• انتشار: ۱۶ اسد ۱۳۹۸
  • ساعت: ۰۹:۳۹
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 36610
پرینت

چرا نامزدان ریاست‌جمهوری به انتخابات بی‌باور شده‌اند؟

مهم‌ترین شاخص مهندسی انتخابات عزل بدون ضابطه و قانون و بی حد و حصر و نصب مدیران هماهنگ با مجریان در هر انتخاباتی است. واگذاری پروژه های خدماتی و اقتصادی و وعده وعیدهای بدون کارشناس و استخدام افراد مورد نظر در ادارات از دیگر تعریف های این واژه است.

بی باوری به پروسۀ انتخابات، دلیل عمده‌اش بی‌باوری نامزدان انتخابات ریاست جمهوری به دولت و تیم دولت ساز است.

تیم دولت ساز که یکی از تیم‌های جدی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ به شمار می رود، با استفاده از امکانات دولتی قصد مهندسی انتخابات را دارد.

مهندسی انتخابات واژه ایست که چند سالی در ادبیات سیاسی ما وارد شده است، شاید برای برخی از افراد واژه ی مهندسی انتخابات گنگ و نا مفهوم باشد. مهندسی انتخابات یعنی مجریان و دست اندرکاران برگزاری انتخابات از طریق رانت های مختلف به خصوص سیاسی- اقتصادی و…. زمینه ای را فراهم نمایند تا کاندیدای مورد نظرشان بتواند در انتخابات پیروز شود.

مهم‌ترین شاخص مهندسی انتخابات عزل بدون ضابطه و قانون و بی حد و حصر و نصب مدیران هماهنگ با مجریان در هر انتخاباتی است. واگذاری پروژه های خدماتی و اقتصادی و وعده وعیدهای بدون کارشناس و استخدام افراد مورد نظر در ادارات از دیگر تعریف های این واژه است.

رییس جمهور غنی، با زیرکی تمام از شش ماه قبل دست به تقرری های زیادی زده است. تقرری هایی که با پرسش های زیادی مواجه شد، پرسش هایی که از سوی رقیبان تیم دولت ساز و آگاهان سیاسی مطرح شد.

مفاد پرسش هایی که از سوی رقیبان تیم دولت ساز، انتخاب های سیاسی نه بر اساس شایستگی بلکه به منظور مهندسی انتخابات و کنترل افکار عمومی است.

به طور مثال در دوره ی آقای غنی بسیاری از فعالان حقوق زن به پایمال شدن حقوق زن در دوران حکومت وحدت ملی اعتراض داشتند. آقای غنی به وعده هایش نسبت به حقوق زن در کمپاین پیشین، عمل نکرد. اما چند ماه قبل از انتخابات،  آقای غنی زنانی را به بست های مختلفی منصوب کرد. سؤال این جاست که آیا احقاق حقوق زن با چند تقرری صورت می گیرد؟ چرا چند ماه قبل از انتخابات این تقرری ها صورت می گیرد؟

بی تدبیری آقای غنی در همین جا خلاصه نمی شود، بسیاری از سفرهای آقای غنی نیز جنبه ی کمپاینی داشته است. بعضی از پروژه ها دوبار افتتاح شده اند و پول بیت المال زیادی صرفا برای منافع شخصی آقای غنی هزینه شده است.

اما سوال این جاست که منافع شخصی آقای غنی چه چیزی است؟

آقای غنی با کارنامه ای که از خود به جا گذاشته است و با رفتارهای سیاسی که با رقیبان خویش کرده است، نشان می دهد که آقای غنی تنها به دنبال منافع خویش است نه منافع ملی.

آقای غنی و حلقه ی نزدیک به وی، تنها به منافع خودشان فکر می کنند، موانعی که آن ها بر سر پروسه ی صلح انداختند و حذف رقیبان سیاسی را به مثابه روش می نگرند، شواهدی است بر این مدعا که تنها چیزی که آقای غنی و اطرافیان وی فکر نمی کنند، منافع ملی است.

به باور نگارنده این یک فاجعه ی کلانی است که هر نامزدی که در مورد انتخابات صحبت می کند، تقلب را پیش از پیش، یقینی می داند. نظامی بیش تراز این نمی تواند تا این حد گسترده،  به فساد آغشته شود. از طرفی دیگر مرگ بی اعتمادی چه در سیاست و چه در فرهنگ و اجتماع را نیز یاد آوری می کند که به اندازه ای بی اعتمادی در جامعه رخنه کرده است که در بزرگترین تصمیم های سیاسی، کسی به کسی اعتماد نمی کند.

محمد صمدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *