اجتماعیِتیتر یک

تجلیل از شب یلدا؛ و مغزجات و میوه هایی که دیگر مردم قادر به خرید آن نیستند

مردم افغانستان و بویژه ساکنان غرب کشور در حالی امشب «شب یلدا» (طولانی ترین شب سال) را جشن می گیرند که کمتر کسی توان خرید میوه و مغزجات را دارند.

عمدتا مردمان حوزه فارسی زبان منطقه به شمول ایران، افغانستان و تاجیکستان همه سال آخرین شب فصل پاییز را که طولانی ترین شب سال است با دورهمی های خانوادگی و دوستانه جشن می گیرند.

این دورهمی ها معمولا با قصه گویی و شعرخوانی هایی از شاعران بزرگ زبان پارسی مانند حافظ شیرازی و مولانای بلخی توسط بزرگترهای جمع و با خوردن مغزجات و میوه جات برگزار می گردد.

مردم افغانستان و بخصوص فارسی زبانان کشور نیز مانند دیگر مردمان پارسی زبان منطقه با دور هم جمع شدن در کنار خانواده و دوستان این شب طولانی سال را شعر می خوانند و قصه می کنند و می خندند.

در کنار این قصه گویی و شعرخوانی ها رسم بر این است که میزبان، مغزجات مختلف و میوه های پاییزی مانند انار و مالته را بر روی کرسی گرمی می چیند تا مهمانان ضمن بگو و بخندهایشان از این میوه ها و مغزجات بخورند.

اما شب یلدای امسال برای مردمان افغانستان با سال های دیگر کمی متفاوت است؛ گرانی بیداد می کند و مردم توان خرید غذای کافی برای خوردن ندارند، چه برسد که میوه و مغزجات برای دورهمی های تفریحی شان تهیه کنند.

محمد فریدون رحیمی یک تن از شهروندان ولایت هرات به خبرنگار رها می گوید: «اکثر خانواده ها در این ولایت همه ساله در این شب طولانی سال کنار یکدیگر جمع می شوند و به شعرخوانی و قصه می پردازند؛ و با این کار میراث ماندگار نیاکان مان را زنده نگه می داریم.»

شاه برات محمدی، یک تن دیگر از شهروندان هراتی دیگر می گوید که همه ساله از شب یلدا در سایر ولایات افغانستان به ویژه ولایت هرات تجلیل و گرامیداشت می شود.

به باور وی، گرچه برای برخی ها این شب معنا و مفهومی ندارد، اما برای بسیاری از خانواده ها بخصوص در ولایت هرات این شب بسیار زیبا و ارزنده است.

او علاوه می کند اما امسال اوضاع کاملا متفاوت است؛ و نسبت به سال های گذشته مردم توان اقتصادی بسیار ضعیفی دارند. «مردم دیگر توان خرید میوه جات و مغزجات ندارند.»

عبدالرحیم حسینی یک فعال مدنی کشور می گوید: «با سقوط دولت پیشین و فرار سرمایه ها از کشور، کار و کاسبی کاملا در کشور خوابیده است. مردم توان خرید نان خوردن خود را ندارند، چه برسد به اینکه میوه تازه و میوه خشک برای تفریح بخرند.»

وی افزود: «سرزمین ما برای فعلا مرده است. صدای تفریح و خنده دیگر کمتر از خانه ها به گوش می رسد و بجای آن هراس در کشور حاکم است؛ هراس از حاکم، هراس از گرسنگی، هراس از بی سرنوشتی.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا