• انتشار: 27 سپتامبر 2020
  • ساعت: 13:08
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 48993
پرینت

این طالب امارت می خواهد، فعلا شرم گفتار دارد!

با نگاهی اجمالی به آنچه در نشست های هیات های مذاکره کننده حکومت و طالبان در این دوازده روز گذشته اتفاق افتاده به خوبی می توان درک کرد که طالبان در دل امارت می خواهند و به زبان صلح می گویند و چیزی که در این میان به وخامت اوضاع اضافه کرده توافقات امریکا با طالبان در توافق صلح امریکا با این گروه می باشد، چیزی که در پشت درهای بسته اتفاق افتاد و هیچ کس نتوانست به طور دقیق از آن آگاه شود.

نزدیک به دو هفته پیش که مذاکرات بین الافغانی با هیاهو و طمطراق خاص و با حضور رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا و بسیاری دیگر از مقامات کشورهای تاثیر گذار منطقه و جهان آغاز شد، تصور بر این بود که مذاکرات مستقیم حکومت با طالبان به زودی شروع و به پیش خواهد رفت.

اگرچه هیچ کس انتظار نداشت این مذاکرات به سرعت به نتیجه مطلوب که همان آتش بس و در نهایت صلح در افغانستان است منجر شود اما هیچ کس نیز پیش بینی نمی کرد طالبان در یک لج بازی مخصوص خودشان دست روی مواردی بگذارند که میز مذاکره سیاسی جای آن نیست.

اکنون پس از گذشت دو هفته، تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان حتی نتوانسته اند روی طرز العمل ها به توافق برسند چه برسد به آغاز مذاکره مستقیم حکومت با طالبان!

منابعی از دوحه محل برگزاری نشست های تیم های مذاکره کننده حکومت و طالبان می گوید هیات مذاکره کننده طالبان چون صلاحیت کافی را ندارد نمی تواند به طور مستقل تصمیم بگیرد و مجبور است مطابق دستور بیرونی عمل کند. به گفته این منبع هیات مذاکره کننده حکومت نیز چون از جناح ها و احزاب سیاسی متفاوت نمایندگی می کند در نشست های هیات های مذاکره کننده ایده ها و حرف های متفاوت و بعضا ناهماهنگ زده و جلسه را ترک می کنند.

در چنین فضای متشنجی که هیات مذاکره کننده طالبان ایجاد کرده اند بعید به نظر می رسد بتوان به رسیدن به یک نتیجه مطلوب دلخوش بود.

آنالیز موضوعات مطرح شده توسط هیات مذاکره کننده طالبان در دوحه نشان می دهد این گروه با حمایت اربابان خارجی خود تلاش دارند جای پا محکم کرده مقدمات برپایی امارت اسلامی خود را محکم کنند.

افزایش حملات تهاجمی و بمب گذاری های طالبان در نقاط مختلف افغانستان و طرح موضوعات جنجالی نظیر اتخاذ تصامیم بر اساس مذهب حنفی خود به خوبی این گفته را تایید می کند: طالبان با نیت صلح خواهی به این مذاکرات نیامده اند که اگر آمده بودند در تهیه طرزالعمل برای مذاکرات به این اندازه کارشکنی نمی کردند.

براساس برداشت کارشناسان امر، هدف طالبان از آمدن به قطر اطاعت امر دستور امریکاست، چیزی که به گفته مقامات طالبان بخشی از توافق صلح این گروه با امریکا بوده است.

مولوی خیرالله خیرخواه از اعضای ارشد هیات مذاکره کننده طالبان، در این مورد می گوید حکومت افغانستان باید بپذیرد که گفت و گوهای بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکاست.

حالت مطلوب برای طالبان این است که حکومت افغانستان از خیر خواسته های خود بگذرد و قید آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان وده ها دستاورد دیگر که در طول نزدیک به بیست سال با سختی های زیاد به دست آورده است را بزند و صرف برای راضی نگه داشتن طالبان و تنها به این خاطر که طالبان حاضر به مذاکره مستقیم شوند مطیع امر طالبان باشد.

مولوی خیرخواه در یک پیام ویدئویی که روز گذشته شنبه ۵ میزان نشر شد افزوده است:«نقطه اصلی اختلاف بین هیات های مذاکره کننده طالبان با حکومت در این است که حکومت افغانستان نمی خواهد قبول کند مذاکره بین الافغانی دوحه بخشی از توافق صلح طالبان با امریکا می باشد.»

توافق صلح امریکا با طالبان که در فبریه گذشته در دوحه امضا شد، شرایط محور است و براساس بندی از آن طالبان ملزم به گفت و گوی مستقیم با حکومت افغانستان می باشند.  

براساس گفته مولوی خیرخواه در این پیام ویدئویی، موضوع جنجالی دیگر این است که شیعیان با اتخاذ تصامیم براساس مذهب حنفی مخالفت کرده اند و تیم مذاکره کننده حکومت خواهان اضافه شدن مذهب جعفری و حقوق بشر به طرز العمل مذاکرات می باشند.

با نگاهی اجمالی به آنچه در نشست های هیات های مذاکره کننده حکومت و طالبان در این دوازده روز گذشته اتفاق افتاده به خوبی می توان درک کرد که طالبان در دل امارت می خواهند و به زبان صلح می گویند و چیزی که در این میان به وخامت اوضاع اضافه کرده توافقات امریکا با طالبان در توافق صلح امریکا با این گروه می باشد، چیزی که در پشت درهای بسته اتفاق افتاد و هیچ کس نتوانست به طور دقیق از آن آگاه شود.

پیش بینی ها می گوید طالبان به پشت گرمی همین چراغ سبزهای امریکا اینگونه جسورانه در میدان مذاکره و جنگ تاخت و تاز می کنند.

اگر مشخص می شد که امریکا چه وعده هایی به طالبان داده، بهتر می شد مسیر حرکت به سوی آینده را مشخص کرد: در یک فرضیه دردناک اگر تصور کنیم که امریکا در ازای توافق صلح با طالبان به این گروه وعده قدرت در افغانستان را داده است، آن هم نه شراکت در قدرت که تصاحب شاه راه های اصلی قدرت، آنگاه باید به همه چیز امریکا شک کرد، به مبارزه با تروریزم این کشور، به حمایت از دموکراسی این کشور، به دفاع از حقوق زنان این کشور و به طور خلاصه به تمام وعده های این کشور!

البته این رویه امریکا از همان روزی که نشست های زنجیره ای یک طرفه خود با طالبان را در دوحه آغاز کرد قابل حدس بود: امریکا می توانست از همان ابتدا تمام نشست های خود را با حضور حکومت افغانستان با طالبان برگزار کند تا طالبان به این اندازه امروز جسور نشود.

به هر صورت باید نشست و دید که توافق صلح امریکا با طالبان چه پیامدی برای افغانستان و مردم مظلومش دارد! آنچه در این میان اما روشن است امریکایی ها عاشق چشم و ابروی ما نیست که در مراودات خود با طالب ذره ای از منافع خود کوتاه بیاید.

مردم و حکومت باید به هوش باشد که آنچه از طالبان در میز مذاکره و میدان جنگ بروز می کند مصداق بارز ضرب المثل «خانه از پای بست ویران است و خواجه در فکر نقش ایوان است» می باشد. این طالب دنبال صلح نیست و خواب برافراشته کردن بیرق امارت اسلامی خود را می بیند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.