• انتشار: 9 آگوست 2020
  • ساعت: 10:44
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 46849
پرینت
چگونه قاتلان مردم خود را ببینیم که جلو چشمانمان راه می روند

توافق صلح امریکا با طالبان، شیرین به کام طالب و تلخ به کام دولت و ملت ما!

امریکا در ازای کمک های مالی و نظامی که به ارتش افغانستان می کند و در برابر برخی پروژه های ساخت و سازی که در افغانستان و ظاهرا برای رفاه و آسایش مردم این سرزمین دارد انجام می دهد روح و جسم افغان ها را به بند کشیده است و کار را به جایی رسانده که حتی دموکراسی نیز در این سرزمین دیگر مسخره به نظر می رسد.

پروسه صلح افغانستان که در یک و نیم سال اخیر با فراز و فرودهای فراوانی همراه بوده اکنون و همزمان با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری امریکا شتاب خاصی به خود گرفته است.  انگار دونالد ترامپ برای پیروزی در انتخابات آتی ایالات متحده امریکا روی افغانستان قمار بزرگی دارد انجام می دهد: ترامپ که در کمپاین انتخاباتی گذشته اش وعده سپرده بود سربازان امریکایی را از افغانستان به خانه برگرداند و پول مالیات دهندگان امریکایی را در جنگ های بیهوده هدر ندهد سخت مصمم است به هر قیمتی که شده امتیازات لازم از صحنه جنگ افغانستان را به نفع خود به دست آورد.

نگاهی به نوع نگرش و اقدامات امریکا در ماه های اخیر این گفته را ثابت می کند: زلمی خلیلی زاد در سفر های متعددش به افغانستان و کشورهای منطقه آن هم در بازه های زمانی فشرده سرانجام توافق نامه صلح امریکا با طالبان را به امضا رساند، توافق نامه ای که به جز برخی چهره های ارشد طالبان که نام نمایندگان سیاسی طالبان در دوحه را یدک می کشند و نیز خود امریکایی ها از جمله خلیل زاد کسی دیگری از مفاد دقیق آن اطلاعی نداشت و ندارد.

مدتی بعد از امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان، این گروه تاخت و تازهای مرگبارش در افغانستان را چنان افزایش داد که همگان انگشت در دهان ماندند که در توافق صلح دوحه مگر چه اتفاقی افتاده و چه وعده ای به طالبان داده شده که این گروه اینقدر جسور و بی باک شده اند. این سوالی که در افکار عمومی افغان ها و برخی شهروندان در دیگر کشورها ایجاد شده بود کمی بعد با برخی اقدامات انجام شده پاسخ تلخ داده شد: در جریان مذاکراتی که سرانجام به توافق صلح امریکا با طالبان منجر شد، چراغ سبز قدرت و احتمالا از نوع امارت اسلامی به طالبان نشان داده شده بود. علاوه براین، خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان تا سال ۲۰۲۱ و آزادی کامل ۵۰۰۰ هزار زندانی طالبان برخی از مفاد این توافق نامه صلحی بود که برای دولت و ملت افغانستان طعم تلخ زهر را می داد. قطع ارتباط با گروه های تروریستی از جمله القاعده، عدم استفاده از خاک افغانستان علیه منافع امریکا توسط طالبان و مهم تر از همه آتش بس سراسری برای آغاز مذاکرات بین الافغانی از جمله تعهداتی بود که برای طالبان در توافق نامه صلح با امریکا ذکر شده بود.

چه بود و چه اتفاق افتاد!

مدتی بعد از امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان در دوحه قطر که در حضور نمایندگان برخی کشورهای قدرتمند و تعدادی سازمان های بین المللی معتبر صورت گرفت، داستان در یک طنز موقعیت خنده دار، عکس آنچه تصور می شد پیش رفت و به اینجا رسید: طالبان نه تنها مهار نشدند که جسورتر هم شدند و دست و دلشان برای کشتن سربازان صدیق وطن و غیرنظامیان بازتر و بازتر و محکم تر شد. به نظر کارشناسان امر، توافق نامه صلح امریکا با طالبان، انتهای عجز و ناتوانی امریکا در مقابل یک گروه تروریستی را نشان می دهد. به باور کارشناسان، امریکایی که در سال ۲۰۰۱ با آن یال و کوپال و با آن همه سرو صدا برای نابودی تروریزم به افغانستان آمد اکنون با خفت و خواری نزد طالبان به التماس افتاده است که به خاطر خدا هم که شده اجازه بدهید ما از مسیرهای امنی که شما ایجاد می کنید افغانستان را ترک کنیم.

امریکا در پشت پرده تصمیم لویه جرگه مشورتی برای صلح

هرکسی که سر سوزن بویی از تحلیل های سیاسی برده باشد به روشنی درک می کند که لویه جرگه مشورتی برای صلح که روز جمعه هفته گذشته آغاز شد و قرار است امروز یک شنبه (۱۹ اسد) به پایان برسد در حقیقت نوعی فشار بر حکومت افغانستان و بازی با بزرگان و ریش سفیدان افغان از سوی امریکاست. به باور تحلیل گران امر، این مثال بارز استعمار است که امریکایی ها در حق دولت و ملت افغانستان در حال انجام دادن هستند: امریکا در ازای کمک های مالی و نظامی که به ارتش افغانستان می کند و در برابر برخی پروژه های ساخت و سازی که در افغانستان و ظاهرا برای رفاه و آسایش مردم این سرزمین دارد انجام می دهد روح و جسم افغان ها را به بند کشیده است و کار را به جایی رسانده که حتی دموکراسی نیز در این سرزمین دیگر مسخره به نظر می رسد.

دلیل اثبات این گفته نیز در حاشیه نگه داشتن حکومت افغانستان از  «الف تا نزدیک یایِ» پروسه صلح افغانستان است. رئیس جمهور  غنی در مراسم افتتاح لویه جرگه مشورتی برای صلح روز جمعه گذشته در کابل گفت «براساس توافق صلح امریکا با طالبان در دوحه» حکومت افغانستان هیچ تعهدی در قبال آزادی ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان ندارد.»

تحلیل گفتمانی سخنان رئیس جمهور غنی نشان می دهد که فشار امریکا به حکومت افغانستان برای آزادی زندانیان خطرناک طالبان آنقدر زیاد شده که حکومت چاره ای جز اطاعت نداشته و برای حفظ آبرو لویه جرگه را فراخوانده است تا بار مسئولیت را به دوش ملت مظلوم بیندازد و راه فراری برای خود بگذارد.

قاتلان خطرناک طالب که در لیست ۴۰۰ نفره به چشم می خورند

طالبان که شدت عطش ترامپ برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده این کشور را درک کرده اند و قبلا در توافق صلح با امریکا در دوحه میخ خود را محکم کوبیده اند اکنون سخت مصمم  هستند قاتلان بالفطره خود که گروه گروه از مردمان بی گناه این سرزمین را کشته اند را از زندان رها کنند که با تصمیم لویه جرگه مشورتی به احتمال زیاد به این هدف خود می رسند. نگاهی به برخی از چهره های خطرناکی که در لیست ۴۰۰ نفره ذکر شده موی را بر بدن آدم سیخ می کند. برخی از این نام های خطرناک عبارتند از:

قاتلان بتینا گیزلارد، خانم فرانسوی که در سال ۲۰۰۳ توسط طالبان کشته شد

بتینابرای  کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور مهاجران در افغانستان کار می کرد.

۱۵۰ قاتل دیگر

براساس یک فهرست از گروه ۴۰۰ نفری طالبان که به خبرگزاری فرانسه رسیده،علاوه بر دو قاتل بتینا، ۱۵۰ نفر دیگر نیز وجود دارند که به جرم جنایات جدی به اعدام محکوم شده اند.

حمله به هوتل اینتر کانتیننتال در سال ۲۰۱۸

پنج نفر از این لیست ۴۰۰ نفره در حمله سال ۲۰۱۸ به هوتل “اینترکانتینانتال” در کابل نقش داشتند، حلمه ای  که در آن ۴۰ نفر به شمول ۱۴ شهروند خارجی کشته شدند.

حمله مرگبار به سفارت آلمان در سال ۲۰۱۷

کسانی که در حمله انفجاری مرگبار  سال ۲۰۱۷ بر سفارت آلمان در کابل دست داشتند، نیز در جمع این ۴۰۰ نفر زندانی هستند. سه تن از سازماندهندگان این حمله، پس از یک و نیم سال از انجام آن در فبروری ۲۰۱۹ بازداشت شدند. این حمله که به وسیله یک تانکر بمب گذاری شده انجام شد، خونین ترین و ویرانگرترین حمله در افغانستان خوانده شد. در آن حمله ۱۵۰ غیرنظامی افغان جان باختند و صدها تن دیگر زخمی شدند. سفارت آلمان در پی این حمله در کابل بسته شد.

نگاهی به عمیق تر به سخنان رئیس جمهور غنی و تحلیل عملکردهای خلیل زاد که سرانجام به امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان منجر شد نشان می دهد که اگر امریکا به دنبال تقویت دموکراسی در افغانستان بود، هرگز نباید از شروع مذاکرات مستقیم با طالبان حکومت افغانستان را در حاشیه نگه می داشت و هر بار پس از هر دور مذاکره مستقیم با طالبان در دوحه ابتدا خلیل زاد را به واشنگتن می خواست و سپس با اطلاعات طبقه بندی شده به کابل می فرستاد. امریکا برخلاف ادعاهایش هرگز به تقویت دموکراسی، تقویت حکومت مرکزی کابل و تجهیز درست ارتش افغانستان فکر نکرد و تنها در راستای منافع ملی خودش حرکت کرد و اقدام نمود. اینک که قرار است ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان که قاتلان خونخوار مردم افغانستان هستند آزاد شود، دل هر افغان از شنیدن و دیدن این چهره های عجیب الخلقه به درد می آید. اگر اندکی به حافظه تاریخی خود مراجعه کنید، به روشنی درک می کنید که رویه امریکا با حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور در سال های پایانی ریاست جمهوری اش نیز به همین منوال گذشت. در این میان آنچه مسلم است آزادی ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان هم گره ای از مشکلات صلح افغانستان باز نمی کند و تنها به طالبان یک گام برای نزدیک شدن به قدرت کمک خواهد کرد. پیش بینی ها این است که طالبان در میز مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان هرگز کوتاه نخواهند آمد و آنگاه است که باید گلیم دموکراسی را در افغانستان جمع کرد، گلیمی که خود امریکایی ها مدعی پهن کردن آن هستند!

نویسنده: حفیظ الله رجبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.