابراین ایشان به دنبال امتزاج عقل گرایی و اخلاق گرایی (به عنوان دو پایه عمده سیاست خارجی) بودند و این گونه نبود که به بهانه اخلاق گرایی، اصول عقلانی را در سیاست خارجی نادیده بگیرند . از همین جهت است که در عین آرمان گرایی به تامین منافع ملی و نیز واقعیت های عینی و جاری در صحنه روابط بین الملل و سیاست خارجی نیز اهمیت می دهد و این را در مقاطع مختلف نشان داده است. به این ترتیب، دیدگاه حضرت امام خمینی (ره ) در زمینه سیاست خارجی برگرفته از تفکری فراگیر و همه جانبه است که محوریت آن را تأمین منافع اسلام و ایران بر اساس عزت جهانی، اتحاد جهان اسلام و مقابله با سیاست های تفرقه افکنانه دشمنان اسلام بویژه در زمینه فلسطین و در نهایت حمایت از ملت های مظلوم در برابر ظالمان و زور مداران جهان تشکیل می داد.

داکتر عبداللطیف نظری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.