• انتشار: 12 می 2020
  • ساعت: 05:28
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 44238
پرینت
پاکستان و صلح افغانستان

ادعای پوچ همکاری به زبان و نیت پلید منافع شخصی در دل!

از دید پاکستان وجود یک تسهیل کننده و میانجی در روند صلح افغانستان ضروری ست و این تسهیل کننده باید پاکستان باشد. از نقطه نظر پاکستان تمام تلاش ها برای استقرار صلح در افغانستان باید از کانال راولپندی و اسلام آباد رد شود.

در اینکه صلح آرزوی دیرینه افغان هاست هیچ شکی وجود ندارد: مردم مظلوم افغانستان سالهاست که در دام منافع قدرت های منطقه و جهان افتاده در حملات تهاجمی و انتحاری قربانی می شوند. در این میان و پس از سال ۲۰۰۱ میلادی و ورود ایالات متحده امریکا به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریزم، حکومت های جدید نیز به دلیل فقدان یک سیاست خارجی جامع و کامل در همسو سازی نیروهای دخیل در قضیه جنگ و صلح افغانستان ضعیف عمل کرده و نه تنها در استقرار صلح و پایان جنگ خانمان سوز در کشور ضعیف عمل کرده اند که با عملکردهای نابخردانه آتش جنگ را شعله ورتر نگه داشته اند. به همین ترتیب شرکای استراتژیک و بین المللی افغانستان در کل و امریکا به طور خاص نیز در شیطنتی شرم آور هم به میخ زده اند و هم به نعل!

در تازه ترین مورد، ایالات متحده و طالبان توافق صلحی امضاء کردند که براساس آن طالبان موظف بودند خشونت ها در افغانستان را کاهش داده زمینه را برای مذاکره مستقیم با دولت افغانستان فراهم کنند، اتفاقاتی که اکنون نه تنها اتفاق نیفتاده که طالبان در جسارتی بیشتر از گذشته حملات تهاجمی خود را افزایش داده اند.

در این بحبوحه، پاکستان نیز در توافق نامه صلح امریکا و طالبان تا این مرحله ماهی های مراد خود را صید کرده و به فکر تحقق اهداف بیشتر خود در افغانستان از طریق طالبان می باشد.

خبرگزاری «آسیا تایمز» در تازه ترین مطلب خود پیرامون پروسه صلح افغانستان به نقش پاکستان در این روند اشاره کرده می پرسد:«آیا پاکستان به پیش برد صلح افغانستان کمک یا مانع تراشی می کند؟»

در مطلب مذکور آمده است فشارهای ایالات متحده امریکا بر پاکستان و ابزارهای تشویقی به طالبان در نهایت به امضای توافق نامه صلح میان واشنگتن و طالبان شد. این توافق نامه اما اکنون روی دو موضوع امتناع طالبان از گفت و گوی مستقیم با حکومت و اعلام آتش به بن بست خورده است. در این میان این پاکستان است که باید دانست نقش تسهیل کننده در مذاکرات صلح افغانستان را بازی می کند یا در این روند اخلال ایجاد می نماید.

باید گفت پروسه صلح افغانستان ابتدا در نوامبر سال ۲۰۱۰ آغاز و در ادامه در سال ۲۰۱۵ میلادی یک تلاش دیگر صورت گرفت. با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی نیز افغانستان و پاکستان یک توافق نامه همکاری امضاء کردند که براساس آن اسلام آباد متعهد شد طالبان را به میز مذاکره با حکومت افغانستان بکشاند. در مرحله بعد، امریکا و حکومت افغانستان چندین دور دیگر از مذاکرات را برگزار کردند که هیچ یک به جایی نرسید.

اهداف اصلی پاکستان در پروسه صلح افغانستان

 نویسنده مطلب در ادامه به اهداف عمده پاکستان در پروسه صلح افغانستان اشاره می کند؛

کاهش فشار امریکا

پاکستان بارها و بارها اعلام کرده که بزرگترین قربانی جنگ در افغانستان است و این جنگ از سال ۲۰۰۱ تاکنون برای اسلام آباد بیش از صدوبیست میلیارد دلار آمریکایی هزینه داشته است. از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، روابط امریکا و پاکستان شکرآب و از آغاز سال ۲۰۱۸ کمک های اقتصادی و نظامی امریکا به پاکستان قطع شده است. اسلام آباد به نظر می رسد که درحال ایفای نقش کلان تر در مذاکرات صلح با طالبان و افزایش ارتباطات خود با امریکا باشد. در حقیقت، تلاش پاکستان برای نقش مثبت بیشتر در پروسه صلح افغانستان می تواند فشار امریکا بر این کشور را کاهش دهد.

دیدگاه تسهیل کننده در پروسه صلح افغانستان برای پاکستان منافعی به دنبال دارد: از یک طرف اتهامات امریکا به پاکستان مبنی بر پول شویی و حمایت مالی این کشور از گروه های تروریستی را کاهش می دهد و از سوی دیگر با توسعه روابط بین المللی می تواند کمک های اقتصادی واشنگتن به اسلام آباد را دوباره به جریان بیندازد.

از بعد دیگر، تظاهر پاکستان به ایفای نقش تسهیل کننده در پروسه صلح افغانستان می تواند به شهروندان پاکستانی کمک کند وعده هایی که عمران خان، نخست وزیر این کشور در بدو رسیدن به قدرت داده بود را باور کنند. عمران خان به مردم خود وعده سپرده بود «همکاری با کشورهای همسایه به ویژه افغانستان را گسترش دهد و برنامه های توسعه یی به ویژه در ولایات همجوار با افغانستان را تطبیق کند.   

پاکستان در نقش کمک کننده به پیش برد پروسه صلح افغانستان می تواند در مساله مهاجرین افغانستانی ساکن این کشور نیز دست برتر را داشته باشد: چالش مهاجرین افغانی برای پاکستان از اهمیت فراوانی برخوردار است و اسلام آباد با این نقش می تواند بازگشت مهاجرین افغانستانی به کشورشان را روی دست گیرد و به منافع خود در افغانستان فکر کند.

انگیزه های ژئوپلوتیکی

در بخش دیگر مطلب می خوانیم «تاریخچه حضور و تاثیر پاکستان در افغانستان به دلیل عوامل ژئوپلوتیکی و تاریخی همواره با کنش و واکنش های منفی روبرو بوده است: دو موضوع پشتونستان و خط دیورند رابطه کابل-اسلام آباد را متشنج نگه داشته است. در طی دهه های گذشته، سیاسیون پاکستان با درنظرداشت منافع ملی کشورشان به افغانستان نگریسته اند: این نوع نگاه سبب شده پاکستان با  استفاده ابزاری از طالبان به قدرت نظامی این گروه در افغانستان کمک نمایند و برنامه های توسعه یی در افغانستان تحت تاثیر این نوع سیاست و پالسی پاکستان قرار گیرد.»

  از طرف دیگر ادعای متقابل زمین در اطراف خط دیورند پاکستان را مجاب ساخته در مذاکرات صلح افغانستان حاضر بوده موثر عمل کند.

در سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان، تقویت استراتژی این کشور علیه هند نیز مطرح است. ایجاد شبکه های قوی از متحدین منطقه ای علیه هند یکی دیگر از اهداف عمده پاکستان در سیاست خارجی این کشور نسبت به افغانستان است. اسلام آباد از طریق کمک به طالبان به دنبال کاهش تاثیرات اقتصادی، سیاسی و امنیتی هند در افغانستان است.

اهداف سیاسی و امنیتی

نویسنده مطلب در ادامه تاکید می کند در چهار دهه اخیر، پاکستان بدون شک تاثیر مهمی در توسعه سیاسی و نظامی افغانستان داشته است. از سویی هم، به نظر می رسد پاکستان با اتخاذ نقش تسهیل کننده در مذاکرات بین الافغانی و پروسه مذاکرات امریکا با طالبان سخت در تلاش است ادعاهای مربوط به زمین که از سوی حاکمیت سیاسی افغانستان علیه اسلام آباد مطرح می شود را خنثی سازد. ایجاد حکومت مشارکتی در کابل پاکستان را در رسیدن به این هدف یاری می کند. بنابراین، طالبان حتی اگر نتوانند کل قدرت را در کابل به دست آورند، حداقل از کانال مذاکرات صلح می توانند در ساختار آینده سیاسی و قدرت در افغانستان شریک شوند که این خود یک ایده آل بزرگ برای پاکستان به شمار می رود.

تضمین منافع ملی خود و تاثیرات بیشتر در افغانستان از دریچه مذاکرات صلح از دیگر اهدف اسلام آباد در پرسه صلح افغانستان می باشد.

در این میان، پاکستان در چهار دهه اخیر نقشی کلیدی در بحران های افغانستان بازی کرده و در تسهیل روند صلح در افغانستان نقش موثر و مصمم داشته است. به عبارت دیگر رسیدن به هر هدف مطلوب در پروسه صلح افغانستان بدون حضور پاکستان بی نتیجه خواهد بود. اگرچه افغانستان در گذشته گام های زیادی برای مذاکره صلح با طالبان برداشته اما از دید پاکستان وجود یک تسهیل کننده و میانجی در روند صلح افغانستان ضروری ست و این تسهیل کننده باید پاکستان باشد. از نقطه نظر پاکستان تمام تلاش ها برای استقرار صلح در افغانستان باید از کانال راولپندی و اسلام آباد رد شود.

به باور نویسنده مطلب، پاکستان از کانال نفوذ بر طالبان سعی می کنند پروسه صلح افغانستان را به دلخواه خود به پیش ببرند. پاکستان از سویی هم دوست ندارد ابزارهای فشار سیاسی و امنیتی خود بر افغانستان را از دست رفته ببیند و درست به همین دلیل به دنبال مدیریت صلح افغانستان است.

به عبارت ساده تر اگر پاکستان خواهان صلح در افغانستان باشد، این صلح باید از عینک پاکستان دیده شود. دیدگاه دوگانه پاکستان نسبت به صلح  افغانستان کماکان ادامه دارد: این کشور در یک دورنگی کامل از یک سو مدعی ست که بدون هیچ چشم داشتی در پروسه صلح افغانستان همکاری می کند و از سوی دیگر حمایت های عملی و تشویق های خود از طالبان را ادامه می دهد.

در بخش پایانی مطلب می خوانیم پروسه صلح افغانستان برای پاکستان یک تاکتیک است، تاکتیکی که باید به حفظ منافع پاکستان در کشور همسایه منجر شود. در چنین شرایطی، منافع ملی پاکستان ایجاب می کند که به جای ایجاد مشکل در روند صلح افغانستان نقش تسهیل کننده در این پروسه را داشته باشد.

به هر صورت نگاهی دقیق تر به آنچه که از ابتدا تا کنون در پروسه صلح افغانستان اتفاق افتاده به خوبی نشان می دهد که پاکستان و آمریکا هر یک گاهی به طور جداگانه و زمانی به طور مشترک سخت در تلاش ند از آب گل آلود مذاکرات صلح افغانستان ماهی های مراد و اهداف خود را بگیرند و با این وصف رسیدن به صلح در افغانستان قرار نیست به این زودی ختم به خیر شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.