دیدگاه هاِتیتر یک

بریتانیا منشأ بحران؛ استعمار پیر به دنبال استفاده از رنج های افغانستان برای احیای سلطه جهانی خود می باشد

یک حس مشترک می گوید گاهی اوقات کسی که در صحنه جرم و در کنار قربانی اشک می ریزد، خود قاتل می باشد و اشک هایش برای قربانی نیست بلکه راهی برای پنهان کردن جرم و جنایتش می باشد. این واقعیت در مورد دولت بریتانیا نیز صدق می کند: بریتانیا به تازگی اعلام کرده است قصد دارد برای حل بحران انسانی در افغانستان یک نشست مشترک را میزبانی کند. لیز تراس، وزیر امور خارجه بریتانیا گفته است این کشور می خواهد در تلاش های جهانی در مورد افغانستان پیشرو باشد.

در این راستا یک سوال مهم مطرح می شود:

آیا بریتانیا در گذشته و حال منجی افغانستان یا قاتل مردم و غارتگر ثروت و دارایی های این کشور می باشد؟

نگاهی واقع بینانه به تعامل بریتانیا با افغانستان از همان ابتدا تاکنون نشان می دهد میراث سمی استعمار بریتانیا از گذشته تاحال باقی مانده است.

سه جنگ آنگلو-افغان از سوی بریتانیا در اواسط قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. اگرچه تلاش بریتانیا برای اعمال نفوذ در افغانستان در نهایت با تابوی شکست ناپذیری بریتانیا به پایان رسید اما تخم بحران و هرج و مرج به روشی مشابه با دیگر مناطق دنیا در شبه قاره جنوب آسیا نیز کاشته شد. به دلیل جنگ های استعماری، بخش هایی از جنوب افغانستان به هند بریتانیا ملحق شد. در سال ۱۸۹۳ میلادی توافق نامه دیورند از سوی بریتانیا به افغانستان و هند بریتانیا تحمیل شد. در ادامه و پس از تقسیم بندی هند و پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی خط دیورند، مرز بین المللی افغانستان و پاکستان اعلام شد. این جاه طلبی بریتانیا برای توسعه طلبی بود که بحران مرزی که هنوز از افغانستان و پاکستان قربانی می گیرد را خلق کرد.

اگر فرض بگیرم ضربه استعمار طلبی بریتانیا دلیل مشکلات کنونی افغانستان نیست حتما باید قبول کنیم مشکلات و چالش هایی که بریتانیا و متحدینش طی بیست سال اخیر برای افغانستان و مردمش خلق کرده اند نقش کلیدی در ایجاد دشمنی برای افغانستان در شرایط کنونی داشته است. براساس آمار دانشگاه براون در حدود چهل و هفت هزار و دو صد و چهل و پنج شهروند افغان در جنگ بیست ساله افغانستان در ولایت هلمند جبهه جنگ اصلی نیروهای بریتانیایی کشته شده اند. در سال ۲۰۱۱ میلادی، نیروهای ویژه بریتانیا به بهانه جست و جوی طالبان سی و سه غیرنظامی افغان را به روشی بسیار وحشیانه کشتند. وزیر دفاع بریتانیا از چنین مواردی آگاه است اما تلاش می کند آنها را مخفی کند. براساس آمار ذکر شده تنها ده مورد از سه هزار و چهارصد جنایت جنگی مورد بررسی قرار گرفته اند و نود فی صد آنها پنهان مانده اند و متاسفانه بازماندگان قربانیان تنها یک صد و چهار هزار و هفده پوند به عنوان غرامت دریافت کرده اند.

بدون شک بحران انسانی کنونی افغانستان نتیجه خروج شتابزده امریکا و بریتانیا از افغانستان می باشد. طی خروج اسف بار از افغانستان در آگوست سال ۲۰۲۱ میلادی، بریتانیا هزاران افغانی که با آنها کار کرده بود را کنار گذاشت. در شرایطی که افغانستان در بحران انسانی و اقتصادی وحشتناکی فرو رفته بریتانیا و متحدینش در واکنش به تسلط دوباره طالبان سیاست گرسنه نگه داشتن را بر افغانستان تحمیل و دارایی های بانک مرکزی این کشور را مسدود و تحریم های اقتصادی کلانی را بر افغانستان که هفتادو پنج فی صد مصارفش از ناحیه کمک های بین المللی تامین شد اعمال کرده و نود و پنج فی صد مردم افغانستان را به فقر و گرسنگی کشانده است.

بریتانیا به عنوان اهرم فشار سیاسی بر طالبان زندگی افغان ها را تباه کرده است و متحد نزدیکش امریکا نیز نیمی از دارایی های بلوکه شده افغانستان را به بازماندگان حادثه تروریستی یازده سپتامبر در امریکا اختصاص داده است. در این صورت آیا می توان میزبانی مشترک نشستی در مورد کمک به افغانستان از سوی بریتانیا را اقدامی انسانی دانست؟

حقایق تاریخی اما نشان می دهد بریتانیا دست کم دو صد سال نه تنها منجی افغانستان نبوده که منشا بیشتر مصیبت ها و بدبختی های این کشور به حساب می آید. حتی امروز که بریتانیا اعلام کرده می خواهد در تلاش های بین المللی برای ارسال کمک های انسانی به افغانستان پیشرو باشد را نباید باور کرد؛ بریتانیا در پوشش یک منجی بزرگ جهانی برای افغانستان در اصل به دنبال تکرار روزهای خوب گذشته خود در عرصه تاثیرگذاری جهانی می باشد.

مرده نمی تواند سخن بگوید اما تاریخ به یاد می آورد. فقط کافی ست از کسانی که هنوز با استعمارگری و میراث هژمونی مبارزه می کنند سوال کنید اصلا کسی هست که بخواهد توسط بریتانیا نجات داده شود؟

منبع: شینهوا

مترجم: حفیظ الله رجبی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا