• انتشار: ۱۰ میزان ۱۳۹۶
  • ساعت: ۱۳:۳۰
  • سرویس: امنیت و جرایم
  • کدخبر: 24754
پرینت

آمریکا ۱۹ کودک افغان را در هلمند کشت

چندین رشته حملات هوایی در ماه فبروری سال جاری ۲۶ غیرنظامی افغان به شمول ۱۹ کودک را در ولایت هلمند کشت. تاکنون هنوز هیچ اجماع نظری وجود ندارد که چگونه و چرا این رویداد به وقوع پیوست.

حمید گل تنها به دنبال این بود که اعضای خانواده اش در امن باشند.

حمید گل ۱۸ ساله و دکان دار در شهر لشکرگاه ولایت هلمند زندگی می کرد؛ ولایتی که همواره محل ناامنی و درگیری ها بوده است. در سال ۲۰۱۳ و زمانی که پدر حمید گل در یک انفجار کشته شد، او و برادر بزرگترش میرویس تصمیم گرفتند تا از مادر و برادر و خواهران کوچکترشان حمایت و حفاظت کنند.

شهر لشکرگاه که همواره تحت تمرکز طالبان بود، پس از انتقال تامین امنیت به نیروهای امنیتی افغانستان در پایان سال ۲۰۱۴، شاهد خشونت های بیشتری نیز گردید. کمی بعد، ولسوالی های شمالی ولایت هلمند یکی پس از دیگری به تصرف طالبان در می آمد و شهر لشکرگاه بیش از پیش وضعیت خطرناکی را تجربه می کرد.

در سال ۲۰۱۶، حمید مادر و دیگر اعضای خانواده اش را به ولسوالی سنگین انتقال داد. شورشیان اوایل همان سال بیش تر مناطق ولسوالی را تحت تصرف خود در آورده بودند، و این بدان معنا بود که خانواده حمید در میان تیراندازی های نیروهای دولتی و شورشیان قرار نمی گرفت. حمید خود در شهر لشکرگاه ماند تا بتواند برای خانواده اش کسب در آمد کند، و میرویس نیز به ادامه تحصیلش در دانشگاه شهر پرداخت.

با شروع سال ۲۰۱۷، شورشیان طالبان فشارهای خود را برای تصرف مرکز ولسوالی سنگین افزایش دادند، جایی که مقامات دولتی و امنیتی محلی حضور داشتند و با محل زندگی خانواده حمید گل تنها چند کیلومتر فاصله داشت. ساختمان مرکز ولسوالی تنها مکانی بود که شورشیان طالبان نتوانسته بودند ادعا کنند که کل ولسوالی سنگین را تحت تصرف خود دارند.

از طرفی دیگر، نیروهای آمریکایی که دست کم ۷۰ تن از سربازان شان را طی سال های متمادی برای حفظ این ولسوالی از دست داده بودند، در پاسخ به فشار طالبان برای تصرف مرکز ولسوالی، شروع به حملات هوایی کردند.

از طرفی هم حمید گل خوشحال از این بود که خانواده اش هم اکنون در وضعیت امنیتی بهتری نسبت به شهر لشکرگاه قرار دارد. اما در صبح ۱۰ فبروری سال ۲۰۱۷، (۲ حوت ۱۳۹۵) او تماس تلفنی غیرمنتظره ای از یکی از همسایگان خانواده اش در ولسوالی سنگین دریافت کرد. “خانه با خاک یکسان شده است.”

در آن شب، حمید گل، «بی بی بختاور» مادر ۵۰ ساله اش، شش برادر و یک خواهرش را از دست داد. تمامی این هفت خواهر و برادر زیر ۱۶ سال سن داشتند. «بی بی رحمانیه» دختر خواهرش نیز در این واقعه کشته شد. او فقط دو سال سن داشت.

حمید گل تنها کسی نبود که آن روز خبر ناگواری به گوشش می رسید. در همان شب که خانه خانواده حمید گل مورد حمله هوایی قرار گرفت، چند کیلومتر آن طرف تر نیز یک خانه غیرنظامیان هدف قرار گرفت. شب بعد خانه غیرنظامی دیگری نیز هدف قرار گرفت.

تا به امروز هیچ اجماع نظری وجود ندارد که واقعا در طول آن شب ها چه اتفاقی بر سر آن خانه ها افتاد و چرا این اتفاق افتاد. تنها چیزی که واضح است این است که در پایان آن سه روز، ۵ زن و ۱۹ کودک و ۴ مرد جان خود را از دست دادند.

مقامات محلی در گفتگو با یک اداره تحقیقاتی در این خصوص گفتند که حملات هوایی آمریکا تمامی آن خانه ها را تخریب و ساکنان آن را کشتند. سازمان ملل متحد نیز در گزارش نیم سالانه خود از آمار تلفات غیرنظامیان در افغانستان آمار مشابهی نشان داد. این سازمان همچنین گفت که ظاهرا در منطقه ای که این خانواده ها کشته شدند، هیچ درگیری نبوده است، و این بدین معناست که حمله هوایی به آن خانه ها از پیش برنامه ریزی شده بوده است.

سخنگوی ماموریت حمایت قاطع ناتو در افغانستان نیز در این خصوص گفت که پس از چهار مرتبه تحقیقات در این باره، این اداره همچنان نمی تواند مسئولیت کشته شدن غیرنظامیان را تایید و یا رد کند، اما وی با گزارش سازمان ملل متحد مبنی بر نبود درگیری در آن منطقه و در آن زمان به شدت مخالفت کرد. در نهایت ماموریت حمایت قاطع پرونده این موضوع را با عنوان «دارای مناقشه» مختومه کرد. سخنگوی حمایت قاطع گفت که از آنجایی که ماموریت حمایت قاطع نمی تواند تایید کند که شورشیان نیروهای امنیتی افغانستان در این ماجرا دست داشته اند و یا خیر، این عنوان را بر مختومه ساختن دوسیه آن در نظر گرفته است.

واقعیت این امر که هیچ کس تاکنون مسئولیت این رویداد را بر عهده نگرفته است، عدم مسئولیت پذیری و عدم حسابرسی طولانی ترین جنگ آمریکا را نشان می دهد.

 

سیاست در حال تغییر آمریکا

دیلی بیست می نویسد که حضور سربازان آمریکایی در اوج حضور این سربازان در سال ۲۰۱۱ به یک صد هزار تن می رسید، که در سال ۲۰۱۵ این رقم تقریبا به یک دهم کاهش یافت و تنها حدود ۶ هزار سرباز ناتو به همراه این سربازان در افغانستان حضورشان را حفظ کرده اند. هم اکنون، آمریکا و متحدانش مبارزه علیه طالبان را توقف داده اند. نیروهای امنیتی افغانستان مسئولیت تامین امنیت را به عهده گرفته اند و ماموریت حمایت قاطع ناتو نیز تنها مسئولیت آموزش و مشاوره به این نیروها را بر عهده دارد.

نیروهای آمریکایی هم مجاز به مبارزه مستقیم با طالبان نیستند، و تنها می توانند در موقعیت دفاعی و زمانی که از سوی شورشیان مورد تهدید واقع شوند، حملات هوایی راه اندازی کنند. آنها همچنین تنها می توانند تنها در موارد جدی که ممکن است موقعیت نیروهای امنیتی توسط شورشیان به تصرف در آید، حمایت هوایی به این نیروها بدهند.

در ماه جون سال ۲۰۱۶ و زمانی که نیروهای امنیتی افغانستان مصروف عقب نگه داشتن شورشیان طالبان بودند، کاخ سفید به نیروهایش در افغانستان صلاحیت داد تا گستره حملات هوایی شان را افزایش دهند؛ در حالیکه کمی بعد اعلام کرد که نیروهایش را تا ۸۴۰۰ تن در سال ۲۰۱۷ کاهش خواهد داد. صلاحیت بیشتری که کاخ سفید به نیروهایش در افغانستان داد شامل انجام حملات هوایی برای حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان برای تصرف و یا نگه داشتن مناطق می شد.

 

تحلیل اطلاعاتی در افغانستان همچنان یک ضعف محسوب می شود

این صلاحیت تازه کاخ سفید، شمار حملات هوایی را در افغانستان به شدت افزایش داد. برای مثال در شش ماه اول سال جاری میلادی، شمار حملات هوایی انجام شده به مراتب بسیار بیشتر از کل حملات هوایی انجام شده در طول سال های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بود. اما از آنجایی که شمار سربازان بر روی زمین کم است، تحلیل داده ها نیز کمتر صورت می گیرد.

براساس یک گزارش از پنتاگون، نیروهای امنیتی افغانستان بیشتر جنگ را بر روی زمین پیش می برند، اما تحلیل اطلاعاتی در افغانستان همچنان یک ضعف محسوب می گردد.

تقریبا یک ماه و نیم پیش بود که دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا راهبرد جدید کشورش را برای افغانستان اعلام کرد، که در این راهبرد افزایش شمار سربازان این کشور در افغانستان تا رقم ۴ هزار تن نیز شامل می شد. افزایش سرباز به احتمال زیاد شمار حملات هوایی را نیز افزایش خواهد داد، زیرا سربازان آمریکایی بیشتری بر روی زمین خواهد بود تا برای حمایت از شرکای افغان شان درخواست کمک هوایی کنند.

گفتنی است که حملات هوایی نیروهای آمریکایی به همراه شماری از نیروهای ویژه این کشور که تعدادشان نیز مشخص نیست، مواضع گروه تروریستی داعش را نیز طی دو سال اخیر هدف قرار داده اند.

در همین حال، شورشیان طالبان همواره حملاتی را در ولسوالی های مختلف در سراسر کشور راه اندازی کرده اند. گیر ماندن غیرنظامیان در جریان درگیری های نیروهای امنیتی و شورشیان طالبان با یکدیگر دومین علت اصلی تلفات غیرنظامیان طی سال جاری بود. گرچه شورشیان مسئولیت بیشتری در تلفات غیرنظامیان دارند، اما وضعیت در میدان های جنگ سر در گم است و مسئولیت تلفات غیرنظامیان نیز مبهم است. برای مثال در ماه جولای سال جاری میلادی، دفتر سازمان ملل در افغانستان ۱۰ فیصد تلفات غیرنظامیان را به طور مشترک به نیروهای امنیتی دولتی و هم به شورشیان طالبان اختصاص داد، زیرا این نهاد نتوانست دقیقا مشخص کند که این غیرنظامیان توسط کدام طرف هدف قرار گرفته اند.

 

آسیب های جانبی

گرچه برای حمید گل و دیگر ساکنان ولسوالی سنگین منبع مواد انفجاری که خانه هایشان را با خاک یکسان کرد مشخص نیست، اما تاثیرات این مواد انفجاری کاملا برای شان واضح است.

«فدا محمد» که او نیز یک دکان دار است در قریه ای با فاصله چند کیلومتر از خانه حمید گل زندگی می کرد. قریه او در دومین حمله هوایی، هدف قرار گرفت.

حبیب رحمان فرزند ۲۱ ساله فدا محمد به اداره تحقیقاتی گفت که روز نهم فبروری (۱۱ روز قبل از حمله هوایی) روزی کاملا عادی برای همه بود. اعضای خانواده نان شب را در کنار یکدیگر خورده و سپس به خواب رفتند. رحمان و و دو تن از برادرانش در یک طرف خانه زندگی می کردند، و فدا محمد با همسران و فرزندان دیگرش در طرف دیگر خانه زندگی می کردند.

انفجار اول حوالی ساعت یک شب صورت گرفت، و رحمان و دیگر اعضای خانواده اش در یک طرف خانه را از خواب بیدار کرد. آنها به بیرون دویده و دیدند که طرف خانه پدرشان با خاک یکسان شده است. آنها شروع به گشتن داخل مخروبه ها کردند، و هر باری که یک تن از اعضای خانواده شان را از زیر خاک ها بیرون می کشیدند به امید نشانه هایی از زندگی بودند. اما، آن شب آنها ۱۳ عضو خانواده شان به شمول مادر حبیب رحمان و مادر ناتنی اش و چهار خواهرش هر یک آمنه ۱۷ ساله، حبیبه ۱۵ ساله، نجیبه ۸ ساله و در نهایت فاطمه ۴ ساله را از دست دادند. رحمان همچنین یک دختر خواهر یک ساله اش به نام نوریه را از دست داد.

شب بعد در قریه ای دیگر در همان منطقه، «حاجی ملا غفار» در قریه «شکرشیله» صبح زود برای ادای نماز صبح از خانه اش بیرون می شود. او در مسجد در حال ادای نماز بود که خانه اش با خاک یکسان می شود.

بی بی سارا همسر ۵۵ ساله به همراه ضیا پسر ۹ ساله و فرشته دختر ۸ ساله اش در آن شب کشت می شوند. روح الله ۹ ساله نواسه اش نیز در آن شب کشته می شود.

 

تحقیقات در خصوص حمله

نیروهای آمریکایی مردم را در منطقه می بیند، اما نمی تواند تشخیص دهد که آنها غیرنظامی هستند و یا خیر.

در تمامی این حملات دقیقا مشخص نیست که هدف چه بوده است. سازمان ملل می گوید که ۹ عضو گروه طالبان در همسایگی خانه حمید گل هدف قرار گرفته اند، اما حمید گل می گوید که هیچ جنگجوی طالبی در قریه شان نبوده است.

رحمان نیز می گوید که هیچ جنگجوی طالبی در قریه شان نبوده، و اصرار دارد که نزدیکترین جنگجویان طالب تقریبا ۱۵ دقیقه با آنها فاصله داشته اند.

حیات الله حیات والی هلمند اما به اداره تحقیقات گفت که خانه کناری فدا محمد متعلق به طالبان بوده که از آن برای حمله به مناطق مرکزی ولسوالی سنگین استفاده می کرده اند. سردار محمد یک سرباز پولیس نیز می گوید که اعضای طالبان در همان نزدیکی ها بوده اند. به گفته ی وی، حمله هوایی پنج عضو طالبان را که پس از حمله هوایی اول به خانه فدا محمد پناه آورده بودند کشته است.

غفار نیز می گوید که هیچ عضو طالبان در نزدیکی خانه اش نبوده است. اما سردار آغا ابراهیم خیل یک افسر اردوی ملی می گوید که شورشیان طالبان قصد داشتند یک تونل را از زیر یک پوسته اردوی ملی ایجاد کنند که در نزدیکی خانه غفار بوده است. تاکنون شمار زیادی از سربازان اردوی ملی بخاطر همین تونل ها در زیر پوسته های امنیتی در ولسوالی سنگین جانشان را از دست داده اند.

ابراهیم خیل معتقد است که نیروهای آمریکایی اشتباها خانه غفار را هدف قرار دادند، زیرا آنها تلاش داشتند تا از پیشروی طالبان جلوگیری کنند. او می گوید “مشکل اینجاست که نیروهای آمریکایی مردمان را در منطق می بینند، اما نمی توانند که تشخیص دهند آنها شورشی هستند و یا غیرنظامیان.”

افغانستان کتابچه ای از مثال های گوناگون است که می گوید چگونه سیاست گذاری های ارشد می تواند بر آمار تلفات غیرنظامیان در میدان های جنگ تاثیر مستقیم بگذارد. برای مثال در سال ۲۰۰۸، تقریبا یک چهارم تلفات غیرنظامیان توسط نیروهای دولتی و یا حملات هوایی نیروهای ناتو صورت گرفت. شش ماه بعد که گزارش سازمان ملل در این خصوص منتشر شد، جنرال استنلی مک کریستان فرمانده وقت ناتو در افغانستان وعده سپرد که این رویه را تغییر دهد و تمامی حملات هوایی را در مناطق غیرنظامی نشین بجز موقعیت های بسیار حساس ممنوع کرد.

جنرال دیوید پترئوس جانشین او نیز بر همین روند تاکید کرد. او نیز به فرماندهان نظامی در میدان های جنگ دستور داد تا پیش از دستور حمله بجز در دو موقعیت که بعدها قرار بود منتشر شود، کاملا مطمئن شوند که هیچ غیرنظامی در منطقه حضور ندارد.

سیاست های این گونه تاثیر مستقیمی بر نرخ تلفات غیرنظامیان گذاشت. برای مثال در سال ۲۰۰۹ به طور میانگین از هر شش حمله هوایی یک غیرنظامی کشته شد. در سال ۲۰۱۰ این رقم به هر ۱۵ حمله هوایی رسید.

اگر مدارک مستدل و موثقی مبنی بر این که نیروهای آمریکایی این حملات را در ولسوالی سنگین راه اندازی کردند وجود می داشت، قطعا محدودیت های جدی تر و بیشتری وضع می گردید. و اگر این حمله توسط نیروهای امنیتی افغانستان صورت گرفته است، تیم تحقیقات افغانستان می توانست با استفاده از این سیاست های بهتری برای کاهش بیشتر تلفات نظامیان در نظر بگیرد.

یک مقام ارشد نظامی آمریکا گفت “مشکل اصلی این است که تحقیق درباره تلفات غیرنظامیان حملات هوایی با تعداد نیروی محدود و دسترسی صفر به منطقه مورد حمله بسیار سخت است.”

او افزود: “به عنوان نظامی، نه تنها ما به مناطق دسترسی نداریم، بلکه آژانس های کمک رسان نیز دسترسی کافی ندارند. از این رو تحقیقات در خصوص تلفات غیرنظامیان بسیار دشوار می شود.”

وی همچنین گفت “سربازان آمریکایی نمی توانند به صحنه رفته و از نزدیک صحنه را بررسی و از مردم پرس و جو کنند. از این رو تصمیم در خصوص اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده بسیار دشوار است.”

ماموریت حمایت قاطع در خصوص حمله هوایی به ولسوالی سنگین گفت که این نهاد به طور دقیق طول و عرض جغرافیایی حمله را بررسی کرده و نتوانسته هیچ ارتباطی بین مکان دقیق وقوع حمله هوایی و گزارش های تلفات غیرنظامیان در آن منطقه پیدا کند.

اما این گفته ماموریت حمایت قاطع نمی تواند به عنوان «رد» مستقیم محسوب گردد.

والی هلمند چند ماه پیش گفت که یک هیات حقیقت یاب افغان همچنان در حال بررسی این واقعه است. “امیدواریم بفهمیم که این حمله توسط ماموریت حمایت قاطع و یا توسط راکت های دشمن صورت گرفته است.”

در همین حال، حمید گل، رحمان و غفار همچنان در حال جمع آوری تکه های باقیمانده هستند. والی هلمند از بودجه ولایتش مبلغی جزئی به آنها برای کمک داده است.

آقای حیات اظهار امیدواری کرد که این افراد بتوانند از دولت مرکزی غرامت بیشتری دریافت کنند.

تمامی نهادهای امنیتی منطقه به این توافق رسیده اند که خانواده های آنها قربانی جنگ شده اند و باید از سوی دولت مرکزی به آنها غرامت پرداخت شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *