- خبرگزاری رها - http://rahapress.af -

با دستگیری رهبر داعش شاخه خراسان تکلیف جنگجویان این گروه چه می شود؟

مطالعه ساختار و تجربه فعالیت داعش نشان می دهد که پس از دستگیری رهبر شاخه خراسان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) ساحه فعالیت این گروه در افغانستان محدودتر شده و جنگجویانش در تنگنای بیشتر قرار خواهند گرفت. به عقیده نویسنده “این نکته می‌تواند سرشت و ماهیت جنگ و صلح در افغانستان را تغییر دهد.”

روز شنبه (۱۶ حمل/فروردین ۱۳۹۹) اداره امنیت ملی افغانستان گفت عبدالله اورکزی مشهور به اسلم فاروقی رهبر دولت اسلامی ولایت خراسان را با ۱۹ تن از همکاران نزدیکش قاری زاهد و سیف الله مشهور به ابوطلحه‌ پاکستانی را در جریان یک عملیات به گفته این اداره “پیچیده و هدفمند” دستگیر کرده است.

در اعلامیه امنیت ملی افغانستان آمده “طرح جدید و جامعی را روی دست گرفته که رهبران کلیدی شبکه‌های تروریستی و بین‌المللی که تهدیدی برای امنیت ملی افغانستان باشد را مورد هدف قرار می‌دهد.”

جزئیات بازداشت اسلم فاروقی، ششمین رهبر دولت اسلامی ولایت خراسان توسط امنیت ملی افغانستان تاکنون مبهم باقی مانده است. این‌که چگونه و در چه بازه‌ زمانی این عملیات انجام شده، هنوز مشخص نیست.

بازداشت اسلم فاروقی باعث چه تغییراتی در سطوح رهبری و سازمانی دولت اسلامی ولایت خراسان خواهد شد؟ این نوشته درصدد پاسخ به این پرسش است که بعد از اسلم فاروقی چه تحولاتی در ساختار رهبری، سازمانی و استراتژی‌های آینده‌ دولت اسلامی ولایت خراسان پدید خواهد آمد.

سازمان دولت اسلامی ولایت خراسان در سال ۲۰۱۵ بعد از به قدرت رسیدن دولت اسلامی عراق و شام، به رهبری عبدالرئوف خادم بیعت خود را با ابوبکر البغدادی اعلام کرد. این گروه ولسوالی‌های اچین، نازیان و کوت در ولایت ننگرهار در شرق افغانستان را تصرف کرده و بعد از تصرف این ولایت، می‌خواستند قلمروی ولایت خود را در منطقه‌ “خراسان” که شامل کشورهای افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان و ایران می‌باشد، گسترش دهند.

اما در همان سال، عبدالرئوف خادم در حمله نیروی هوایی ارتش افغانستان کشته شد. به ترتیب، حافظ سعید، عبدالحسیب لوگری، ابوسعید باجوری و ابوعمر الخراسانی رهبران بعد از عبدالرئوف خادم بودند که رهبری و مدیریت دولت اسلامی ولایت خراسان را برعهده داشتند. در نهایت، اسلم فاروقی، در سال ۲۰۱۹ به دلیل ناتوانی ابوعمر الخراسانی در اداره و رهبری این سازمان، رهبر شاخه‌ی خراسان دولت اسلامی شد.

در میان گروه‌های جهادی معاصر، مساله ساختار رهبری، یک پدیده‌ بسیار مهم تلقی می‌شود. به لحاظ سازمانی، دو رویکرد متفاوت در میان گروه‌های جهادی و بنیادگرا وجود دارد. رهبر محوری و استراتژی محوری.

در رویکرد استراتژی محوری، سازمان جهادی متکی بر استراتژی مشخصی است که هر گونه تغییر در سلسله مراتب سازمان، تغییری در استراتژی کلی به وقوع نخواهد پیوست. این رویکرد را می‌توان در دولت اسلامی عراق و شام مشاهده کرد. با وجود این‌که رهبران دولت اسلامی عراق و شام؛ ابوحمزه المهاجر، ابوعمر البغدادی، ابوبکر البغدادی و ابو ابراهیم الهاشمی القریشی یکی پس از دیگری کشته شدند.

هر رهبر جدید که بر سر کار آمد، استراتژی و اهداف داعش که همان برپا کردن خلافت اسلامی بود، دست نخورده باقی ماند. رهبران جدید، استراتژی واحد و مشخص را پیش می‌بردند. تا هنوز هم عملیات‌هایی در شمال عراق از سوی داعش شکل می‌گیرد و دستگاه امنیتی عراق کماکان، با تهدید داعش دست و پنجه نرم می‌کند.

اما در رویکرد رهبرمحور شرایط متفاوت است. سازمان‌های جهادی که متکی بر رهبر می‌باشند، عمر کوتاه دارند. مرگ رهبر مساوی با مرگ سازمان است. تکیه‌ اصلی در این سازمان‌ها بر کیش شخصیت رهبر می‌گردد. در صورت مرگ رهبر یا فقدان رهبر، سازمان با خلا رهبری مواجه می‌شود و فرمانده‌هان میانی و جنگجویان در سطح زیرین سازمانی متاثر از نبود رهبر می‌گردند. این مساله در مورد دولت اسلامی ولایت خراسان صادق است.

با وجود این‌که عبدالرئوف خادم به دنبال آن بود که خلافت اسلامی را در منطقه‌ خراسان گسترش دهد، اما بعد از مرگ هر رهبر، این هدف کوچکتر شد و تغییرات محسوسی در شیوه‌ پیشبرد جنگی‌شان قابل مشاهده است. به نحوی که تمامی فعالیت‌های دولت اسلامی ولایت خراسان محدود به دو منطقه‌ کوچک در جنوب نازیان و اچین می‌شود.

تصور می‌شود که با فقدان اسلم فاروقی، تضعیف بیش از پیش گروه داعش خراسان در افغانستان رقم خورده است.

سرنوشت جنگجویان سطح پایین در گروه‌های رهبرمحور متفاوت است. اکثریت کسانی که به داعش شاخه‌ خراسان پیوسته بودند، بنا به دلایل مادی و اقتصادی صرف از گروه‌های قبلی مانند لشکر طیبه، شبکه‌ حقانی و تحریک طالبان پاکستانی جدا شده بودند.

سه امکان متفاوت در مورد سرنوشت جنگجویان سطح پایینی وجود دارد؛ امکان اول بازگشت به زندگی عادی، امکان دوم، ادغام در گروه‌های تروریستی و جنگی دیگر و امکان سوم تسلیم شدن به نیروهای امنیتی افغانستان است.

با توجه به وقایع اتفاق افتاده در یک سال گذشته، امکان دوم و سوم بیشتر مشاهده شده است. بسیاری از جنگجویان داعش شاخه‌ خراسان به گروه‌های دیگر مثل شبکه‌ حقانی پیوستند یا به نیروهای امنیتی افغانستان تسلیم شده‌اند.

با بازداشت اسلم فاروقی، ششمین رهبر داعش شاخه‌ خراسان، به نظر می‌رسد که عمر این گروه به پایان رسیده باشد. این نکته می‌تواند سرشت و ماهیت جنگ و صلح در افغانستان را تغییر دهد.

بسیاری از پژوهشگران بر این اعتقاد بودند که در صورت رخ دادن صلح میان طالبان و دولت افغانستان، اعضای ناراضی گروه طالبان به صفوف داعش خراسان خواهند پیوست. و داعش خراسان تهدید جدی‌تر برای دولت افغانستان تلقی می‌شد. تضعیف سازمان داعش خراسان از یک سو و فقدان رهبری از سویی دیگر، واهمه را در میان جنگجویان سطح پایین و فرمانده‌هان میانی به وجود آورده و سردرگمی در میان نیروهای ناراضی طالبان که ماوا و مامن آینده‌ خویش را سست و لرزان می‌بینند.

بی بی سی