• انتشار: ۱۹ میزان ۱۴۰۰
  • ساعت: ۱۷:۵۶
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 65266
پرینت

اختلاس میلیونی صحرا کریمی از ریاست افغان فیلم!

جمعی از فیلمسازان افغان که به صورت قراردادی با ریاست افغان فیلم همکاری داشته و یا از کارمندان این ریاست از وزارت اطلاعات و فرهنگ بوده اند از اختلاس چند میلیون افغانی صحرا کریمی رئیس (پیشین) افغان فیلم سخن می گویند.

یافته های خبرگزاری رها نشان می دهد که نه تنها این فیلمسازان جوان به همراه کارمندان اسبق این ریاست ادعای پوچی را مطرح نکرده اند؛ بلکه اسناد و شواهد فراوانی نیز وجود دارد که نشان می دهند تقریبا بسیاری از افرادی که چه بصورت قراردادی با این ریاست تحت امر خانم صحرا کریمی کار کرده و چه به صورت کارمندان برای این ریاست فعالیت داشته اند، از بدرفتاری های این رئیس جوان افغان فیلم نیز شکایت داشته اند.

به گفته این هنرمندان افغانستان، بدرفتاری هایی که نه در شان رئیس یک نهاد دولتی است و نه در شان هنرمندانی که در آن ریاست برای ارتقای فرهنگ و هنر افغانستان تلاش می کنند، است.  

آن طور که در منابع متعدد به نقل از خود خانم صحرا کریمی آمده است او در دنیای مهاجرت در کشور ایران به دنیا آمد و پس از تحولاتی مسیر زندگی اش به سوی اروپا چرخید و در کشور اسلواکی موفق به دریافت درجه دکترای کارگردانی سینما گردید.

خانم صحرا کریمی در ماه ثور ۱۳۹۸ از سوی کمیسیون اصلاحات اداری به عنوان رئیس جدید افغان فیلم معرفی گردید.

نادر نادری رئیس وقت کمیسیون مستقل اصلاحات اداری در ۲۶ ثور ۱۳۹۶ در صفحه توییترش نوشت “افغان ‌فلم، قدیمی‌ترین شرکت دولتی فیلم‌ سازی در افغانستان از طریق یک روند شفاف صاحب نخستین رییس زن شد. صحرا کریمی ‌فلم ‌ساز شناخته شده افغانستان از هفته پیش رو مسئولیت این نهاد دولتی را به عهده خواهد گرفت.”

آمدن خانم صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن این نهاد دولتی و از طرفی اعلام تبریک و حمایت خانم «آنجلینا جولی» بازیگر پر قدرت و مطرح سینمای هالیوود، بسیار پر طمطراق و با خوشحالی فیلمسازان افغانستان همراه بود.

پیام تبریک آنجلینا جولی به خانم صحرا کریمی برای تصدی ریاست افغان فیلم

حتی دو تن از کسانی که با خانم صحرا کریمی در آزمون کمیسیون اصلاحات اداری برای به دست گرفتن پست این ریاست رقابت داشتند نیز به خبرگزاری رها گفته اند “بلافاصله پس از انتخاب ایشان به عنوان رئیس جدید، احساس رقابت را کنار گذاشتیم و در چارچوب ریاست افغان فیلم با خانم کریمی، پیمان همکاری مستحکم بستیم.”

این افراد اما می گویند با تمامی این پیمان های همکاری و همدلی با خانم صحرا کریمی برای رشد صنعت سینما و فرهنگ جامعه افغانستان، رفتارها و کج روی های خانم صحرا کریمی، گویی آب سردی بر پیکره سینمای افغانستان بود که نه تنها سبب رشد و ترقی صنعت سینمای «کج دار و مریز» افغانستان نبود، بلکه چندین پله به عقب تر نیز سقوطش داد.

رقابت در کمیسیون اصلاحات اداری:

حزب الله سلطانی ماستر سینما و از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم می گوید “خانم صحرا کریمی نه به دلیل لیاقت و صلاحیت بلکه از ۱۰ امتیاز اضافه برای زن بودن خود در گرفتن بست ریاست افغان فیلم استفاده کرد. در اعلام بست های دولتی به دلیل حمایت از حضور زنان در بدنه دولت، زنان ۱۰ امتیاز بیشتر از هر امتیازی که موفق به کسب می شوند دریافت می کردند.”

سلطانی می گوید که خانم صحرا کریمی نمره اش ۴٫۵ نمره از او و «محمد ناصر هاشمی» پایین تر بود اما چون ۱۰ امتیاز حق زن بودنش را داشت، توانست بست ریاست افغان فیلم را از آن خود کند.  

معرفی صحرا کریمی به عنوان اولین رئیس زن برای ریاست افغان فیلم (عکس از طلوع نیوز)

تحقیر، توهین و دشنام های فراوان صحرا کریمی در محل کار:

شمار زیادی از فیلمسازان و کارمندان سابق ریاست افغان فیلم از بی ثباتی های رفتاری خانم کریمی با خبرگزاری رها صحبت کرده اند و می گویند خانم صحرا کریمی طی دوران کاری اش بدون در نظر داشت سن و سال و یا جنسیت افراد با آنها رفتارهای بسیار تحقیرآمیز توام با فحش و دشنام داشت.  

حزب الله سلطانی می گوید به ندرت به یاد دارد که جلسه ای در افغان فیلم با حضور خانم صحرا کریمی مسالمت آمیز برگزار شده باشد و تمامی جلسات با تشنج فراوان و فحش و دشنام های پیوسته صحرا کریمی آمیخته بود.

آقای سلطانی با خنده می افزاید: “روزی نبود که در ریاست افغان فیلم گلاس چایی توسط صحرا کریمی شکسته نشود.”

از پیام های صوتی و متنی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به این هنرمندان جوان که در اختیار خبرگزاری رها نیز قرار گرفته، می توان دریافت گفته های آنان ادعای بی اساسی نیست.

سید جلال روحانی یک تن دیگر از فیلمسازان کشور پیام های متنی و صوتی ارسال شده توسط خانم صحرا کریمی به وی را به خبرنگار رها نشان می دهد که در آن خانم صحرا کریمی به وضوح با دشنام و توهین های فراوان با او صحبت می کند.

به پیام صوتی خانم کریمی ارسال شده به سید جلال روحانی گوش کنید:

عارف تکوین یک تن دیگر از فیلمسازان افغان می گوید: “در ابتدای کار خانم صحرا کریمی در ریاست افغان فیلم همگی خوشحال بودند و همه با اشتیاق زیاد شروع به فعالیت کردند. اما پس از مدتی دیگر کمتر کسی پیدا می شد که دل و دماغ رفتن به سوی ریاست افغان فیلم را داشته باشد.”

آقای تکوین علاوه می کند: “بعدها اگر کاری هم در ریاست افغان فیلم داشتیم سعی می کردیم نرویم. متاسفانه این به یک طنز تلخی میان فیلمسازان بدل شده بود که می گفتند «چرا برویم به افغان فیلم! برویم که فقط بیاب شویم و برگردیم».”

تکوین می افزاید “از هر کسی که از نزدیک با صحرای کریمی کار کرده باشد می توانید راجع به عدم ثبات رفتاری او بپرسید. گاهی چنان مهربان بود که باور نمی کردی این همان صحرای روز گذشته است، اما به ناگاه رفتارش بر می گشت و از هر لفظ رکیکی در گفتارش برای ناسزا گویی هایش استفاده می کرد.”

رفتارهای نمایشی:

حزب الله سلطانی می گوید “تخریب سینما پارک و اشک های خانم کریمی را به یاد دارید؟ و یا جشنواره های پر زرق و برق که توسط ریاست افغان فیلم تحت امر خانم کریمی برگزار شد؟”

حزب الله سلطانی، ناصر هاشمی و چند تن از نزدیکان خانم کریمی می گویند “در روزی که شاروالی کابل تصمیم به تخریب سینما پارک گرفته بود، همگی در ریاست افغان فیلم جمع بودیم و به صحرا کریمی گفتیم که باید کاری انجام دهیم. اما او با خونسردی گفت «که دیگر نمی توان کاری انجام داد و تصمیم از طرف شخص معاون اول رئیس جمهور گرفته شده و شاروالی هم آن را اجرا می کند»”.

مسعود اسلامی یک تن از فیلمسازان جوان افغانستان که تاکنون فیلم هایش در چندین جشنواره بین المللی راه یافته و جوایزی نیز برای او به ارمغان آورده می گوید “پس از آن همگی ما به خانه های خود رفتیم. حوالی شام بود که تماسی از کاوه آیریک (یک تن دیگر از فیلمسازان افغان) دریافت کردم که می گفت فورا برو پیش سینما پارک، زیرا صحرا کریمی به تنهایی ایستاده تا از تخریب سینما توسط شاروالی جلوگیری کند و حالش هم زیاد خوب نیست.”

اسلامی علاوه می کند “با حزب الله سلطانی و یکی دو تا از دوستان دیگر فورا خود را به سینما پارک رساندیم و با تعجب دیدیم که همان صحرای خونسرد که در بعدازظهر دیدیم، هم اکنون با حالتی بسیار آشفته در مقابل چندین کمره رسانه ها قرار گرفته و با گریه های پشت هم در تلاش برای جلوگیری از تخریب سینما پارک است.”

خانم صحرا کریمی هنگامی که سینما پارک را تخریب می کردند سعی کرد مانع شود.

سلطانی گفت “او را ریاست امنیت ملی به زور از آنجا بیرون کرد و سپس او را بردیم به داخل ریاست افغان فیلم، اما او همچنان در افغان فیلم گریه میکرد. از آنجایی که رئیس ما بود جرات هم نمی کردیم که بگوییم که خانم کریمی آن رفتار بعدازظهر شما و این رفتار اکنون شما تناقض فاحش دارد.”

مسعود اسلامی درباره شماری از جشنواره های فیلمی که صحرا کریمی در زمان ریاستش بر افغان فیلم برگزار کرد می گوید “باور کنید که این جشنواره ها اصلا برای هنرمندان و یا ارتقای صنعت سینمای کشور برگزار نشده بود. برگزاری جشنواره های متعدد فیلم در سراسر دنیا به منظور تشویق و حمایت از فیلم سازان است؛ اما در جشنواره هایی که خانم صحرا کریمی با بودجه های متفاوت تلاش کرد که برگزار کند، کوچکترین وقعی هم به هنرمندان گذاشته نشد که هیچ، حتی یک چوکی برای خود فیلمسازان هم در جشنواره نبود.”

عارف تکوین با تایید گفته های مسعود اسلامی می گوید که در این جشنواره ها به طور قطع می توان گفت که اصلا خود هنرمندان دعوت نشده بودند و حتی یک چوکی در کل تالار نداشتند. تقریبا تمامی فیلمسازانی که فیلم هایشان در همان جشنواره ها در حال اکران بود اصلا جایی برای نشستن نداشتند و در بیرون از تالار ایستاده بودند. شاید خانم کریمی از برگزاری این جشنواره ها هدف دیگری داشت.”

خانم صحرا کریمی در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم سرباز

مسعود اسلامی علاوه می کند “اولین باری که خانم کریمی تصمیم به برگزاری جشنواره گرفت با من مشورت کرد و من به او گفتم که افغانستان به جشنواره نیاز ندارد، به فیلم نیاز دارد؛ خانم کریمی تو در جشنواره می خواهی چه فیلمی را نمایش بدهی، وقتی هیچ فیلمی ساخته نشده است.”

مسعود می گوید “اما صحرا کریمی گفت ایرادی ندارد شما از من حمایت کنید و همان فیلم های قدیمی تان را بیایید دوباره در جشنواره اشتراک بدهید. فضای ناآگاه مردم افغانستان از فیلم و فیلمسازی و دولتمردان که بی خیال صنعت سینمای کشور بودند سبب شد که فیلم های تکراری فیلمسازان در جشنواره های گوناگون خانم کریمی به نمایش در بیاید و هر بار هم بر خلاف نظر داوران، فیلم هایی به صورت سلیقه ای برنده اعلام می شدند.”

محمد ناصرهاشمی درباره یکی دیگر از رفتارهای نمایشی خانم صحرا کریمی می گوید “هنگری که خانم کریمی در فضای مجازی پیوسته از آن تصویر می گذاشت که آن را تبدیل به سینما برای افغان فیلم کرده است، در واقع فاجعه ای دیگری از رفتارهای خانم کریمی بود که زیاد بر همگان آشکار نبود.”

او می افزاید “اگر خانم کریمی می خواست سالن سینمایی بسازد نیاز نبود که آن هنگر را تبدیل به سینما کند، بلکه سینماهای سطح کابل را احیا می کرد، و یا سالن سینمایی که در پهلوی ریاست افغان فیلم است را راه می انداخت؛ نه یک هنگر را خالی کند و پس از گذاشتن چند تا چوکی و یک پرده پروجکتور خیال کند که تبدیل به سینما کرده است در حالیکه هیچ معیاری از یک سالن سینمایی در آن وجود نداشت.”

هاشمی علاوه می کند “اما فاجعه تبدیل آن هنگر به سینما در آنجاست که در آن هنگر قدیمی، یادگاری از تنها دکور استودیویی صنعت سینمای افغانستان بود. انجینر لطیف رئیس اسبق افغان فیلم و از فیلمسازان قدیمی و مطرح کشور چند سال پیش تلاش کرده بود تا فیلم بلندی براساس سرگذشت زندگی مولانا جلال الدین بلخی را در فضای استودیویی بسازد؛ به همین منظور در داخل آن هنگر فضایی از محل زندگی جلال الدین بلخی تصویرسازی شده بود که اما خانم کریمی تمامی آن دکورسازی های زیبا را که یادگاری از تنها استودیوی سینمای افغانستان است نابود کرد و مانند زباله به بیرون انداخت.”

اختلاس چند میلیون افغانی بودجه اختصاص یافته به ریاست افغان فیلم و کمک های موسسات خارجی:

فیلمسازان کشور که برخی از آنها به دلیل تهدیدهای امنیتی از کابل خارج شده اند می گویند در کنار تمامی آن رفتارهای ناپسند که ذکر شد، موضوعی که بیش از همه برای همه ناراحت کننده بود مسئله اختلاس خانم کریمی است.

حزب الله سلطانی که از اعضای «هیات پول» ریاست افغان فیلم بود، می گوید بجز کمک های موسسات خارجی مانند «بریتیش کانسیل»، به طور مجموع در حدود ۳۹ میلیون افغانی بودجه از سوی دولت افغانستان برای ساخت چند فیلم و مستند به ریاست افغان فیلم طی دوران ریاست خانم صحرا کریمی داده شد.

او می گوید “جشنواره هایی که برگزار می گردید هم بودجه و یا کمک های جداگانه ای داشت. برای نمونه، بریتیش کانسیل در یک اقدام در حدود به ارزش ۴۰ هزار دالر وسایل و لوازم برای ریاست افغان فیلم اعطا کرد که از آن لوازم، یک دستگاه کامپیوتر مک بوک پرو به ارزش در حدود ۵ هزار دالر در اختیار شخصی خانم کریمی است که هم اکنون در اروپا است؛ در حالیکه آن لوازم متعلق به ریاست افغان فیلم است.”

فایل صوتی خانم صحرا کریمی به حزب الله سلطانی از اعضای هیات پول ریاست افغان فیلم:

حزب الله سلطانی اما درباره بودجه ای که وزارت اطلاعات و فرهنگ به ریاست افغان فیلم داده، می گوید “یک روز خانم کریمی به من تماس گرفت و گفت که برویم وزارت برای گرفتن پول؛ با موتر لندکروزر ریاست افغان فیلم رفتیم وزارت و پس از طی مراحل اداری، مبلغ ۱۲ میلیون افغانی را به صورت نقدی دریافت کردیم. من آن مقدار پول نقد را داخل دستمال گردن خود گذاشتم زیرا هیچ چیزی همراهمان نداشتیم که پول ها را داخل آن می گذاشتم؛ راه افتادیم به سمت یکی از شعبات «میوند بانک» در منطقه شهرنوی کابل.”

آقای سلطانی می افزاید “از آنجایی که ریاست افغان فیلم حساب بانکی تا آن زمان نداشت، من و همکارم اصرار زیاد کردیم که همین الان یک حساب بانکی برای افغان فیلم ایجاد کنیم، اما صحرا کریمی گفت که نیازی به این کار نیست و پول ها را به حساب شخصی اش واریز نماییم.”

وی علاوه کرد “با وجود مخالفت زیاد پول ها را به حساب او واریز کردیم. در همان حین واریز کردن، رئیس بخش مالی وزارت اطلاعات و فرهنگ مبلغ ۲۰۰ هزار افغانی از همان پول را از صحرا کریمی بابت حساب نامعلومی گرفت؛ وقتی از صحرا پرسیدم که دلیل این کار چیست گفت که از حسابی های قبل حسابش مانده است و باید به او می دادم.”

سلطانی گفت: “باقی مانده مبلغ را یعنی یازده میلیون و هشت صد هزار افغانی را به حساب شخصی صحرا واریز کردم که قرار بود از این مبلغ برای ساخت چند فیلم و مستند استفاده شود.”

یکی از این فیلم ها، پروژه ساخت فیلمی به نام «کوچه حمام زنانه» بود که با وجود مخالفت های بسیار فیلمسازان، خانم صحرا کریمی گفت که کارگردانی آن را خود بر عهده می گیرد.

به گفته ی سلطانی، “بودجه ساخت این فیلم هفت میلیون افغانی تعیین شده بود که کار ساخت آن را هم خود خانم کریمی بر عهده گرفت؛ اما این فیلم هرگز حتی به مرحله فیلمبرداری (شوتینگ) هم نرسید، چه برسد که ساخته شود؛ اما برای همین فیلم خیالی که اصلا تاکنون هیچ کاری از آن انجام نشده است، تمامی اسنادهای مالی آن به صورت جعلی ساخته شده و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شده است.”

سلطانی گفت: “برای مثال بل های مصرفی برای غذای عوامل، کرایه موتر عوامل و دستمزد عوامل تماما بصورت جعلی ساخته شده و به وزارت داده شد، در حالیکه هیچ کس و هیچ چیزی وجود نداشت. حتی تصویر یک جواز یک شرکت خارجی خیالی در زمینه میکس و مونتاژ فیلم در سویدن نیز جعلی درست شد تا به وزارت نشان دهد که کارهای پس از تولید یا اصطلاحا «پست پروداکشن» ساخت فیلم کوچه حمام زنانه در سویدن در حال انجام است. در حالیکه از اساس چنین فیلمی اصلا وجود نداشت و چنین شرکتی نیز اصلا وجود ندارد.”

این جواز از سوی ریاست افغان فیلم به وزارت اطلاعات فرهنگ ارائه شده است که نشان دهد فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه ۷ میلیونی اش در نزد این شرکت سویدنی در حال گذراندن کارهای پس تولید خود است؛ در صورتیکه این شرکت اساسا وجود خارجی ندارد.

حزب الله سلطانی علاوه می کند که برای ساخت چندین فیلم دیگر که به دیگر فیلمسازان محول شده بود قراردادهایی تنظیم گردید و قرار شده بود برای هر فیلم مبلغ ۴۰۰ هزار افغانی داده شود.

ساخت یکی از این فیلم ها را مسعود اسلامی بر عهده داشت؛ ساخت یک مستند داستانی درباره شیوع ویروس کرونا در افغانستان. 

جدول هزینه ساخت ۵ فیلم مستند و نیمه بلند به مبلغ ۲ میلیون افغانی که از وزارت بودجه آن دریافت شد اما به فیلمسازان هرگز پرداخت نشد.

مسعود اسلامی می گوید که پس از ماه ها تلاش و فیلمبرداری کامل این فیلم مستند موفق به دریافت تنها بخش اندکی از مبلغ توافق شده در قرارداد نشده است.

او می افزاید “تهیه کنندگی این فیلم مستند بر دوش ریاست افغان فیلم بود؛ بدین معنا که این ریاست باید هزینه های جاری برای ساخت آن به شمول عوامل و یا هزینه های خرید و یا اجاره وسایل مورد نیاز برای فیلمبرداری را پرداخت کند. اما تمامی این هزینه ها را از جیب شخصی ام پرداخت کردم به امید روزی که بتوانم از خانم صحرا کریمی بگیرم.”

آقای اسلامی علاوه می کند این در حالی بود که بودجه ساخت این مستند را خانم صحرا کریمی از وزارت اطلاعات و فرهنگ دریافت کرده و در حساب بانکی شخصی اش قرار داده بود.

تمامی فیلمسازان روایت مشابهی دارند؛ بیشتر آنها تایید کرده اند که قبل از شروع کار خانم کریمی از تمامی فیلمسازان می خواست تا بل های مصرفی شان را بیاورند و تحویل مدیر دفترش به نام «مریم» بدهند؛ در حالیکه این موضوع همواره با اعتراض فیلمسازان مواجه می شد که می گفتند “وقتی ما هنوز هیچ فیلمی نساخته ایم چگونه بل های مصرفی اش را تحویل دهیم. اما خانم کریمی اصرار داشت که اگر کسی نتواند برای فلان موعد بل های مصرفی را آماده و تحویل ندهد، به او پروژه ای داده نخواهد شد.”  

نمونه ای از فاکتورها و مهرهای جعلی که فیلمسازان مجبور به ارائه به ریاست افغان فیلم می شدند.

حزب الله سلطانی نیز می گوید به سفارش افغان فیلم و خانم کریمی یک فیلم با عنوان «صد سال تاریخ افغانستان» را با بودجه یک میلیون افغانی ساخته است، اما با وجودی که یک سال و نیم پیش این فیلم را به خانم کریمی تحویل داده است، هیچ مبلغی از آن را دریافت نکرد و در نهایت هم دولت سقوط کرد.

فیلم دیگر او نیز با نام «کوچه پرنده فروشی» با بودجه ۴۰۰ هزار افغانی به سفارش خانم کریمی ساخته شده که پول او نیز به سلطانی داده نشد.

سید جلال روحانی نیز وقتی پس از چندین ماه به خانم کریمی نسبت به پرداخت نشدن حق الزحمه اش اعتراض می کند با دشنام های تند خانم صحرا کریمی مواجه می گردد.

ناصرهاشمی، ذبیح الله سیف عسکری، همایون پاییز، عارف تکوین و شماری دیگر از جمله فیلمسازانی هستند که مانند مسعود اسلامی و جلال روحانی و حزب الله سلطانی پس از ماه ها تلاش برای ساخت فیلم هایی که سفارش خانم صحرا کریمی بود موفق به دریافت پول و حق الزحمه شان نشدند و تمامی ان پول ها در حساب شخصی خانم صحرا کریمی ماند.

این فیلمسازان می گویند که خانم کریمی هر بار به هر بهانه ای ندادن پول را عقب می انداخت. “یک بار می گفت بودجه نیامده است، یک بار دیگر می گفت که فیلم تان کیفیت لازم را ندارد. در آخر به او گفتیم که اولا بودجه ای که تعیین شده در سطح سینمای افغانستان است و نه در سطح سینمای هالیوود، و دوم اینکه شما با سینماگران افغانستان قرارداد کرده اید و در سطح همان ها باید توقع داشته باشید؛ و در نهایت اگر فیلم های ما کیفیت لازم را ندارند، چرا این فیلم ها را ریاست افغان فیلم از ما می گیرد؛ و چرا اینکه بودجه ساخت این فیلم ها در حساب شخصی خانم کریمی می ماند، در حالیکه این پول ها رسما و قانونا متعلق به دولت افغانستان و بیت المال است که باید پس به حساب دولت واریز گردد؛ نه اینکه در حساب شخصی خانم کریمی بماند.”

اما سیدجلال روحانی و حزب الله سلطانی که به خانم صحرا کریمی نزدیک بوده اند صحبت دیگری نیز در این باره دارند.

آنها به خبرگزاری رها می گویند که این پول ها را خانم صحرا کریمی در اختیار «احمد شاه» دوست پسرش که مالک یک شرکت ساختمان سازی است گذاشته بود.

آنها اضافه می کنند “اما از آنجایی که کار و بار ساختمان سازی احمدشاه خوب پیش نمیرفت، ظاهرا قادر به پس دادن پول های افغان فیلم به صحرا کریمی نشده بود و این طور بود که تمامی پول های فیلم سازها پرداخت نگردید و فیلم کوچه حمام زنانه با بودجه هفت میلیون افغانی هیچ گاه ساخته نشد؛ اما تمامی اسنادهای مالی اش به صورت جعلی آماده گردید و به وزارت اطلاعات و فرهنگ تحویل داده شد.”  

با تلاش های فراوان موفق به صحبت با خانم صحرا کریمی نشدیم. خبرنگار رها چندین بار تلاش کرد تا با خانم کریمی صحبت کند اما ایشان از آنجایی که خارج از افغانستان حضور دارد، هر بار با دیدن پیام و یا تماس از طرف ما آن شماره را مسدود می کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.