• انتشار: 6 سپتامبر 2019
  • ساعت: 02:18
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 37470
پرینت

جمهوری غنی و اعتراض و مدارا!

اکنون که فصل انتخابات است و بازار تبلیغات انتخاباتی برای فریب افکار عمومی داغ می باشد، هر رفتار شبه دموکراتیک و مدارا مشربانه ای را می توان از اعضای تیم «دولت ساز» اشرف غنی شاهد بود؛ اما آنچه در نهایت، تصویر روشن تری از اعتراض و مدارا در جمهوریت اشرف غنی به دست می دهد، کارنامه او در قبل و بعد از انتخابات است.

«جوانان برای ایجاد شور بیشتر به آب جنگی پرداختند که حسودان آن را می خواهند طور دیگری جلوه دهند.»

این ابراز نظر عجیب، منسوب به امرالله صالح؛ معاون اول اشرف غنی در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری است که در واکنش به بازتاب های گسترده استقبال مردم کاپیسا از او در یک همایش تبلیغاتی با پرتاب بوتل های آب ابراز شده است.

آنچه از سوی آقای صالح مطرح شده، صرفا تلاشی مضحک برای منحرف کردن ذهنیت ها درباره خشم عمومی مردم در برابر تیم حاکم است که ویدیوهای آن به طور گسترده در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.

اینکه این بوتل های اعتراض از سوی محافظان آقای صالح به عنوان رییس پیشین امنیت ملی، با گلوله پاسخ داده نشده، بازهم جای شکر دارد.

اما آیا می توان آن اعتراض و این مدارا را به پای «جمهوریت» و صبر دموکراتیک ارباب قدرت در جمهوریت اشرف غنی نوشت؟

قبل از ارزیابی این پرسش، بخشی از واکنش یکی از کمپاین گران آقای غنی در فیسبوک را مرور می‌کنیم:

«…امروز هم در کاپیسا تجمعی عظیمی از مردم در حمایت از تیم دولت ساز گرد آمده بودند. این مردم برای حمایت از تیمی آمده بودند که می دانستند برنامه توسعه محور برای افغانستان دارد. این مردم می دانستند که در نظام جمهوری است که فرصت انتخاب و تجمع انتخاباتی را دارند. آنها فقط برای حمایت از تیم دولت ساز نیامده بودند آنها برای حمایت از جمهوری آمده بودند. سخنان امرالله صالح مانند همیشه قاطع و پرمحتوا بود و هر بیننده منصفی را وامی داشت تا زبان به تمجید گشاید؛ اما در آخر برنامه برخی اندک با بوتل آب اخلال ایجاد کردند که بی گمان از تیم رقیب و برای تخریب آنجا آمده بودند. این مساله نیز مانند مساله بالا ثمره جمهوریت است اگر نظام طالبانی بود اولا چنین فضایی برای حمایت از جریان انتخابات به وجود نمی آمد و دوما فرصت نبود تا عده فرصت طلب بوتل پراکنی کنند.»

ممکن است برداشت یا تلقی این عضو تیم کمپاین آقای غنی، در ابتدا کاملا معقول و قابل پذیرش به نظر برسد؛ زیرا به هر حال، مردم در دوران سلطه رژیم طالبان نمی توانستند به سمت یک نماینده رژیم، بوتل آب پرتاب کنند. مردم همچنین از حق «انتخاب» بهره نداشتند. نامزد رقیبی هم در کار نبود تا دست به «اخلال»‌ و «تخریب» بزند. پس نفس این رویداد تنها در سایه یک نظام جمهوری، قابل وقوع است؛ اما این همه ماجرا نیست.

همین چندماه پیش بود که فردی به نام «رییس زازی» در هرات برای رسیدگی به پرونده غصب زمین‌هایش از سوی یک مقام محلی، در نشست اشرف غنی دست به اعتراض زد. پاسخی که محافظان آقای غنی به او دادند، کل ارکان جمهوریت ادعایی کمپاین گران او را لرزاند. آنها رییس زازی را طوری لت و کوب کردند که به گفته برادرش سه بار ضعف کرد. او را از جلسه بیرون بردند و بعد براساس ویدیویی که از آن رویداد در شبکه های اجتماعی منتشر شد با لگد، داخل یک موتر نظامی انداختند و بردند.

پس از آنکه این رویداد رسانه ای شد و واکنش های گسترده ای را برانگیخت، اشرف غنی رییس زازی را به کابل آورد و از او در برابر دوربین، دلجویی کرد؛ اما گزارشی که مدت ها پس از آن بازی ریاکارانه در رسانه ها منتشر شد، نشان می دهد که اعضای خانواده اش مدعی اند هنوز از سرنوشت رییس زازی خبری نیست!

پیشتر نیز در لندن؛ مهد آزادی بیان و دموکراسی، یک فعال وابسته به جنبش روشنایی، در حضور غنی دست به اعتراض زده و در همانجا از سوی محافظان او با دشنام و لت و کوب، اخراج شده بود.

اینها مواردی است که به عنوان رسوایی های جمهوریت اشرف غنی رسانه ای شده است؛ کسی که امروزه نماد «جمهوریت»‌ دانسته می شود و طرفداران و مبلغانش ملا هبت الله؛ رهبر طالبان و رییس امارت اسلامی را در مقابل او قرار می دهند و به این ترتیب، حمایت از غنی را حمایت از جمهوریت می دانند.

اکنون که فصل انتخابات است و بازار تبلیغات انتخاباتی برای فریب افکار عمومی داغ می باشد، هر رفتار شبه دموکراتیک و مدارامشربانه ای را می توان از اعضای تیم «دولت ساز» اشرف غنی شاهد بود؛ اما آنچه در نهایت، تصویر روشن تری از اعتراض و مدارا در جمهوریت اشرف غنی به دست می دهد، کارنامه او در قبل و بعد از انتخابات است.

آقای غنی همان کسی است که صلاحیت ها وزرای دولت اش را سلب کرده و شماری از آنها را به اتهام های واهی و گاه بی هیچ دلیل موجهی از دولت بیرون رانده است. این تنها حرص سیری ناپذیر سیاستمردی مستبد و خودکامه نیست؛ بلکه بخشی از این رویکرد، ریشه در اخلاق فردی، وضعیت روانی و شاخصه های درونی یک انسان خودشیفته، خودرأی و فاقد تحمل دارد که بسیار عصبی می شود، انتقاد را دشمنی می انگارد و منتقدانش را با کینه و نفرت، سرکوب می کند. به این ترتیب، آیا میان او و یک رهبر سرکوبگر طالبان، تفاوت زیادی وجود دارد؟

نرگس اعتماد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *