pendik escort
  • انتشار: ۱۰ ثور ۱۳۹۷
  • ساعت: ۰۰:۵۵
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 27860
پرینت

کشتار هزاره ها در افغانستان، موثریت سیاسی را زیر سوال برده است

یکشنبه هفته گذشته بود که یک مهاجم انتحاری خود را در یک مرکز ثبت نام رای دهندگان انتخاباتی در محله ای در غرب شهر کابل که عمدتا هزاره نشین است، منفجر کرد.

منابع دولتی مدعی شدند که این مهاجم وابسته به گروه داعش بود. در این رویداد دست کم ۷۰ تن به شمول کودکان و زنان جان خود را از دست داده و بیش از یک صد تن دیگر زخمی شدند. عکس های این رویداد آن قدر وحشتناک و دردآور است که نمی توان به آسانی آنها را تماشا کرد.

این اما اولین باری نبود که یک مهاجم انتحاری، هزاره ها را در کابل هدف قرار می دهد. یک مهاجم انتحاری دیگر چند هفته قبل از آن نیز در حین مراسم تجلیل از سالروز کشته شدن (شهادت) عبدالعلی مزاری، آنها را هدف قرار داد. لازم به ذکر است که گروه طالبان عبدالعلی مزاری را در سال ۱۹۹۵ کشت. گفته می شود که طالبان وی را از هلی کوپتر به بیرون پرت کردند.

جنگجویان مسلح تحت نام طالبان و یا گروه داعش، هزاره ها را اغلب در جاده های کشور هدف قرار می دهند. برای مثال جنگجویان طالبان اغلب به جاده ها می آیند تا موترهای مسافربری را ایستاد کنند و به دنبال هزاره ها بگردند. و اگر پیدا کنند، همان جان اعدام شان می کنند.

 

انعطاف پذیری هزاره ها با وجود تبعیض ها

جامعه هزاره طی کل تاریخ افغانستان همواره با تبعیض های متفاوت دولتی مواجه بوده اند. از پادشاهان وحشی گرفته تا حاکمان قبلی همواره هزاره ها را به عنوان یکی از اصلی ترین اهداف خود قرار داده اند. حتی زیاد جای دوری نرویم؛ هزاره ها طی دهه ۹۰ میلادی از سوی گروه طالبان در نواحی مرکزی و شمالی کشور همواره با خشونت های فراوان دست و پنجه نرم می کردند؛ گرچه این موضوع را نیز نباید فراموش کرد که برخی از جنگجویان هزاره نیز متهم به برخی رفتارهای وحشی گرایانه درطی سال های جنگ داخلی هستند.

اما با وجود تمامی این تبعیض ها و هدف قرار گرفتن ها، جامعه هزاره در مواجهه با ظلم و عقب ماندگی، انعطاف پذیری بی سابقه ای از خود به نمایش گذاشته که در خور تقدیر می باشند. بدون شک، آنها پیشتازان تغییرات اجتماعی در افغانستان هستند. تنها با قدم زدن در محله های آنان در شهر کابل، می توان این تغییر را احساس کرد. آنها با حداقل ترین فرصت های بدست آمده شان، سبک و معیارهای زندگی شان را تغییر داده اند.

همچنین، آنها اولین کسانی بوده که با اشتراک گسترده در انتخابات و یا برگزاری تظاهرات اجتماعی مسالمت آمیز، دموکراسی را در افغانستان پیاده ساخته اند. از این رو، از آنها نه تنها باید حفاظت کرد، بلکه آنها را به عنوان مدلی در تغییر اجتماعی افغانستان، تقویت نیز باید کرد.

من خود از قومیت هزاره نیستم که بخواهم با این گفته های ناسیونالیسمی خود را درگیر تحقق پیشگویی های خود کرده کنم. اما واقعا دشوار است که انکار کنیم که این جامعه به مانند ستاره ای درخشان در آسمان تاریک افغانستان نبوده است.

پیش رانان موثریت سیاسی در افغانستان

در ماه اسد سال ۱۳۹۵ خورشیدی، آنها به سرک ها آمده تا علیه تصمیم محمد اشرف غنی رئیس جمهور کشور مبنی بر تغییر مسیر خط انتقال برق ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان موسوم به «توتاپ» تظاهرات کنند. آنها معتقد بودند که تصمیم برای تغییر این خط انتقال برق، سیاسی بوده که می خواهد مناطق مرکزی افغانستان که عمدتا ساکنان آنها هزاره ها هستند، همچنان محروم بمانند.

آنها چندین روز پیش از برپایی تظاهرات شان اعلام کرده بودند که در چنین روزی تظاهرات شان را برپا می کنند. دولت اما در جواب آنها، با استفاده از شمار زیادی کانتینر به مسدود کردن راه های منتهی به ارگ ریاست جمهوری پرداخت و هشدارهای امنیتی مبنی بر وقوع بالقوه حملات انتحاری صادر کرد.

آنها با اطمینان کم به سرک ها آمده و تظاهرات شان را برپا کردند، که اما با چندین انفجار انتحاری مواجه شدند و شمار زیادی از آنها جان خود را از دست داد و صدها تن دیگر زخمی شدند.

برخی از تظاهرات کنندگان، دولت اشرف غنی را متهم به تحریک سازی تروریستان و غفلت در تامین امنیت آنها کردند.

به دنبال این حمله مرگبار، دولت آقای غنی انگشت اتهام را به سوی برگزار کنندگان اصلی این تظاهرات دراز کرد، و توجهات را از غفلت وظیفه ای دولت برای تامین امنیت حداقلی شهروندان به منظور استفاده از حقوق اساسی شان منحرف ساخت.

این در حالیست که در تظاهرات برپا شده، عکس هایی دیده می شود که زنان و مردان، شاخه های گل رز به نیروهای امنیتی مستقر در مسیر تظاهرات شان تقدیم می کنند. همچنین، آنها یک تیم مشخصی را سازماندهی کرده بودند که کثافات و زباله های پشت سر تظاهرات کنندگان را بر روی سرک ها جمع آوری کنند. این گونه رفتارهای اجتماعی کاملا در افغانستان غیرمعمول هستند. تمامی این ها در حالی است که آنها در گذشته نیز تجارب تلخی از برپایی تظاهرات های مسالمت آمیزشان داشته اند.

در ماه عقرب سال ۱۳۹۴ خورشیدی، آنها با حمل پیکرهای هفت تن که توسط شورشیان سربریده شده بودند، تظاهرات گسترده ای را در مقابل ارگ ریاست جمهوری برپا کردند. دختر کوچکی به نام «تبسم» میان کشته شدگان بود. مارش تظاهرات آنها به سوی ارگ ریاست جمهوری بود تا از رهبران دولت طلب عدالت کنند؛ اما به محض رسیدن به دیوارهای بلند ارگ ریاست جمهوری، تنها چیزی که نصیب شان شد، گلوله های محافظان ارگ بود که چندین زخمی برجای گذاشت.

با تمامی این چالش ها، جامعه هزاره در افغانستان به معنای واقعی کلمه قهرمانان جنبش های اجتماعی هستند. آنها اولین کسانی بودند که توانستند سازمان یافته ترین تظاهرات مدنی را بر پا نمایند تا نشان دهند که چگونه می توان با وجود انتحارها و بی توجهی های دولت، حقوق اساسی را پیاده کرد.

 

جانبداری قومی

اخیرا برخی از فعالان جامعه مدنی مدعی شده اند که دولت هزاره ها را نادیده گرفته و مشخصا و به طور کاملا اختصاصی روی گروه طالبان تمرکز کرده است. درست است که تلاش های در راستای صلح باید همچنان ثابت و پابرجا بمانند، اما این بدان معنا نیست که این تلاش ها به نوعی رنگ سیاسی به خود بگیرد که یک جناح بر جناح دیگری ترجیح داده شود، آنهم در کشوری نا جور مانند افغانستان.

از زمانی که دولت پیشنهاد صلحش را به طالبان ارائه کرده و کنفرانس بین المللی تاشکند برای افغانستان نیز برگزار شده، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان دو بار به جنوب مسافرت کرده است؛ مناطقی که اکثر از قومیت خود او یعنی پشتون ها می باشند. او در دو سفر ولایتی به ولایات خوست و پکتیا رفت و بر علاوه افتتاح و گشایش چندین پروژه زیرساختی و اقتصادی از ساکنان این ولایات خواست تا در انتخابات پیش رو اشتراک نمایند. آقای غنی همچنین در این دو ولایت که طالبان نیز حضوری قوی در آنجا دارند، از جنگجویان آنها نیز خواست تا در پروسه انتخابات اشتراک نمایند؛ گرچه تاکنون این جنگجویان این درخواست آقای غنی را رد کرده اند.

درست بر خلاف آن، آقای غنی در حفاظت از مردمی که خودخواسته چنان شوری برای استفاده از حقوق اساسی شان در جامعه دارند و تاکنون نیز حضور گسترده در مراکز ثبت نام رای دهندگان داشته، ناکام بوده است. حمله بر مرکز ثبت نام رای دهندگان در غرب کابل، تنها حمله ای نبوده که یک مرکز این چنینی با مراجعان عمدتا هزاره را هدف قرار می دهد. درست چند روز قبل از آن، چندین فرد مسلح یک مرکز دیگر در ولایت غور حمله کردند. ولایت غور نیز عمدتا هزاره نشین است.

اگر دولت وحدت ملی در تامین امنیت غیرنظامیان در کلان شهرهای افغانستان ناکام و ناتوان است، این دولت چگونه می خواهد امنیت رای دهندگان را در مناطق تحت کنترل طالبان فراهم نماید!

انکار این موضوع که هزاره ها هم اکنون پیشتازان قوه اجتماعی برای تحقق دموکراسی در افغانستان هستند، و یا خاموش کردن صدای عدالت خواهی آنها و یا رها کردن آنها در دامن تروریستان، از جمله موارد بارز و آشکار تبعیض می باشند که هزاره ها در قرن بیست و یکم در حال تجربه هستند.

دولت وحدت ملی افغانستان عمدا و یا غیرعمد در تامین امنیت ناکام بوده، واقعا هزاره ها را آماج حملات قرار داده است. از وظایف اخلاقی جامعه جهانی که نمایندگی های متفاوتی در افغانستان دارد، است که از این پیشتازان تغییرات اجتماعی حفاظت نماید.

حمله علیه هزاره ها نه تنها نوعی ستمکاری در حق آنها است، بلکه این حملات در واقع موثریت سیاسی افغانستان را که نیازمند حمایت مداوم است، زیر سوال می برد.

اگر دموکراسی در افغانستان بار دیگر بمیرد، افغانستان بار دیگر به میدان جنگ های داخلی تبدیل می گردد که کشور را به عصر حجر می برد.

گلوب پست/ عیسی خان ایوبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




pendik escort