• انتشار: 17 دسامبر 2020
  • ساعت: 11:17
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 52122
پرینت
نقدی بر فیلم «حوا مریم عایشه»

از مرد ستیزی تا تبدیل فیلم به یک بیانیه!

در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است.

فیلم حوا مریم عایشه فیلمی که از سه پارت ظاهرا مجزا تشکیل شده است که در آخر در یک راهروی مطب یک دکتر زنان به هم وصل میشود. همانطور که از اسم فیلم پیداست داستان درباره سه شخصیت به نام های حوا مریم و عایشه میباشد که هر کدام درگیر حوادثی میشوند.

شاید یک عده با دیدن فیلم این فیلم را یک فیلم مرد ستیزانه بدانند و از اینکه در تمام فیلم مرد ها مدام شخصیت های اسیر کننده هوسباز و بی توجه نشان داده شده اند آزرده شوند اما باید توجه داشت به اینکه دنیای هنر دنیای آزاد بودن است و نمیتوان هیچکس را مجبور کرد که فلان اثر هنری را تولید کند یا تولید نکند ما در هنر و مخصوصا در فیلم فقط میتوانیم ازین بعد به اثر نگاه کنیم که آیا فیلم در انتقال محتوای مدنظر موفق بوده است یا نبوده است.

این محتوا گاها میتواند بسیار متنوع باشد از اعتراض های مدنی و اجتماعی گرفته تا بیان و انتقال و احساسات یا نمایش فرم های مختلف هنری یا نشان دادن خلاقیت و نوآوری های تازه. در فیلم حوا مریم عایشه موضوع اعتراض به نگاههای موجود در جامعه به زنان میباشد و صحرا کریمی در بعضی قسمت ها توانسته حرف خودش را بیان کند و در بعضی از قسمت ها از چوکات هنری بودن و سینما بودن بیرون زده و فیلم تبدیل به یک بیانیه شده است. با توجه به شعار معروف سینما که می گوید (حرف نزن نشان بده) خانم صحرا کریمی هر جایی از فیلم که با تصویر حرف زده موفق تر عمل کرده است و هر جایی از فیلم ‌که اطلاعات به صورت رگباری و با دیالوگ به مخاطب منتقل شده نا موفق بوده است.

شاید میتوان گفت سینمایی ترین قسمت فیلم قسمت اول فیلم که مربوط به شخصیت حوا است میباشد. کارگردان در این بخش توانسته اکثرا تمام حرفهای خود را با تصاویر بیان کند و از نمادها برای انتقال احساسات و انتقال محتوای خود استفاده کند. مانند نماد پرنده در قفس که نماد خود شخصیت حوا است. اما در بخش دوم عملا نود درصد روایت داستان با حرف زدن یک شخصیت با تلفن به مخاطب منتقل میشود که فیلم را کمی حوصله سر بر میکند.

شخصیت محدود لوکیشن محدود دیالوگ های طولانی فضای بسته از عوامل دیگری هستند که بیشتر باعث خسته کننده شدن این قسمت میشود. اما در اپیزود سوم دوباره کار کمی جان میگیرد و باعث میشود که رخوت بخش دوم کمی از بین برود. شاید بتوان گفت بزرگترین نقطه ضعف فیلم فیلمنامه است . حتی در بخش اول فیلم که بهترین بخش فیلم است اتفاق محرک داستان خیلی دیر می افتد و همین باعث کم شدن تعلیق در داستان میشود.

شاید اگر زمین خوردن حوا قبل از رسیدن مهمان ها اتفاق می افتاد ما حس همذات پنداری بیشتری با حوا میکردیم. در قسمت های دوم و سوم عملا هیچ اتفاق محرک داستانی وجود ندارد. اتفاق محرک داستانی اتفاقی است که شرایط موجود را بر هم میزند و بعد از آن شرایط هیچ گاه به مسیر اولیه خود برنمی‌گردد. البته شاید تصمیم مریم برای سقط جنین و یا آمدن خواستگار برای عایشه را بتوان اتفاق محرک داستانی در نظر َگرفت اما حوادث بعد اینها در فیلم در پی این حوادث نمی‌باشد و نمیتوان اسم انها را اتفاق محرک داستانی گذاشت. در مورد بازی بازیگران این را میتوان گفت که در کل سطح بازیگری در افغانستان پایین است و بازیگران نمیتوانند تمام پتانسیل کاراکتر را دریابند و علاوه بر آن نمیتوانند با خلاقیت خود به نقش چیزی اضافه کنند به همین دلیل بازی بازیگران را باید نسبت به کل افغانستان و بازیگری در افغانستان در نظر گرفت. خانم آریا پور در نقش حوا بازی قابل و قبول و باور پذیری ارائه کردند و به ترتیب بعد از ایشان خانم ابراهیمی و در اخر خانم افشار که در نقش مریم ایفای نقش میکردند و در کل اگر بخواهیم بازی بازیگران فرعی را در نظر بگیریم فضای ساخته شده توسط بازیگران فضای قابل باوری برای مخاطب میباشد.

سخن پایانی اینست که این فیلم میتواند سراغاز خوبی برای خانم کریمی باشد و امید است که ایشان کم کم تلاش کنند تا به فرم خاص کارگردانی خود در فیلم های بعدی خود دست یابند.محمد باقر حسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.