• انتشار: ۲ سرطان ۱۳۹۸
  • ساعت: ۱۴:۴۸
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 35225
پرینت

صحرا کریمی: سینمای افغانستان را فعال می سازم

انتقال آرشیف به ارگ یکی از بهترین کارها بود. چون وضعیت اینجا(افغان فیلم) بسیار خراب بود. اما صاحب آرشیف افغان فیلم است.

صحرا کریمی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان، به‌تازگی به حیث رییس افغان‌فیلم انتخاب شد. انتخاب بانو کریمی به ریاست افغان‌فیلم با استقبال گستردۀ داخلی و خارجی روبرو شد. افغان‌فیلم در طول سال‌‌های جنگ داخلی و بحران، تقریباً با رکود کامل مواجه بوده است. اکنون، انتخاب بانو کریمی، امیدواری‌هایی را برای احیای افغان فیلم به وجود آورده است. فارسی.رو با خانم کریمی دربارۀ برنامه‌هایش در افغان‌فیلم، مصاحبه کرده که در زیر می آید؛

ما به تازگی به ریاست افغان‌فلم انتخاب شدید. چه چیزی پای شما را به افغان‌فلم کشانید؟ 

وضعیت نابسامان افغان‌فیلم پای مرا به این نهاد کشانید. پارسال یک فیلم بلند سینمایی به نام «هوا، مریم و عایشه» می‌ساختم، هرچند تهیه‌کننده و گردانندۀ مستقل بودم، اما به یکسری امکانات نیاز داشتم، مثل لایت. ولی وقتی به افغان فیلم آمدم، این نهاد با من برخورد تجاری کرد و به‌خاطر یک لایت دو هزار دلار مطالبه کردند و خیلی منت هم گذاشتند. خیلی مشکلات دیگری هم بود. در کل وضعیت سینمای افغانستان بسیار وخیم بود. وقتی فیلمم تمام شد، دو سال وقت داشتم تا فیلم بعدی خود را بسازم. به این فکر بودم که تنها کسی میتواند افغان فیلم را نجات دهد که فیلم ساز باشد و با مشکلات فیلم‌سازی آشنایی داشته باشد. ریاست افغان فیلم به رقابت گذاشته شد و امتحان دادیم و از طریق رقابت ریاست افغان را به دست آوردم. بالاترین نمره را در رقابت بردم و گماشته شدم. 

برای احیای جایگاه «افغان‌فلم» چه برنامه‌ها و راه‌کارهایی را روی دست دارید؟ 

افغان فیلم بسیار مشکلات دارد. افغان فیلم باید نهاد و اداره‌یی باشد که فیلم تولید شود. در چندسال اخیر هیچ فیلمی در افغان فیلم تولید نشده است. افغان فیلم باید زمینۀ تولید تولید فیلم و تسهیلات را به فیلم سازان فراهم سازد. بیشتر به یک ادارۀ اداری و بروکراتیک تبدیل شده است که هرکسی این کارها را می‌تواند. افغان فیلم حتا به عنوان یک پرودکشن عادی هم تولید نداشته است. 

نخست این‌که باید تشکیلات افغان فیلم کاملاً تغییر کند. آدم‌های مسلکی بمانند و آدم‍‌های غیرمسلکی باید بروند و جای شان را به آدم‌های مسلکی واگذار کنند. دوم این‌که بودجه مشخص کنیم و فیلم بسازیم. 

جلب سرمایه کنیم که فیلم سازان فیلم بسازند. سینماهای خود را فعال سازیم تا مردم به دیدن فیلم بروند و سینما و داستان‌های افغانستان را ببیند. از همه مهمتر این‌که افغان فیلم جان بگیرد. کار باید بکند و تاریخ و داستان این کشور را در هرژانری، داستانی، انیمیشن، مستند، بلند، کوتاه و… به تصویر بکشد. 

گزینش شما به ریاست افغان فلم با استقبال داخلی و خارجی روبرو شد. فکر می‌کنید بتوانید انتظارات را برآورده سازید؟ 

یا انتظار برآورده می‌شود و یا نمی‌شود. اما من تمام توان سعی و تلاش خود را می‌کنم که انتظارات را برآورده سازم. کسانی‌که در رأس اداره‍‌های تصمیم‌گیرنده هستند، مثل وزارت فرهنگ و اطلاعات، اداره امور، آرشیف ارگ و بخش‌های دیگر، با من همکار هستند و استقبال کردند. 

ظاهراً افغان‌فلم طی چهل سال جنگ و خشونت به یک نهاد غیرفعال و منزوی تبدیل شده است. ارزیابی شما از کار چند روزه در ریاست افغان فیلم چیست؟ 

این حقیقت است. این نهاد سال‌ها منفعل بوده وحالت رکود بیکاری داشته است. ارزیابی من این است که باید کار کنیم. از چند روزی‌که کار را شروع کرده ام، یک پایم در دفتر است و یک پایم در دوش! تلاش دارم که در کنار کارهای اداری، بودجۀ ساخت چند فیلم را به دست آورم. خیلی خسته‌کننده است که می بینید که هیچ کسی کار نمی‌کند و مدیریت قبلی هم دلش به حال افغان فیلم نسوخته است. ولی انگیزه دهنده است که آدم بتواند مبارزه بکند. 

چنانچه روشن است، فلم و سینمای مدرن، نیازمند هزینه و امکانات گسترده است. فکر می‌کنید که دولت به افغان‌فلم بها قایل شود و هزینۀ لازم را برای فعالیت موثر این نهاد فراهم آورد؟ 

در کشورهای دیگر هم تنها دولت نیست که هزینه می‌پردازد و بودجه می‌دهد. دولت یک بخشی را به عهده می‌گیرد و بودجه می‌دهد. اما بیشتر سکتور خصوصی، دفاتر فیلم‌سازی است که می‌توانند سرمایه گذاری کنند روی فرهنگ. دولت به تنهایی کاری نمی‌تواند. بودجۀ یک فیلم معیاری، بالاتر از یک، دو و سه میلیون دالر است. اگر بخواهیم سالانه چند فیلمی بسازیم، باید بالاتر از ۵۰ میلیون دالر داشته باشیم. بنابراین، سکتورهای خصوصی باید سهم بگیرند، تجار باید سهم بگیرند. سینما باید به بازار تجاری تبدیل شود. درحالی‌که رویکرد سینما باید هنری و جدی باشد و نباید تفنن داشته باشد، اما جنبۀ تجاری سینما را نباید فراموش کرد. برای این کار باید تبلیغ، دادخواهی و ایجاد بحث کنید. به راحتی این کار نمی‌شود که فقط یک ایده را در ذهن بپرورانید و فکر کنید که آن ایده حتما شدنی است. 

چند دهه پیش سینمای افغانستان وضعیت نسبتاً خوبی داشت. آیا در آرشیف افغان‌فلم، آثار گذشته باقی مانده و یا در جنگ‌ها نابود گشته است؟ 

چند روز پیش از آرشیف افغان فیلم در ارگ دیدن کردم. یک سری شایعاتی دربارۀ دزدیده شدن و به تاراج رفتن آرشیف افغان فیلم وجود داشت که درست نیست. فیلم‌های آرشیف افغان فیلم را به طور سیستماتیک دیجیتالی می‌کنند و صدها فیلم دخلی و خارجی در آرشیف افغان فیلم است. انتقال آرشیف به ارگ یکی از بهترین کارها بود. چون وضعیت اینجا(افغان فیلم) بسیار خراب بود. اما صاحب آرشیف افغان فیلم است. ما آرشیف را به ارگ امانت دادیم تا وضعیت ما تغییر کند. ساختمان افغان فیلم باید تغییر کند. همۀ وضعیت ما که درست شود، می توانیم آرشیف افغان فیلم را دوباره برگردانیم. 

در گذشته افغان فلم‌ همکاری‌هایی با کشورهای منطقه به ویژه آسیای مرکزی و روسیه داشت. برنامه‌یی برای احیای روابط گذشته با هنرمندان کشورهای آسیای مرکزی و روسیه دارید؟ 

ما باید همکاری خود را با کشورهای منطقه داشته باشیم. همچنان، باید تحت هر شرایطی آثار سینمایی خود را در کشورهای منطقه نمایش بدهیم و آثار هنری و سینمایی آن‌ها را در افغانستان به نمایش بگذاریم. تا مردم با فرهنگ‌های یک دیگر آشنا شوند. از این طریق، تعامل و همدیگرپذیری بیشتر می شود. 

شما به عنوان یک نویسنده و هنرمند، چه نگاهی به مذاکرات جاری صلح دارید؟ 

صلح ادامۀ اسفناک یک جنگ قبلی و ادامۀ یک جنگ بعدی است. صلح مابین دوجنگ است. ما هم نیاز داریم که به آرامش برسیم؛ اما نه به هرقیمتی. احساس می‌کنم که صلح یک مذاکره نیست، باج دادن به طالبان است. طالبان را به رسمیت شناختن است که نام صلح رویش گذاشته اند. صلح با کسانی‌که حقوق کودکان و زنان را در نظر نمی‌گیرند، چطور ممکن است. طالبان به هیچ چیزی معتقد نیستند، صلح کردن با آنان بیهوده است. 

فکر می‌کنید در نتیجۀ توافق صلح، آزادی‌های اجتماعی و عمومی محدود شود و شرایط حاکم دو دهه قبل در افغانستان حاکم شود؟ 

فکر نمی‌کنم. اگر قرار باشد در نتیجۀ صلح مردم به آرامش برسند و در فضای بهتر زندگی کنند، محدودیت صلح نمی‌آورد. در هژده سال ما جنگ و مبارزه کردیم. صلح باید امنیت و آرامش بیاورد، نه این که دست آوردهایی که به خاطر آن هژده سال مبارزه کردیم را از بین ببرد. ما در هژده سال کم قربانی ندادیم؛ کم جوانان، زنان و عساکر ما در جبهۀ جنگ و پشت جبهه کشته نشدند. صلحی‌که ما را محدود کند نمی‌خواهیم. نسل جوان افغانستان منفعل نیست که محدود شود. 

نگاه شما به آیندۀ زنان و بانوان در افغانستان چیست؟ آیا از جایگاه و حضور کنونی زنان در نهادهای دولتی و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی راضی هستید؟ 

زنان به پیشرفت‌های چشمگیری رسیده اند. حضور زنان را در همه جا(رسانه، دولت، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی) می‌بینید. ولی باید این حضور تثبیت شود و موقتی نباشد. برای این کار زنان باید مبارزه کنند. حق دادنی نیست، باید برای به دست‌آوردن آن مبارزه کرد. فکر می‌کنم که اگر جایگاه ما زنان قربانی نشود، زنان افغانستان خیلی با استعداد و  توانمند هستند و می‌توانند در عرصه‌های مختلف خوب بدرخشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *