• انتشار: ۳۰ اسد ۱۳۹۸
  • ساعت: ۱۳:۴۲
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 36933
پرینت

مذاکرات صلح امریکا و طالبان به توافقات ژنو برای خروج ارتش سرخ شباهت زیادی دارد

مذاکرات صلح کنونی امریکا با طالبان در مورد پایان چنگ هجده ساله در افغانستان با دو مرحله و چهار موردی که دارد بسیار شبیه توافق ژنو که برای خروج ارتش سرخ از افغانستان صورت گرفت می باشد.

دیشب با دو آکادمیک و‌دیپلومات‌های متقاعد غربی که در دهه های ۸۰ و ۹۰ در افغانستان اجرای وظیفه نموده اند نشستی خودمانی داشتیم. با هم به طور مشترک به یک مطالعه مقایسه ای و نگاه اجمالی به مذاکرات جاری صلح در قطر و مذاکرات ژنیو برای خروج نیرو های قشون سرخ در اواخر دهه ۸۰پرداختیم. شباهت ها وحشتناک است.

در اینجا من بعضی از آنها را بر می‌شمارم:

۱. بن‌ بست جنگی و کنترل قصبات و شاهراه های افغانستان به دست نیرو های مخالف حکومت یکی از شباهت ها است.

۲. خستگی وافر و یاس اتحاد جماهیر شوروی از مصارف و قیمت جنگ عین وضعیت در مورد ایالات متحده امریکا امروز صدق می کند.

۳. عدم حضور افغانها در میز مذاکره (پاکستان به نمایندگی از مجاهدین و اتحاد جماهیر شوروی به نمایند گی از حکومت کمونیستی وقت) در ژنو حضور داشتند. امروز نیز در میز مذاکره در قطر حکومت افغانستان حضور ندارد.

۴. گرفتن زمام امور در مسکو (گورباچف) و واشنگتن (ترامپ) از سوی یک ریس جمهوری که اصلا به جنگ افغانستان عقیده نداشته و به آن به دیده منفی نگریسته و خواهان خروج نیرو های خود از این “جنگ بیهوده” اند.

۵. اوضاع مشتنج داخلی سیاسی و‌اقتصادی در درون قدرت های حامی (مسکو و یا واشنگتن) حکومت کابل و اولویت بخشی تخصیص بودجه جنگ افغانستان به برنامه های اقتصادی داخلی ( ترامپ برای اعمار دیوار مکزیکو و گورباچف برای تطبیق برنامه پرسترویکا).

۶. مذاکرات ژنو نیز دقیقا مثل مذاکرات قطر دو مرحله یی و شامل چهار جز بود: مرحله اول- حل مشکلات و گرفتن تضمین های لازم امنیتی خروج نیرو های خارجی. مرحله دوم – مذاکرات بین الافغانی و آتش بس بود.

مذاکرات ژنو شامل چهار جز: الف. امضای توافق نامه میان افغانستان و پاکستان به خاطر عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر . ب. توافق میان اتحاد جماهیر شوروی و امریکا مبنی بر عدم حمایت از گروهک های نیابتی علیه یکدیگر در خاک افغانستان. ج. توافق میان افغانستان و پاکستان برای بازگشت مهاجرین و د. امضای موافقت نامه میان افغانستان، پاکستان، امریکا و اتحاد جماهیر شوروی برای تطبیق تقسیم اوقات خروج نیرو های قشون سرخ شوروی از افغانستان بود.

تقریبا عین دو مرحله وچهار عنصر در مذاکرات صلح قطر دیده می شود: مرحله اول -توافق میان امریکا و پاکستان (به نمایند گی از طالبان) و مرحله دوم – توافق میان طالبان و گروه های مختلف افغان و آتش بس.

چهار عنصر: “تضمین ها برای مبارزه با تروریزم، جدول زمانی برای خروج نیرو های خارجی، مذاکرات بین الافغانی و آتش بس” که در مذاکرات قطر مطرح می شود نیز به توافق ژنو شباهت زیادی دارد.

۷. حکومت و اردوی پاکستان در آن زمان نیز پا فشاری به عدم مشروعیت حکومت کابل و مذاکرات بین گروه های مختلف افغان می‌کرد. آنها از محوریت مذاکرات با دولت افغانستان در هراس بوده و هر اقدامی را به خاطر مشروعیت زدایی حکومت انجام می دادند و حالا هم دقیقا همان فشار را وارد می کنند.

۸. دفتر سیاسی ملل متحد در آن زمان از سوی دو ریس پی در پی ضعیف و نهایت بی لیاقت (محمود مستری و بعدا بنین سیوان همراه با دی ایگو کورتیز) اداره می‌شد. هر دو این مامورین ارشد ملل بعد ها معلوم شد که داکتر نجیب را بازی داده و با او صادق نبودند. این وضعیت کماکان در حق یماماتو یوناما صدق می کند .

۹. مذاکرات در دو مرحله تقسیم شده بود. زمانیکه شوروی سابق ضمانت های لازم امنیتی و سیاسی را از مجاهدین مبنی بر خروج نیرو هایش در مرحله اول گرفت به مرحله دوم خیلی وقت نگذاشت و مجاهدین نیز از به مشروعیت شناختن حکومت کابل به عنوان شریک صلح ابا ورزیده و به مذاکرات بین الافغانی تن نداده و اصلا روی آتش بس صحبت نکردند. بلکه اکثریت قومندانان مجاهدین پافشاری به پیروزی نظامی داشتند.

این دقیق چیزی است که امکان اتفاق افتیدن آن در وضعیت فعلی وجود دارد. امریکا در مرحله اول تمام تضمین های خود را بگیرد و خود را متعهد به یک جدول زمانی خروج نیرو هایش نماید در حالیکه در مرحله دوم طالبان از به مشروعیت شناختن حکومت افغانستان به عنوان یک شریک مشروع و اصلی صلح سر پیچی کرده و آتش بس نکند. بالاخره این جنگ به خاطر پیروزی نظامی ادامه پیدا کند.

۱۰. نهایتا – مذاکرات طولانی شده و به درازا بکشد که باعث فروپاشی سیاسی و نظامی گردیده و چند نفر رهبران نظامی تحت نام حفاظت از نظام و دست آورد های ۱۸ ساله همانند شهنواز تنی دست به کودتا بزنند.

۱۱. ساده لوحی شخص داکتر نجیب، عدم دانش او از سیستم کاری نظام و سازمان ها بین المللی و اعتماد کورکورانه او به بینین سیوان و سازمان ملل متحد بود که باعث سقوط نظام او شد.

موارد دیگر چون جو و محیط نا مساعد منطقه ای و امثالهم نیز وجود دارد که می شود در یک فرصت دیگر روی آن صحبت کنیم.

تمیم عاصی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *