• انتشار: 19 جولای 2020
  • ساعت: 10:52
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 45905
پرینت

افغانستان و تفاوت دیدگاه نظامیان و سیاسیون امریکا!

نظامیان امریکایی دیدگاه استراتژیک و طولانی‌مدت در قبال کشورهای منطقه و جهان دارند. حضور نظامی آنها به کشورها ارتباطی به جنگ و بحران امنیتی- سیاسی ندارد. نظامیان امریکایی هرجایی‌که رفته‌اند، برنگشته‌اند. حضور نظامی امریکا در عربستان سعودی و جرمنی مثال روشنی در این زمینه است.

سیاسیون و نظامیان امریکایی از دیر باز دربارۀ افغانستان و دیگر نقاط جهان اختلاف نظرهایی داشته‌اند. اما اختلاف میان سیاسیون و نظامیان امریکایی پس از ناکامی استراتژی جنوب آسیا و افغانستان دونالد ترامپ، امضای موافقت‌نامۀ صلح امریکا با طالبان و همچنان انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان روشن‌تر گردید.

وقتی استراتژی دونالد ترامپ در قبال افغانستان و جنوب آسیا که زیر تأثیر و نفوذ نظامیان به‌ویژه جنرال ماتیس وزیر دفاع وقت امریکا تدوین شده بود و بر سرکوب طالبان و قلع‌وقمع کردن آنان از راه نظامی تأکید داشت ناکام گردید، کاخ سفید در جست‌وجوی راه‌وچارۀ تازه افتاد و بحث پایان درگیری از راه مذاکره و گفت‌وگو بالا گرفت. دونالد ترامپ اعتمادش را به مشاوران نظامی و کارگزاران امنیتی کشورش از دست داد. جنرال متیس و بعدتر جان بولتن کنار رفتند، اما این کناررفتن‌ها نقشی در تغییر دیدگاه نظامیان امریکایی در قبال جنگ افغانستان نداشت.

نظامیان امریکایی بی‌پرده با طرح صلح کاخ سفید مخالفت کردند. پنتاگون و نهادهای استخباراتی یک دوره موفق شدند که مذاکره با طالبان را لغو کنند و از حضور سران طالبان به کمپ دیوید جلوگیری نمایند.

دال مرکزی توافق صلح امریکا با طالبان که از سوی کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا تعقیب و دنبال می‌شود، بحث خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و واگذاری مسوولیت جنگ با تروریزم به طالبان است. اما نظامیان امریکایی با صراحت با خروج از افغانستان مخالفت ورزیده‌اند.

آنان در ملاقات‌های پشت درهای بسته در کابل اطمینان داده‌اند که ایالات متحده حضور نظامی و استخباراتی‌اش را در افغانستان حفظ می‌کند و تا سال‌های دور از نیروهای امنیتی افغان در مقابله با ترویزم پشتیبانی می‌کند. اما براساس آنچه جان بولتن مشاور پیشین امنیت ملی امریکا نوشته است: ترامپ بدین نتیجه رسیده که امریکا در افغانستان شکست خورده و تنها راه پیروزی در این جنگ بی‌پایان دیپلوماسی و مذاکره است.

نظامیان امریکایی دربارۀ دلایل و اهمیت حضورشان در افغانستان و منطقه آگاه اند. دیدگاه‌های آنان درازمدت است و در عمق قضایا دخیل هستند. سلسله‌یی از معلومات دقیق، درازمدت و دست‌اول را در اختیار دارند.

درحالی‌که سیاسیون بیشتر در حول مسایل سیاسی- انتخاباتی و مقطعی فکر می‌کنند. آنها به معلومات اصلی و عمیق دسترسی ندارند. اصرار ترامپ به حل بحران افغانستان ریشۀ داخلی دارد. ترامپ فکر می‌کند که حل بحران افغانستان، خروج نظامیان کشورش و تمرکز بر مسایل داخلی، می‌تواند در رأی شهروندان امریکایی تأثیر بگذارد. آنچه در اولویت ترامپ قرار دارد کسب اعتماد دوبارۀ امریکایی‌ها و راه‌یابی دوباره به کاخ سفید می‌باشد.

از سوی دیگر، ترامپ با شعار «اول امریکا» به پیروزی رسید. او بیشتر متمرکز به امور داخلی است. نگاهش اقتصادمحور است. محاسبۀ او دربارۀ جنگ افغانستان اقتصادی است. ترامپ بارها گفته است که کشورش صدها میلیارد دالر را در افغانستان هدر داده است.

اما نظامیان امریکایی باور دارند که قیمت جنگ در افغانستان کمتر از چیزی است که سیاسیون مطرح می‌کنند. نظامیان امریکایی می‌دانند که بخش بزرگ کمک‌های نظامی و غیرنظامی دوباره به کشور خودشان بر می‌گردد. بخش بزرگ پول را مشاوران به امریکا بر می‌گردانند. بخش دیگر هزینه‌ها، از طریق مصرف سلاح و تجهیزات جنگی به امریکا بر می‌گردد. تجارت سلاح درامد اصلی امریکا در منطقه به ویژه افغانستان است. هزینۀ سلاح و تجهیزات جنگی هم از پول کمکی تأمین می‌شود.

تولیدات نظامی شامل سلاح، مهمات، وسایط، هلیکوپتر، هاموی، تانک و توپ در امریکا توسط شرکت‌های خصوصی به قرارداد گرفته می‌شود. به خاطر رونق سکتور خصوصی، نیاز به چنین جنگ‌هایی است تا از یک‌سو سلاح و تجهیزات نظامی به آزمایش و تجربه گرفته شود و از سوی دیگر، زمینه فروش و درآمدزایی آن فراهم گردد. نظامیان امریکایی در اکثر پروژه‌های بزرگ نظامی سهیم هستند. اگر جنگ قطع شود و نیروها بیرون شوند، پروژه‌ها قطع می‌شود و درامدها قطع می‌گردد. از این‌رو، نظامیان علاقمندی به خروج ندارند.

از این رو، نظامیان امریکایی اهمیت جنگ افغانستان را می‌دانند و به سادگی در پی جمع‌کردن این درگیری نیستند.

نظامیان امریکایی دیدگاه استراتژیک و طولانی‌مدت در قبال کشورهای منطقه و جهان دارند. حضور نظامی آنها به کشورها ارتباطی به جنگ و بحران امنیتی- سیاسی ندارد. نظامیان امریکایی هرجایی‌که رفته‌اند، برنگشته‌اند. حضور نظامی امریکا در عربستان سعودی و جرمنی مثال روشنی در این زمینه است.

نظامیان امریکایی اعتقاد دارند که امنیت کشورشان را باید در بیرون از مرزهای‌شان تأمین کنند. یازدهم سپتمبر برای امریکا یک درس بود.

تفاوت دیدگاه میان نظامیان و سیاسیون را در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری افغانستان مشاهده کردیم. کاخ سفید و وزارت خارجۀ امریکا اول مخالف برگزاری انتخابات بود. وقتی متوجه شدند که انتخابات هر طور شده برگزار می‌شود، تلاش کردند که انتخابات به نتیجه‌یی نرسد و زمینه به اجرای مفاد توافق‌نامۀ صلح با طالبان فراهم گردد. اما نظامیان با تمام توان از رییس‌جمهور غنی حمایت کردند. چون موضع نظامیان امریکایی و حکومت اشرف‌غنی دربارۀ صلح با طالبان بسیار نزدیک است. اشرف‌غنی مخالف توافق صلح امریکا با طالبان است و نظامیان امریکایی هم بدین باور هستند که اجرای بندهای توافق‌نامۀ صلح به سود طالبان است و وجهه نظامی و دیپلوماتیک امریکا را صدمه می‌زند. تأخیر پی‌هم در برگزاری مذاکرات بین‌الافغانی بخشی از راهبرد کابل است که از سوی نظامیان امریکایی پشتیبانی می‌شود.

علی‌رغم امضای موافقت‌نامۀ صلح با طالبان، هم اکنون نظامیان امریکایی شانه به شانه با نیروهای امنیتی افغانستان در جنگ با طالبان شرکت می‌کنند. به تازگی با تشدید حملات طالبان برشهرها و ولایت‌ها، حمایت قاطع عملیات‌های هوایی را از سر گرفت. از سرگیری عملیات خشم طالبان را برانگیخت. طالبان نیروهای امریکایی را به نقض موافقت‌نامۀ صلح متهم کردند.
نویسنده: آنیتا احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.