• انتشار: ۱۱ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۰۹:۲۸
  • سرویس: امنیت و جرایم
  • کدخبر: 24812
پرینت

گزارش تازه سیگار: درس هایی که از ۱۵ سال حضور در افغانستان گرفته شد

اداره بازرسی ویژه آمریکا از بازسازی افغانستان (سیگار) در گزارشی تازه چالش های فرا روی نیروهای امنیتی افغانستان و درس هایی که از ۱۵ سال حضور آمریکا در افغانستان گرفته شده را ارزیابی کرده است.

گزارش تازه سیگار معتقد است اولویت های امنیتی که منجر به نحوه تصمیم گیری آمریکا در ابتدای کار شد، هم اکنون تاثیرات کاملا منفی بر اولویت های فعلی مانند ظرفیت و توانمند سازی نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان گذاشته است.

اداره سیگار که اولین بار است از این دیدگاه گزارشی ارائه می کند، در نهایت می گوید که نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان در حال حاضر با مشکلات فراوانی به شمول فرسایش کاملا تضعیف کننده، فساد، کمبود امکانات، آموزش های ناقص، کمبود زیرساخت های امنیتی و در نهایت بی سوادی گسترده مواجه هستند.

کمبودی های نیروهای امنیتی افغانستان

گزارش اداره سیگار نشان می دهد که فرسایش نیروهای امنیتی یکی از جدی ترین موضوعات در بسیاری از شاخه های این سکتور است. فقط نیروی قطعه خاص افغانستان تنها شاخه ای است که فرسایش کمی دارد و نرخ جذب مجدد آن بالا می باشد.

براساس گزارش سیگار، فرسایش آن چنان در صفوف اردوی ملی بالا است که برای مثال این سکتور از سال ۲۰۱۳ الی ۲۰۱۶ تقریبا یک سوم نیروهایش را سالانه از دست داده است. تلفات بالای نیروی اردوی ملی، کمبود و یا نبود سیستم حمایتی مدیریتی در سطح وزارت خانه از سربازان و در نهایت بی سوادی گسترده از عوامل اصلی این فرسایش عنوان شده است.

نیروهای امنیتی افغانستان با توجه با آمار بالای تلفات شان اولویت را بر حفاظت از نیروها گذاشتند. این نیروها بجای اینکه مواضع حمایتی طالبان در مناطق روستایی را بگیرند، ماموریت شان را محدود به مناطق شهری کرده تا آمار تلفات شان کاهش یابد.

نیروهای آمریکایی در افغانستان ساختار اردوی ملی افغانستان را سازماندهی مجدد کرد تا تمرکز اولیه آن بر مناطق حیاتی پرجمعیت باشد. به گفته ی نیروهای آمریکایی، واگذاری مناطق «کم اهمیت» عمدی بوده است، زیرا هر چه پوسته های امنیتی کمتر باشند، شمار تلفات نیز به همان اندازه کاهش می یابد. این معیار حفاظت از نیروها در واقع فرصتی برای شورشیان طالبان فراهم کرد تا از مناطق روستایی استفاده کامل ببرند، مناطقی که تنها منبع انعطاف پذیری این شورشیان می باشد.

شورشیان طالبان مناطق روستایی را به عنوان سکویی پر ارزش برای فعالیت های خود می دانند، زیرا از این مناطق آنها به راحتی می توانند حملات جامعی را بر مراکز شهری انجام دهند. لانگ وار جورنال اخیرا در یک ارزیابی گفته است که طالبان عمدا کمربندهای نفوذشان را به یکدیگر در سطح کشور متصل می کنند. این نفوذ روستایی طالبان که از حملات آنها بر مراکز شهری حمایت می کند، نشان دهنده ناتوانی دولت افغانستان برای تامین امنیت جامع کشور است که سبب عدم اطمینان شهروندان به دولت نیز می گردد. به هر مقدار که حضور دولت در تامین امنیت مناطق روستایی کمتر باشد، به همان مقدار احساس امنیت طالبان در سازماندهی جنگجویان خود در مناطق باز افزایش می یابد؛ حتی بدون توجه به حملات هوایی آمریکا و نیروهای ائتلاف.

بحران هویت پولیس ملی افغانستان

اداره سیگار در گزارش خود صریحا از نقش پولیس ملی افغانستان نیز انتقاد کرده و گفته است که این نیرو بجای اینکه در نقش نیروی تامین عدالت که مردم افغانستان سزاوار آن هستند و نیاز دارند، همچنان به عنوان نیروی ضد شورش ایفای نقش می کند. از همان ابتدا، آمریکا ساختار نیروی پولیس ملی افغانستان را نیروی شبه نظامی ضد شورش سازماندهی کرد. اما ناگفته نماند که حملات مداوم شورشیان طالبان نیز نگذاشت که نیروی پولیس ملی افغانستان واقعا به یک نیروی تامین عدالت برای مردم افغانستان تبدیل شود؛ آرزویی که محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور در آغاز دوره تصدی اش در راهبرد نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان ترسیم کرده بود. اداره سیگار خاطر نشان می کند که پولیس ملی افغانستان به عنوان یک نهاد پولیسی غیرنظامی توانایی لازم برای مقابله با جرایم غیرنظامیان که مرتبط با فعالیت های شورشیان نیست را ندارد.

جان ساپکو رئیس اداره سیگار پیش تر در یک نشست در واشنگتن از دو اشتباه آمریکا و نیروهای ائتلاف در آموزش پولیس ملی افغانستان سخن گفته بود که به گفته وی منجر به عدم موثریت پولیس ملی افغانستان شده است. اول اینکه نیروی پولیس ملی افغانستان توسط آن دسته از پرسونل نظامی آمریکا آموزش داده می شود که خود این پرسونل آموزش لازم را به اندازه کافی ندیده اند. آقای ساپکو برای این ادعای خود گفت که مثلا یک خلبان هلی کوپتر ارتش آمریکا موظف شده بود تا به نیروی پولیس آموزش دهد و یا یک افسر دیگر آمریکایی برنامه های تلویزیونی را نگاه می کرده تا یاد بگیرد چه چیزی را آموزش بدهد. و دوم اینکه، پرسونل آموزش دهنده معمولا در ماموریت های چرخشی شش ماه تا یک ساله هستند، که این خود شناخت نسبی پرسونل از نهادها و تداوم شناخت افغان ها را کاهش می دهد.

نظامیان در تقابل ظرفیت غیرنظامیان

اداره سیگار در تمام طول گزارش خود و به عنوان یافته های کلیدی اش بر کمبود پروسه مدیریتی و نهادی لازم برای حمایت از تداوم نیروهای امنیتی افغانستان در دراز مدت تاکید می کند. این نقصان حمایتی منجر به کوتاه شدن عمر نیروهای امنیتی افغانستان شده است. گزارش اداره سیگار خاطر نشان می کند که فساد، ضعف رهبری، و کمبود امکانات و ساختارهای حمایتی سبب تحلیل صفوف نیروهای امنیتی افغانستان شده است.

از سوی دیگر، بی سوادی گسترده نیز توانایی حمایت از سوی سکتور غیرنظامی برای توسعه نیروهای امنیتی افغانستان را محدود می کند. بدون ارائه خدمات کافی به منظور پرداخت درست معاشات و یا تحویل تجیهزات و ارائه آموزش های تخصصی، فرسایش همچنان به عنوان یکی از موانع اصلی عدم توسعه و تداوم نیروهای امنیتی افغانستان خواهد بود.

با این حال، اداره سیگار خود پیشنهادی ارائه نمی کند که چه چیزهایی ابتدا در اولویت قرار بگیرند. آیا نیروهای امنیتی افغانستان باید پاکسازی بیشتری کنند و اراضی بیشتری را تحت کنترل خود بگیرند تا حمایت غیرنظامیان را نیز با خود داشته باشند؟ و یا نهادهای حمایتی مدنی نیاز به تقویت دارند تا بتوانند از نیروهای امنیتی برای مبارزه علیه طالبان حمایت کنند؟ این سوال ها بدون پاسخ مانده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *