• انتشار: ۱۱ قوس ۱۳۹۸
  • ساعت: ۱۰:۱۳
  • سرویس: مصاحبه و گزارش
  • کدخبر: 39726
پرینت

جامعه جهانی کدام را باید نجات دهد؛ عبدالله یا انتخابات؟

آقای عبدالله و رهبران رفوزه شده قومی که بر محور او گرد آمده اند. می دانند که اگر اشرف غنی بار دیگر به قدرت برسد، هیچ آینده ای در سیاست افغانستان نخواهند داشت.

تیم انتخاباتی «ثبات و همگرایی» به رهبری عبدالله عبدالله از کمیسیون انتخابات و جامعه جهانی خواسته تا پیش از آن‌که دیر شود، برای نجات انتخابات و جلوگیری از بحران اقدام کنند.

عبدالله عبدالله روز یک‌شنبه، ۱۰ قوس در صفحه‌ فیس‌بوک خود نوشت: «رهبری تیم ثبات و همگرایی از کمیسیون انتخابات و شرکای بین‌المللی افغانستان خواستند تا قبل از آن‌که ناوقت شود، برای نجات انتخابات و جلوگیری از بحران در کشور اقدام نمایند.»

عبدالله همچنین نوشته‌است اعضای تیم ثبات و همگرایی از آرای پاک مردم پاسداری می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که «بار دیگر تقلب سرنوشت کشور را رقم بزند».

این در حالی است که روز جمعه، معترضان هوادار عبدالله در قطعنامه‌ای شش ماده‌ای از کمیسیون انتخابات خواستند تا به مسیر قانون، طرزالعمل‌ها و لوایح نافذ انتخاباتی برگردد. معترضان همچنین خواستار ابطال حدود ۳۰۰ هزار رأی «غیربیومتریک و جعلی» از سوی کمیسیون انتخابات شدند.

هشدار آقای عبدالله به کمیسیون انتخابات و سایر طرف های دخیل در روند سیاسی افغانستان، تازگی ندارد. او از روزی که صدای پای شکست را شنیده، مدام هشدار داده، ضرب الاجل تعیین کرده، تهدید کرده و نسبت به بروز بحران، ابراز نگرانی کرده است. در واقع، هشدار و تهدید و تزریق ترس کاذب، یکی از ابزارهای آقای عبدالله برای مه آلود کردن افق های حل بحران انتخابات در افغانستان است.

او می خواهد با تزریق عامدانه ناامنی و بی ثباتی تبلیغاتی، وضعیت را بحرانی و متشنج نشان دهد تا در صورتی که نتواند به هدف خود یعنی رسیدن به کرسی قدرت، دست کم در حد یک ریاست اجرایی فاقد قدرت و صلاحیت دست یابد، بهانه لازم برای ایجاد بحران را در اختیار داشته باشد.

به بیان دیگر، یکی از اهداف او در هشدارهای مکرر مبنی بر بروز بحران در افغانستان، ایجاد زمینه و ذهنیت لازم برای خلق بحران های بالقوه است. اقدامات چند روز اخیر هواداران او نیز نشان می دهد که عبدالله برای رسیدن به قدرت، هر ابزاری را مشروع می داند.

اما به راستی این تقلا و تلاش برای چیست؟ چرا عبدالله نمی تواند شکست را تصور کند و به تعبیر امرالله صالح به قواعد بازی احترام بگزارد؟ این پرسش ها بیش از آنکه ناظر به وضعیت بحرانی انتخابات باشد، معطوف به آینده سیاسی خود آقای عبدالله و رهبران رفوزه شده قومی است که بر محور او گرد آمده اند. آنها می دانند که اگر اشرف غنی بار دیگر به قدرت برسد، هیچ آینده ای در سیاست افغانستان نخواهند داشت. به دیگر سخن، این آنها هستند که در بحران هستند؛ بحران ناشی از حذف شدن، بحران برآمده از رانده شدن از دامن قدرت، بحران سقوط از پرتگاه، بحرانی که طی آن، نه از قدرت سهمی داشته باشند و نه در پیشگاه ملت، ارج و قرب و جایگاهی. بحران فراموشی و فروماندگی، بحران حاشیه‌نشینی و تحقیر.

عبدالله و طیف رهبران قومی پیرامون او، در حال غرق شدن هستند و مذبوحانه برای نجات، تقلا می کنند. آنها می خواهند به ریسمان کمیسیون انتخابات، چنگ بیاندازند و یا انتظار دارند جامعه جهانی به مثابه نجات غریق، آنها را از غرق شدن رهایی بخشد.

بنابراین، نجات انتخابات، بهانه و دست‌ابزار و پوشش است، هدف اصلی، نجات خود آنهاست.

عبدالله می داند که اگر این بار شکست بخورد، دیگر شانسی برای بازگشت نخواهد داشت. رهبران سنتی قومی حامی او هم می دانند که با حمایت از عبدالله، بهای سنگینی خواهند پرداخت و با قدرت گیری دوباره غنی، پروژه حذف و حاشیه نشینی آنها با شدت و قدرت بیشتری کلید خواهد خورد. این همان چیزی است که غرب و امریکا هم می خواهد. به بیان دقیق تر، آنها به فوبیای دوستم، دچار شده اند؛ فوبیایی که ریشه آن، ترس از گرفتار شدن به سرنوشت حقارت بار جنرال دوستم در طول سال های گذشته است. بنابراین، پیروزی غنی، کابوسی ترسناک و مرگبار برای آنهاست و آنان مجبور اند با هم‌افزایی همه نیروها و ابزارهای مشروع و غیر مشروع خویش، وضعیت را بحرانی کنند تا خود را نجات دهند.

نتیجه این بازی پیچیده، در نهایت مشخص خواهد کرد که کدامیک از طرف های این جنگ قدرت، برنده نهایی خواهد شد؛ نهایی به این جهت که در صورت پیروزی هریک، آتیه سیاسی دیگری کاملا نابود خواهد شد.

جمهور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *