• انتشار: ۳۱ ثور ۱۳۹۸
  • ساعت: ۱۵:۴۵
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 34785
پرینت

نمایندگان مردم یا تشنگان قدرت و عامل نفاق!

مافیای قدرت در پارلمان بدانند که ملت عزیز افغانستان چنان به هم گره خورده‌اند که با این اهانت‌ها و توهین‌ها از هم گسسته نمی‌شوند. مردم فهیم ما می‌دانند که پرداختن به بحث قومی کالای بی‌ارزشی‌ست که نزد هیچ یک از افغان‌ها دیگر خریدار ندارد.

حوادثی که این روزها در پارلمان افغانستان اتفاق می‌افتد چنان شرم‌آور است که به سختی می‌توان پذیرفت اینجا خانه ملت است و این کسانی‌که وارد آن شده‌اند نمایندگان واقعی مردم باشند.

پارلمان که خود سنبل دموکراسی‌ست توسط برخی نماینده نماها به صحنه زورآزمایی و به رخ کشیدن زر و زور تبدیل می‌شود، نمایندگان با چنان الفاظ رکیکی یکدیگر را خطاب قرار می‌دهند که حتی یک لات سر خیابان هم از این نوع فحش و دشنام استفاده نمی‌کند.

در خانه ملت، نمایندگان مافیا می‌شوند و آتش زیر خاکستر قوم‌گرایی را با رفتار و گفتار ناپسند خود باد می‌زنند! مرز قومی می‌کشند، پشتون را انتحاری، تاجیک را لندغر(لات)، هزاره را خائن و ازبک را بی‌عقل می‌خوانند در حالیکه فراموش کرده‌اند چشمان یک ملت به آنها دوخته شده و مردم به امید داشتن قوانین خوب که سعادت و خوشبختی آنها و سرزمین‌شان را تضمین کند به آنها رأی داده‌اند.

این نمایندگان که بر سر یک کرسی ریاست مجلس اینچنین به جان هم می‌افتند که فراموش کرده‌اند مردم افغانستان سالهای سال است از تفرقه و قوم‌گرایی از هر نوعی که باشد و از زبان هر کسی که برآید متنفرند.
نمایندگانی که اکنون تشنه قدرت شده‌اند انگار نمی‌دانند که یک جوان کشور زمانیکه به پوهنتون می‌رود استاد پوهنتون‌ش که یک پشتون است به او می‌آموزد که آدم دانا و دوست دار وطن باشد.
وقتی از پوهنتون به خانه می آید یک راننده تاکسی که تاجیک است او را تا خانه می‌رساند.
خواهرش به این جوان می‌گوید که در بازار یک دزد قصد داشت کیف پول او را بدزدد اما یک پلیس هزاره او را نجات داد.

دقایقی بعد مادرش برادر کوچکش را از کودکستان به خانه می‌آورد، برادر کوچک با خوشحالی به سمت دیگر اعضای خانواده می‌دود و می‌خواهد هدیه‌ای که معلم ازبکش به او داده را به سایرین نشان دهد.
نیم ساعت بعد پدرش به مسجد می‌رود و پشت سر یک ملا امام ترکمن نماز می‌خواند.
یک ساعت بعد مادرش به او پول می‌دهد که برود نان بیارود. جوان می‌رود سر کوچه و از نانوایی که نانوایش یک ازبک مهربان است نان می‌خرد.  
نصف شب وقتی فشار مادرش بالا می‌رود و همه از نگرانی دست و پای خود را گم می‌کنند، جوان درب خانه‌ی همسایه‌شان که یک دکتر تاجیک است را می‌زند تا بیاید مادرش را درمان کند. دکتر تاجیک می‌آید مادر جوان را درمان می‌کند و تمام اعضای خانواده از خوشحالی خدا را شکر می‌کنند.

این همه مثال‌هایی است وحدت اقوام همه باهم برادر و برابر افغانستان؛ مافیای چوکی و قدرت در پارلمان بدانند که ملت ما به کدام سوی در حرکت است؟
مافیای قدرت در پارلمان بدانند که ملت عزیز افغانستان چنان به هم گره خورده‌اند که با این اهانت‌ها و توهین‌ها از هم گسسته نمی‌شوند. مردم فهیم ما می‌دانند که پرداختن به بحث قومی کالای بی‌ارزشی‌ست که نزد هیچ یک از افغان‌ها دیگر خریدار ندارد.

شهروندان افغانستان از تفرقه بیزارند و به خوبی می‌دانند اگر کسی بار دیگر به این حربه متوسل شود شکست خواهد خورد. توطئه‌گران خارجی و مزدوران داخلی‌شان این پنبه که می‌توانند در افغانستان تفرقه بیندازند و حکومت کنند را باید از گوش خود بیرون کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *