• انتشار: ۱۰ قوس ۱۳۹۸
  • ساعت: ۰۹:۳۵
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 39684
پرینت

عبدالله و هزاره ها!

جوانان شیعه و توده هزاره دیگر گوشت دم توپ شما نیستند که هرگاه نیاز داشتید آنها را به خیابان بکشانید تا کشته یا سرکوب شوند و هر وقت به اهداف تان رسیدید، آنان را از یاد ببرید و در رنج و محرومیت و فقر و تبعیض و ناامنی و بی سرپناهی و بی وطنی، رهای شان کنید.

در بحبوحه بحران انتخابات و تنش های قابل انتظار میان دو تیم پیشتاز، عبدالله عبدالله؛ رییس تیم ثبات و همگرایی بار دیگر به کمک رهبران سنتی هزاره، دست به دامن جامعه شیعه و هزاره افغانستان شده تا به کمک اعتراضات گسترده خیابانی آنها فشارها بر ارگ، تیم رقیب و کمیسیون انتخابات را افزایش دهد.

روز جمعه، کابل بار دیگر شاهد تظاهرات هواداران عبدالله بود. شماری از رهبران سنتی و قومی هزاره به منظور سازماندهی اعتراضات در غرب کابل، وارد عمل شدند. این در حالی بود که شماری بسیار اندک از ساکنان غرب کابل به این فراخوان، پاسخ مثبت دادند و در تظاهرات شرکت کردند. عدم حضور مردم، در قدم نخست، تحقیر صریح رهبران سودجو و سوداگر سنتی بود که به خاطر پول و پست، جانب عبدالله را گرفته اند و در قدم دوم، پاسخی محکم و کوبنده به ریاکاری های آکنده از دروغ عبدالله و حلقه سیاسی همسو با او بود تا بار دیگر، تصور نکنند که می توانند با تحمیق توده، بر شانه های تظاهرکنندگان بالا بروند و شعار مرگ بر ارگ سر دهند و در نهایت، در بازی مافیایی سیاست و قدرت در افغانستان، به پست سمبولیک ریاست اجرایی برسند.

عبدالله پیش از این، بارها با حمایت حداکثری شیعیان افغانستان، به مدارج بالای سمت های دولتی دست یافته است. او بخشی از قدرت سیاسی دیروز و امروزش را مرهون حمایت های بی دریغ جامعه شیعه افغانستان است. مردم غرب کابل و ساکنان مناطق مرکزی در مقاطعی از تاریخ سیاسی دو دهه اخیر کشور، شاید بیش از هر بازیگر دیگری در کنار عبدالله بوده و از او پشتیبانی کرده اند. نقش رهبران قومی و بازیگران سنتی هزاره و شیعه را نیز در این میان نمی توان انکار کرد؛ اما اکنون، وضعیت فرق کرده است. نه عبدالله آن اعتبار و محبوبیت پیشین را دارد و نه سکه رهبران سنتی قومی، از رواج و ارزش و اعتبار گذشته برخوردار است.

بی تردید، بسیاری از شیعیان افغانستان، ارگ ریاست جمهوری و سیاست های تبعیض آمیز و فرقه گرایانه اشرف غنی و تیم قومی او را مسبب اصلی وضعیت اسفبار امروز خویش و مانع رسیدن شان به آرمان های تاریخی ابتدایی شان می دانند؛ اما آنها در عین حال، این پرسش را نیز مطرح می کنند که در طول دوران پرالتهاب تقابل جامعه شیعه و هزاره با ارگ قدرت، عبدالله کجا بود؟ وقتی زنان و کودکان هزاره به جرم شیعه بودن، به اسارت رفتند و سر بریده شدند و ارگ و مهره های امنیتی آن، حتی از ادامه عملیات نظامی برای آزادی آنان نیز به بهانه های واهی، ممانعت کردند، عبدالله کجا بود؟ وقتی وزرای هزاره و شیعه، یکی یکی برکنار و برخی از آنها بدنام و زندانی شدند، عبدالله کجا بود و چرا از یک اعتراض ساده و بی مصرف نیز حذر کرد؟ وقتی لشکر جهل و وحشت و خشونت قبیله از ارزگان و مالستان تا دایکندی و جاغوری را درنوردید و هزاران نفر در سرمای استخوان‌شکن زندان جغرافیایی مناطق مرکزی، آواره و بی خانمان شدند، چرا صدایی از عبدالله برای دادخواهی از این مردم برنیامد؟ هنگامی که مراکز مذهبی و فرهنگی و رسانه ای شیعیان از سوی تکفیری های تروریست و پیاده نظام آنها در درون دولت، به بمب بسته می شدند، عبدالله مشغول چه کاری بود و پس از آن فجایع، چه گام مفید و مهمی برای امنیت شیعیان برداشت؟ در طول سال های گذشته، بارها جلریز عرصه جولان تروریست ها واقع شد، ده ها نفر در آن معبر مرگ، ربوده و سر بریده شدند، عبدالله در همه این سال ها کجا بود و چه کرد؟

این پرسش ها و ده ها سؤال دیگر از این نوع، تنها معطوف به عبدالله و حلقه قومی او در سپیدار و ثبات و همگرایی نیست؛ بلکه در عین حال، متوجه رهبران سنتی و بازیگران قومی هزاره مدافع و حامی عبدالله هم است؛ کسانی که بار دیگر مدنیت و مسالمت جویی و رویکرد صلح جویانه و متمدانه مردم را دستمایه معاملات کثیف سیاسی قرار داده اند تا خود و فرزندان شان به نان و نام برسند.

خطاب به عبدالله و رهبران منفور قومی حامی او باید گفت که جوانان شیعه و توده هزاره دیگر گوشت دم توپ شما نیستند که هرگاه نیاز داشتید آنها را به خیابان بکشانید تا کشته یا سرکوب شوند و هر وقت به اهداف تان رسیدید، آنان را از یاد ببرید و در رنج و محرومیت و فقر و تبعیض و ناامنی و بی سرپناهی و بی وطنی، رهای شان کنید. تجربه دیروز، نکته های عبرت آموز فراوانی در این زمینه داشت که همواره باید آویزه گوش عبدالله و رهبران قومی رنگ‌فروش و ریاکار حامی اش باشد.

جمهور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *