• انتشار: ۱۸ سرطان ۱۳۹۸
  • ساعت: ۰۱:۵۱
  • سرویس: سیاست
  • کدخبر: 35701
پرینت

از غزنی تا دوحه؛ رویکرد ریاکارانه به جنگ و صلح

صلح امریکا و طالبان، به معنای اصلاح آن گروه و تغییر منش و ماهیت آن نیست. این امریکا است که تغییر کرده است؛ زیرا مبارزه با «تروریزم» را دیگر راه درست و سودمندی برای رسیدن به منافع خود نمی داند و ترجیح می دهد به جای جنگی پرهزینه و بی حاصل، با تروریست ها مصالحه کند و به یک نتیجه برد – برد برسد.

عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی، ضمن محکومیت حمله خونین طالبان در غزنی، ابراز امیدواری کرده‌است نشست بین‌الافغانی که روز یکشنبه با حضور نمایندگان طالبان در قطر آغاز شده، منجر به مذاکرات مستقیم طالبان با حکومت افغانستان شود.

آقای عبدالله نشست قطر را یک گام مثبت از سوی آلمان و قطر در راستای صلح افغانستان خواند.
او همزمان حملات طالبان و «قتل افراد ملکی و اطفال» را به هدف امتیازگرفتن در مذاکرات صلح، فکر بی‌جای این گروه خواند.

رییس اجرایی گفت: «اگر طالبان فکر می‌کنند با کشتن دانش‌آموزان و غیرنظامیان در مذاکرات صلح، امتیاز می‌گیرند، این یک فکر بی‌جا است. از کشتن مردم بی‌گناه کسی امتیاز گرفته نمی‌تواند؛ بلکه این یک جنایت جنگی است.»

این حمله طالبان همزمان با برگزاری نشست بین‌الافغانی در قطر انجام شد؛ نشستی که بیش از ۵۰ تن از افغانستان و ۱۷ نماینده گروه طالبان در آن شرکت کرده‌اند.

رویدادهای خونین و مرگبار کابل و غزنی، برای هزارمین بار نشان داد که تغییری در ماهیت تروریستی طالبان رخ نداده است. آن گروه همچنان بی رحمانه غیرنظامیان بی دفاع و کودکان معصوم و بی گناه را می کشند تا قدرت خود را به امریکا و دولت تحت حمایت آن در کابل نشان دهند.

این رویدادها در عین حال، یکبار دیگر، بر این حقیقت، مهر تأیید می زند که طالبان در صورت بازگشت به قدرت، سنت های سیاسی خود در زمینه اعمال قدرت که در زمان سلطه آن رژیم بر افغانستان، اعمال می شد را احیا خواهند کرد.

همین اکنون در ولایت هایی مانند غزنی و دیگر مناطق تحت سلطه آن گروه، قوانین و  احکام مربوط به دوران حاکمیت آن رژیم، اعمال می شود. به عنوان نمونه، در بخش هایی از غزنی، دستور داده اند که کسی حق ندارد، جوراب سفید بپوشد؛ تنها به این دلیل احمقانه که رنگ پرچم طالبان هم سفید است. شاید جوراب سفید، اهانت به پرچم سفید طالبان به حساب می آید!

بدتر از این موارد مضحک، رویکرد خشن و خونبار آن گروه در ریختن بی محابای خون غیرنظامیان بی گناه به ویژه کودکان مظلوم است. آنها علیرغم آگاهی از تبعات مرگبار حملات شان در مناطق مسکونی، بی رحمانه به این امر، اقدام می کنند و در موضعی وقیح، مسؤولیت اقدام شنیع خود را نیز برعهده می گیرند. این یعنی صلح امریکا و طالبان، به معنای اصلاح آن گروه و تغییر منش و ماهیت آن نیست. این امریکا است که تغییر کرده است؛ زیرا مبارزه با «تروریزم» را دیگر راه درست و سودمندی برای رسیدن به منافع خود نمی داند و ترجیح می دهد به جای جنگی پرهزینه و بی حاصل، با تروریست ها مصالحه کند و به یک نتیجه برد – برد برسد.

در این میان، نفرت انگیزتر از طالبان، عوامل اجرایی دولت کابل اند که حتی قادر نیستند تناقض های زننده خود در برابر جنگ و صلح را توجیه و پنهان کنند و رویکرد ریاکارانه خود در نفرت از جنگ و استقبال از صلح را کنار بگذارند.

یکی از نمودهای مشمئزکننده این موضع منفعلانه، در اظهارات مورد اشاره عبدالله عبدالله، بروز یافت. او در عین حالی که حمله غزنی را محکوم کرد و آن را جنایت جنگی خواند، از نشست بین الافغانی قطر، استقبال و ابراز امیدواری کرد که این نشست بتواند زمینه گفتگوهای مستقیم میان حکومت و طالبان را فراهم آورد.

آقای عبدالله که البته هیچ سهمی در مدیریت جنگ و هیچ صلاحیتی در پیشبرد صلح ندارد، حتی قادر نیست از مواضع پیشین خود در برابر حملات مشابه طالبان، دفاع کند و با تکرار بی اثر همان مواضع، دست کم مردانه به آن وفادار بماند.

همین هفته پیش بود که در واکنش به حمله مرگبار طالبان در کابل که بازهم ده ها کودک دانش آموز را زخمی کرد، آقای عبدالله در موضعی تند و بی سابقه، طالبان را گروهی «مزدور، منافق، تروریست و تروریست‌پرور» خواند و مدعی شد که «مردم افغانستان سال ‌ها در برابر شما پیام ‌آوران قتل،‌ نفرت و انزجار می‌ جنگند» و این مبارزه به رغم قربانی ‌های بی ‌شمار همچنان تا پیروزی حق بر باطل ادامه می‌ یابد.

با این وصف، چه شد که آقای عبدالله در واکنش دیرهنگام اش به حمله غزنی، به یک واکنش کلیشه ای و آرام بسنده کرد و در عین زمان، از نشست قطر، استقبال و نسبت به صلح با طالبان ابراز امیدواری کرد؟

آیا در فاصله یک هفته ای میان حمله های طالبان در کابل و غزنی و اقدامات طالبان از غزنی تا دوحه، جایگاه حق و باطل تغییر کرد و طالبان به عنوان باطل، مغلوب شدند و آقای عبدالله و دولت او در مقام حق، پیروز شد یا رییس اجرایی، این بار با خاطری آسوده تر با رویکرد ریاکارانه اش در قبال جنگ و صلح، کنار آمد و ترجیح داد که نسبت به صلح با «جنایتکاران جنگی» و گروهی «مزدور، منافق، تروریست و تروریست‌پرور» امیدوار باشد؟

علی موسوی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *