• انتشار: 20 فوریه 2021
  • ساعت: 15:57
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 54538
پرینت
تقابل دوستم و حکمتیار

به کسی اجازه نمی دهم اصل نظام را زیر سوال ببرد

دوستم و حکمتیار از مخالفان سرسخت همدیگر به شمار می روند. یکی از دلایلی که حکمتیار بعد از سقوط حکومت نجیب حاضر به همکاری با دولت آقای ربانی نمی‌شد، حضور نیروهای ژنرال دوستم در بدنه دولت بود که آقای حکمتیار آن‌ها را کمونیست و دشمن مجاهدین می‌دانست.

گلبدین حکمتیار چند روز پیش با لحن تندی بر دولت غنی حمله و از اجرایی نشدن بندهای قرارداد صلح او با دولت به شدت انتقاد کرد. او در سخنان تهدیدآمیز اظهار کرد در صورت عملی نشدن تعهدات دولت در قبال حزب اسلامی، او ارگ را محاصره و حکومت را سرنگون خواهد کرد. اقای حکمتیار ادعا می کند تا هنوز برخلاف تعهدات دولت نسبت به حزب اسلامی؛ تعداد زیادی از افراد این حزب در زندان مانده و دولت جدیدا نیز اعضای حزب اسلامی را دستگیر و به زندان انداخته است. این سخنان او با واکنش تند سیاسیون کشور مواجه شده و حقوقدانان تهدید حکمتیار را از مصادیق اعمال مجرمانه و تهدید برای سرنگونی یک حکومت قانونی بر شمردند. بعد از این واکنش‌ها؛ همایون جریر از مقامات حزب اسلامی، سعی کرد تا سخنان آقای حکمتیار را تعدیل کند. اقای جریر گفت حزب اسلامی به اعتراضات مدنی پابند بوده و خواهان خشونت نیست. او مخالفان او را به «سیاه‌نمایی» متهم و اضافه کرد منظور حکمتیار تلاش قانونی و عاری از خشونت برای به چالش کشیدن حکومت بوده است.

 معاون اول رئیس جمهور با کم اهمیت دادن سخنان حکمتیار، بدون آنکه بر ادعاهای او انگشت بنهد، گفته‌های حکمتیار را «شوخی سیاسی» نامید.

اما واکنش مارشال دوستم به عنوانی یکی از مخالفان اشرف غنی و یکی از رهبران پرنفوذ کشور؛ در مقابل سخنان آقای حکمتیار بسیار مورد توجه رسانه‌ها و کاربران صفحات اجتماعی قرار گرفت. آقای دوستم خطاب به حکمتیار گفته است او اجازه نخواهد داد تا کسی اصل نظام را تهدید کند. مارشال دوستم اضافه کرده است حکمتیار باید مواظب سخن گفتنش باشد.

این سخنان اقای دوستم به این جهت حایز اهمیت است که در این روزها سروصداهای زیادی در مورد صلح و چگونگی به وجود آمدن آن وجود دارد. یکی از گزینه‌ها که هر از چندگاهی مطرح شده و مخالفان جدی هم دارد، بحث حکومت موقت و تغییرات اساسی نظام است. دوستم با این سخنان خود، با وجودی که از مخالفان اشرف غنی است،‌ اما به طور صریح از نظام حمایت کرده و از مخالفت خود با طرح حکومت موقت را بیان داشته است.

دوستم و حکمتیار دو رهبر با صفات ویژگی‌های شخصیتی خاص خود در همه ابعاد زندگی شان هستند. هردو اغلب از مخالفان سرسخت همدیگر و گاهی به خاطر شرایط پیش‌آمده، متحدان نه‌چندان نزدیک هم بوده اند. یکی از دلایلی که حکمتیار بعد از سقوط حکومت نجیب حاضر به همکاری با دولت آقای ربانی نمی‌شد، حضور نیروهای ژنرال دوستم در بدنه دولت بود که آقای حکمتیار آن‌ها را کمونیست و دشمن مجاهدین می‌دانست. جالب اینجاست که همزمان با این مخالفت، او با کمونیست‌های دیگر دستش در یک کاسه بود و طرح کودتا علیه نجیب را به رهبری شهنواز تنی به اجرا گذاشت که ناکام شد. اما طولی نکشید که آقای حکمتیار برای سرنگونی حکومت مجاهدین مجبور شد در کنار دشمن سابقش جنرال دوستم، قرار گیرد.

گلبدین حکمتیار تاریخ پرفراز و نشیبی در زندگی سیاسی خود داشته است. یکی از خصوصیات عمده او مخالفت و ستیز با تمامی حکومت‌هایی است که او در طول حیات سیاسی خود تجربه کرده است. در زمان حکومت داوودخان، دانشکده مهندسی کابل را نیمه‌تمام رها کرده و از ترس دستگیری به پاکستان گریخت. بعد از کودتای کمونیست‌ها حکمتیار به جنگ مسلحانه علیه حکومت روی آورد. در زمان حمله شوروی به افغانستان، اقای حکمتیار رهبر یکی از قدرت‌مند ترین احزاب سیاسی افغانستان بوده و حمایت بی‌دریغ سازمان استخبارات نظامی پاکستان را با خود داشت. این حمایت باعث شده بود که حجم بسیار بزرگی از کمک‌هایی که غربی ها برای مجاهدین ارسال می‌کردند، به حزب اسلامی تحت رهبری او اختصاص یابد. همین قدرت نظامی و حمایت پاکستانی‌ها از او؛ این ذهنیت را در او خلق کرده بود که باید حرف اول و آخر را در افغانستان بزند و به چیزی جر قبضه قدرت به صورت صددرصد در افغانستان راضی نباشد. به همین خاطر به بهانه های مختلف از همکاری با حکومت تحت حمایت سازمان ملل متحد در افغانستان سر باز زده و شروع به راکت‌باران کابل کرد. این دمدمی مزاج بودن حکمتیار، پاکستان را تقریبا از او نا امید کرد. هم‌زمان با روی‌کار آمدن طالبان و حمایت تمام قد پاکستان از این گروه، حزب او به سرعت از هم پاشید و اغلب نیروهای او به طالبان پیوستند. او به ناچار از کشور گریخت و سالها در ایران پناهنده بود. بعد از روی کار آمدن حکومت جدید پسا طالبان؛ او به کوه‌ها پناه برد و همراه با طالبان به جنگ علیه حکومت کرزی  ادامه داد. اما از آنجا که حزب او دیگر قدرت گذشته را نداشت و طالبان کاملا این حزب را به حاشیه رانده بود، او مجبور شد با حکومت آقای غنی سازش کند و ساکن کابل شود. حکمتیار با حکومت غنی هم سر سازش ندارد و سخنان اخیر او حاکی از همین روحیه او است. یکی دیگر از خصوصیات گلبدین حکمتیار، توسل به به هر شیوه‌ای برای کسب حمایت و حمله بر مخالفانش است. برای او فرقی نمی‌کند که از چه وسیله‌ای برای رسیدن به اهدافش استفاده کند. گاهی مذهب و دین را بهانه قرار می‌دهد و گاهی هم قومیت و زبان را. با وجودی که صنف اول انجنیری را نیمه‌تمام رها کرده و تمام زندگی اش در جنگ و گریز سپری شده، با وجود این، خودش را در شکل یک عالم دین ظاهر ساخته و برای این منظور چند جلد تفسیر قرآن هم نوشته است. این موضوع مشخص می‌کند که او به خوبی اهمیت دین و استفاده از آن را در جامعه به شدت سنتی افغانستان را درک می‌کند. اما او به این مساله بسنده نمی کند و هر از چندگاهی مسایل قومی و زبان را پیش کشیده و در هیئت پرچمدار دفاع از قومیت و کارشناس ادبیات و زبان قد علم می‌کند. با وجود کم شدن وزنه حکمتیار در معادلات سیاسی افغانستان، بازهم نباید فراموش کرد که اقای حکمتیار هم اکنون هم طرفداران خود را در افغانستان دارد.

مارشال دوستم هم از رهبرانی است که بسته به شرایط گاهی در سلک مخالفان و گاهی در لباس حامیان دولت مرکزی افغانستان در آمده است. در اواخر دوره نجیب، دوستم با پشت کردن به او و پیوستن به صف مجاهدین، سقوط نجیب را تسریع کرد. بعد از روی‌کار آمدن حکومت مجاهدین، دوستم گاهی در صف مخالفین و گاهی در کنار حکومت مرکزی قرار داشت. با ظهور طالبان، زمزمه‌هایی از حمایت او از طالبان وجود داشت؛ اما با قدرت گیری بیشتر طالبان و تصرف کابل، طولی نکشید که نیروهای او در خط مقدم نبرد علیه طالبان قرار گرفتند. بعد از مدتی با خیانت فرماندهان حزب تحت رهبری او، قدرت نظامی دوستم دچار فرسایش شد و طالبان مناطق تحت کنترل دوستم از جمله شمال افغانستان را به سرعت تسخیر کردند. دوستم با ائتلاف با حزب جمعیت و حزب وحدت جبهه مشترکی علیه طالبان گشود. با حمله آمریکا به افغانستان، بخت با او یار شد و نیروهای تحت امر او دوباره نقش مهمی در شکست طالبان ایفا کردند. اما دوستم بازهم از سوی رهبران حکومت مرکزی قابل تحمل نبود. هم آقای کرزی با حمایت و علم کردن اکبربای و هم اقای غنی با پررنگ کردن نقش احمد ایشچی تلاش کردند که دوستم را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند. شاید حضور داعش در شمال افغانستان و نفوذ طالبان در میان ازبک ها هم ریشه در همین سیاست داشته باشد. اما گویا حمایت مردمی از دوستم بیشتر از آنی بود که این دو رئیس جمهور فکر می کردند. غنی از دوستم برای رسیدن به قدرت به خوبی استفاده کرد ولی به دنبال رفتار خشن دوستم با احمد ایشچی و محکومت گسترده بین‌المللی این واقعه، دوستم شدیدا منزوی شده و به ناچار با تبعید خود خواسته، به کشور ترکیه پناه برد. اما این بار، باز هم بخت با دوستم یار شد؛ اشتباه فاحش غنی در دستگیری قیصاری و رفتار بسیار خشن سربازان دولتی با او و مخافظانش، به یکباره باعث اعتراضات گسترده در میان ازبک‌ها گردیده و فرصت مناسبی برای دوستم به وجود آورد تا با قدرت بیشتری به کشور بازگردد. اکنون نه از اکبر بای خبری است و نه از احمد ایشچی؛ ولی دوستم با کسب عنوان مارشالی؛ همانند گذشته قدرتمند و صاحب نفوذ است.

حالا، با وجودی که حکمتیار ظاهرا چتر حمایت دولت را با خود دارد و دوستم از مخالفان جدی حکومت اقای غنی به شمار می‌رود، اما رویارویی این دو سیاستمدار کشور در مقابله و حمایت از نظام کنونی، صحنه جالبی را خلق کرده است. حکمتیار با همان ذهنیت سی سال پیش، تلاش دارد که خودنمایی کند و به چیزی کمتر از قدرت صد درصد راضی نیست. او همانند گذشته به هیچ نظامی جز دولت زیر فرمان خودش سر سازش ندارد. اما دوستم با توجه به وضعیت جدید و با وجودی که از مخالفان جدی غنی است؛ مصلحت خود را در بقای نظام کنونی می داند و بعید است که به حکومت موقت و به دنبال آن قدرت گرفتن طالبان و حامیان آنها تن در دهد.

خط و نشان کشیدن دوستم و حکمتیار علیه هم حکایت‌گر فراز و فرود روابط عموما سرد دیرینه این دو نیز است که اکنون در جای دیگر دهن باز کرده است.

اهمیت سخنان دوستم در دفاع از نظام کنونی در این است که جبهه موافقان حکومت موقت با این موضع‌گیری ضعیف‌تر شده و حامیان نظام کنونی بسیار قوی‌تر گردیده است. قبلاً کسانی چون عطا محمد نور به‌طور صریح و میر رحمان رحمانی به‌طور تلویحی سخن از حکومت موقت گفته بودند. اما با روی کار آمدن بایدن طرفداران این نظریه به انزوا رفته و به نظر می‌رسد که شرایط برای طرفداران حکومت موقت هرروز بدتر می‌شود. جلسه اخیر وزرای دفاع ناتو و افزایش خشونت‌ها در کشور از سوی طالبان دولت مرکزی افغانستان و نظام جمهوری کشور را در موضع برتر قرار داده است. بسیار محتمل است که این حمایت آقای دوستم از نظام کنونی، پیامی به اشرف غنی هم باشد و یخ روابط سرد این دو را آب کند. به هر صورت، رفتار رهبران سیاسی افغانستان عموماً قابل پیش‌بینی نیستند. باید منتظر بود که در آینده چه اتفاقاتی رقم خواهد خورد.

خامه پرس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.