• انتشار: ۵ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۱:۰۵
  • سرویس: برگزیده ها
  • کدخبر: 24546
پرینت

ایران و آمریکا چگونه در «بازی بزرگ» افغانستان نقش ایفا می کنند!

منفعت های شخصی ایران به عنوان همسایه غربی افغانستان ایجاب می کند تا این کشور به دنبال ثبات سیاسی و اقتصادی افغانستان باشد.

سنگینی بار مهاجران افغان و مواد مخدر افغانستان که از مرزهای ایران می گذرد و اقتصاد این کشور را دچار اخلال کرده، سبب شده است تا رهبران ایران هنگام صحبت در خصوص آینده افغانستان، به دنبال رفع و حل این مسایل و تحقق اهداف خودشان باشند.

اما با این وجود، این نگرانی های ایران لزوما با راهبرد آمریکا در افغانستان مطابقت ندارد و تهران و واشنگتن را در مقابل یکدیگر در میدانی نبردی جداگانه قرار داده است.

ایران و افغانستان به عنوان دو همسایه روابطی پیچیده را طی قرن های اخیر تجربه کرده اند، تا اینکه در سال ۱۹۲۱ دو دولت توافقنامه دوستی را میان یکدیگر به امضا رساندند.

در اواخر نیمه دوم قرن بیستم میلادی به دنبال انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۱ که حکومتی شیعه در این کشور برقرار شد، و اما در افغانستان گروهی سنی تندور به نام طالبان بر سر قدرت نشست، روابطی سرد و ستیزه جویانه میان دو کشور حاکم شد.

ایران که خود را پیش قراول شیعه مذهبان دنیا می دید، به دنبال حفاظت از اقلیت شیعه های افغانستان که اغلب تحت ظلم و ستم گروه طالبان قرار گرفته بودند، شد و موضعی ضد طالبانی شدید در هنگام حاکمیت این گروه بر افغانستان گرفت.

پس از اینکه آمریکا در سال ۲۰۰۱ وارد افغانستان شد و رژیم طالبان را سقوط داد، شرایط به نحوی برای همکاری آمریکا و ایران به منظور مقابله با دشمنی مشترک مساعد به نظر می رسید.

«آنتونی کوردسمن» از مرکز مطالعات بین الملل و استراتژیک می گوید: “به دنبال حمله آمریکا به افغانستان، ایران ناگهان متوجه شد که آمریکا دولتی را جایگزین طالبان کرده که ایران را از غرب افغانستان جایی که شیعه های افغانستان مورد ظلم و ستم واقع شده بودند و ایران نیز نفوذ داشت به عقب رانده است. در نقطه ای کوتاه در آن زمان، ایران تلاش می کرد که با آمریکا همکاری کند.”

اما در سال های بعد و بویژه پس از آنکه آمریکا در سال ۲۰۰۳ وارد جنگ عراق شد، سیاست ایران در قبال افغانستان تغییری وارونه کرد. ایران که آمریکا را دشمنی به مراتب خطرناک تر می دید، با حمایت طالبان با سلاح و پول آرزوی بزرگ این گروه برای به قدرت رسیدن دوباره شان بر افغانستان را افزایش داد.

کوردسمن می افزاید: “شاید یک سطح دیپلماسی متفاوت از سوی آمریکا به همکاری واقعی میان ایران و آمریکا منجر می شد. اما سخنرانی جورج دبلیو بوش در سازمان ملل در سال ۲۰۰۲ و «محور شرارت» خواندن ایران عملا به این امید پایان بخشید و سبب شد ایران آمریکا را تهدیدی به مراتب بیشتر نسبت به طالبان بداند.”

ماه گذشته نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که ایران نه تنها به طالبان سلاح و پول می دهد، بلکه برخی فرماندهان این کشور نیز در صفوف طالبان می جنگند. اگر این ادعا درست باشد، این بدین معناست که ایران به طور مستقیم در کشته شدن نیروهای امنیتی افغانستان، و همین طور ناتو و نیروهای آمریکا ارتباط دارد.

جان نیکسون یک تحلیل گر ارشد در سازمان سیا اما معتقد است که بخاطر تاریخچه ای تیره در روابط ایران و طالبان، تهران هرگز به دنبال این نیست که افغانستان دوباره توسط گروه طالبان حکومت گردد.

او می گوید: “تهران هرگز نمی خواهد که در همسایگی اش دولتی سنی متخاصم که از عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج کمک دریافت می کند و ممکن است اقلیت شیعه را مورد ظلم و ستم قرار دهد بر سر حکومت برسد.”

به باور نیکسون، تهران به دنبال دولتی با ثبات در کابل است اما دولتی که متکی به آمریکا برای تامین امنیت و ثبات خود نباشد.

اما طرح بزرگ ایران برای افغانستان با راهبرد جدید آمریکا برای افغانستان مطابقت ندارد. دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا ماه گذشته با اعلام راهبرد جدید کشورش در قبال افغانستان تاکید بر ادامه حمایت آمریکا از کابل کرد و صلاحیت افزایش سربازان آمریکایی در افغانستان را تا ۴ هزار سرباز تازه داد.

“سایفر بریف”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *