• انتشار: ۲۹ جدی ۱۳۹۵
  • ساعت: ۱۵:۵۱
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 17658
پرینت

دونالد ترامپ و افغانستان: تعهد ناخواسته

دونالد ترامپ رئیس جمهوری منتخب مردم آمریکا تا دو روز دیگر وارد کاخ سفید می شود و همانطور که قدرت را از باراک اوباما می گیرد، مشکلات کشوری جنجالی را نیز به ارث خواهد برد.

دونالد ترامپ تاکنون طرح واضح و مشخصی را در خصوص وضعیت امنیتی افغانستان مطرح نکرده و نسبت به تعادل جغرافیایی-سیاسی منطقه نیز مبهم حرف زده است.

او در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۲ گفته بود که آمریکا باید سربازانش را از افغانستان خارج کرده و پولش را به جای هزینه در افغانستان در خود آمریکا مصرف کند.

اما او به تازگی در گفتگویی تلفنی با محمد اشرف غنی رئیس جمهوری کشور از ادامه تعهدات آمریکا نسبت به افغانستان سخن گفته است. این تغییر موضع دونالد ترامپ از سویی، و اعزام ۳۰۰ سرباز تازه به ولایت هلمند توسط دولت فعلی آمریکا از سویی دیگر، نشان دهنده این است که واشنگتن همچنان تصمیم دارد در افغانستان حضور نظامی اش را تا زمان ثبات کامل کشور حفظ کند.

مسایل زیادی هم اکنون در واشنگتن در حالت ابهام قرار دارد و زمانی که ترامپ در ۲۰ جنوری قدرت را از باراک اوباما می گیرد، او به همراه مسایل دیگر، مشکلات افغانستان را نیز به ارث خواهد برد، که انعطاف و حق انتخاب محدودی دارد، و از آنجایی که اگر می خواهد به گفته هایش پایبند باشد، باید با همه آنها به طور موثری روبرو شود.

بیش از ۱۵ سال تلاش برای تامین ثبات و امنیت در افغانستان بدون آنکه نتیجه چشمگیری داشته باشد، احساس خستگی را برای ناظران بوجود آورده است. براساس تخمین هایی در سال ۲۰۱۴، حضور نظامی آمریکا در افغانستان نزدیک به یک تریلیون دالر هزینه برای این کشور داشته، در حالیکه در حدود ۷ هزار نیروی ائتلاف، ۲۳ هزار نیروی امنیتی افغانستان، و ۲۶ هزار غیرنظامی نیز جانشان را از دست داده اند.

از سویی دیگر، دفتر هماهنگی سازمان ملل متحد در امور بشردوستانه در تازه ترین گزارش خود، افغانستان را به عنوان یکی از خطرناک ترین کشورهای دنیا معرفی کرد. این سازمان در گزارشش آورده بود: “افغانستان همچنان یکی از خطرناک ترین، پرخشونت ترین، و پرفساد ترین کشورهای دنیا است.”

گزارش سازمان ملل همچنین افزوده بود که درگیری های مداوم در افغانستان سبب افزایش بی پیشینه تعداد بیجاشدگان داخلی در سال ۲۰۱۶ میلادی شد که در آن سال تقریبا بیش از نیم میلیون نفر بیجاشدند.

با این اوصاف، اگر قرار است انگیزه تازه ای برای تلاش های در راستای باثبات سازی افغانستان وارد کنیم، باید منافع سیاسی و امنیتی دیگر «سهام داران» و قدرت های منطقه را نیز در نظر بگیریم. برای مثال در تلاش های فعلی گروه همکاری های چهارجانبه به رهبری آمریکا و چین، قدرت های منطقه ای مانند روسیه، ایران و هند و حتی گفتگوهای احتمالی صلح به میزبانی عربستان نیز در نظر گرفته نشده است. هر کدام از بازیگران منطقه ای یاد شده، اغلب نفوذ و منفعت خاص خود را در منطقه دارند، که می توانند یا در راستای صلح افغانستان از آنها استفاده کنند و یا برای بدتر شدن وضعیت امنیتی افغانستان از آنها بکار بگیرند.

آمریکا باوجود اینکه مهمترین بازیگر بین المللی در افغانستان می باشد، اما تنها بخشی از منافع جغرافیایی-سیاسی این کشور در امنیت آینده افغانستان گرو است. وارد شدن دیگر بازیگران بویژه همسایه های هم مرز افغانستان و قدرت های منطقه ای و جهانی، اعم از بالقوه و بالفعل، می تواند هزینه های غرب را به طور چشمگیری کاهش دهد و فرصت ها و دیدگاه های جدیدی را نیز در افغانستان فراهم کند. اما برعکس، اگر حضور این بازیگران در روند صلح افغانستان در نظر گرفته نشود، مشکلات شاید تنها به طور موقتی حل شود و مسایل مهم، منافع و روابط استراتژیک نیز نادیده گرفته شوند.

از این رو، این روابط های دوجانبه، منطقه ای و بین المللی بی شمار در افغانستان باید به طور موثری مدیریت و ارزیابی گردد تا پازل امنیتی افغانستان حل و فصل شود. از آنجایی که تلاش های ۱۵ ساله برای باثبات سازی افغانستان هزینه های مالی و جانی فراوانی داشته، کمی جای تعجب خواهد بود که این تلاش ها بدون هیچ سرانجام خاتمه یابند. از سویی دیگر، آمریکا نیز آزادی انتخاب چندانی ندارد و مجبور است به تعهداتش نسبت به افغانستان ادامه دهد. همچنین از آنجایی که طالبان هم اکنون بیش از هر زمان دیگر از سال ۲۰۰۱ تاکنون، مناطق بیشتری را تحت کنترل خود دارد، لازم است تا راه های جدیدی برای دست یافتن به صلح بررسی کرد؛ در غیراینصورت خشونت ها و بی ثباتی ها ممکن است سرازیر شوند و مناطق بیشتری را مسموم کنند.

اما نباید فراموش کرد که به طور عملی جا دادن بازیگران متعدد در این عرصه به همان اندازه که گفته می شود، آسان نیز می باشد، آن هم با وجود روابط پیچیده ایران و آمریکا، پاکستان و هند، و سیاست فعلی روسیه که چیزی شبیه به ضرب المثل معروف “مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد” نسبت به افغانستان می باشد. واقعیت اما این است که آینده افغانستان تنها برای آمریکا و متحدان غربی اش دارای اهمیت نیست. از این رو برای فرار از بن بست پیش آمده در صلح افغانستان، باید تمامی کسانی که در آینده ایمن افغانستان منفعت دارند در این تلاش ها گنجانده شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *